دانلود کتاب تاریخ جنگ های محمد پبامبر

کتاب تاریخ جنگ های محمد رسوال الله کتابی است بسیار سنگین و قطور، برای دانلود این اثر سنگین زمانی طولانی لازم خواهد بود، وزن سه جلد این کتاب ۲۸۰ مگابایت می باشد (۲۸۰٫۰۰۰ kb )

نام کتاب

تاریخ جنگ های محمد جلد اول(دانلود+)

تاریخ جنگ های محمد جلد دوم(دانلود+)

تاریخ جنگ های محمد جلد سوم(دانلود+)

نویسنده

محمد بن عمر واقدی

موضوع

تاریخ + اسلام + جنگ + محمد رسول الله

پسورد یا رمز

www.tarikhema.org

جلد

۳ جلد

حجم

۲۸۴۵۶۰ کیلو بایت – سنگین

قالب

PDF

ناشر

تاریخ ما

 

مطالب مرتبط

۱۲ دیدگاه‌

  1. shayan گفت:

    با سلام:لطفا کتابهای ذیل را برایم ایمیل کنید
    تاریخ جنگ های محمد جلد اول

    تاریخ جنگ های محمد جلد دو

    تاریخ جنگ های محمد جلد۳

    نویسنده
    محمد بن عمر واقدی

  2. سمانه سلیمی گفت:

    سلام خسته نباشید لطفا تاریخ یعقوبی جلد ۱وجلد ۲ را برایم ایمیل کنید

    • سمانه خانوم، اگر برایتان امکان دارد لطفا بالا در بخش جستجو تاریخ یعقوبی را جستجو کنید و سپس آن را دانلود کنید. این با با کمی تامل آسان خواهد نمود.

      • برادر! آمده ام کنار یک خانه گلی ، متروک ، خاموش ، یاران ان پیام آور از پیرامون این خانه کنار رفته اند و تنهاست ، همسرش تن به مرگ داده است و خودش در نخلستان های بنی نجار ، همه رنجها و درد های من و تو را با خدایش می گرید ؛ من سرم را به کنار در این خانه متروک گذاشتم و از ترس ان معبدهای وحشتناک و از ترس ان قصرها و از ترس ان گنجینه ها که همه با خون و رنج ما فراهم شده در این هزاران سال به این خانه پناه آوردم ، این است برادر … او و همه کسانی که به او وفادار مانده اند، از تبار و نژاد ما رنج ها دیده ها بودند … همه! …
        او برای اولین بار زیبایی سخن را نه برای توجیه محرومیت ما و توجیه برخورداری قدرتها بلکه زیبایی سخنش را که قهرمان سخن وریست برای نجات ما و آکاهی ما استخدام کرد
        او بهتر از دموستن سخن می گوید اما نه برای احقاق حقش
        او بهتر از بوسه ی خطیب سخن می گوید اما نه در دربار لویی ، بلکه بر سر قدرت ها و بلکه پیشاپیش ستم دیدگان
        شمشیرش را نه برای دفاع از خود یا خانواده خود یا نژاد خود یا ملت خود و نه برای دفاع از قدرتها بزرگ بلکه بهتر از اسپارتاکوس و صمیمیتر از او برای نجات ما در همه صحنه ها به چرخ آورده است
        او بهتر از سقراط می اندیشد اما نه اندیشه ای برای اثبات فضایل اخلاقی و اشرافیت که بردگان از آن محرومند بلکه برای اثبات ارزش های انسانی که در ما بیشتر است ، زیرا او وارث قارون ها و فرعون ها نیست، وارث معبدان نیست
        او خود نه محراب دارد و نه مسجد ، او خود قربانی محراب است
        او با خدا سخن می گوید
        او مظهر عدالت است
        او مظهر تفکر است ، اما نه در گوشه ی کتابخانه ها و مدرسه ها و آکادمی ها و نه در سلسله علما تر تمیز روی طاقچه نشسته ! که از درد و رنج و گرسنگی مردم خبر ندارد از پس غرق در تفکرات عمیقه … نه برادر !
        او همان طور که در عمق آسمان ها پرواز می کند در همان حال ناله ی کودک یتیمی تمام اندامش را مشتعل کرد و او در همان حال در محراب عبادت ، رنج تنش را فراموش می کند و نیش خنجر را در همان حال … !
        فریاد می زنه به خاطره ظلمی که بر یک زن یهودی شده است
        فریاد می زند که اگر کسی از این ننگ بمیرد قابل سرزنش نیست
        او برادر ، مرد شعر است و مرد زیبایی سخن اما نه چون شاهنامه که در تمام شست هزار بیت آن تنها یک بار از نژاد ما (بردگان) سخن گفت و از یکی از برادران ما ، « کاوه » این آهنگری که معلوم بود از تبار ماست ، اما این آهنگر با اینکه آزادی و انقلاب و نجات مردم و ملت را تعهد کرد اما تا آمد بیرون … درون شاهنامه ترغیب می کنند که این تنها قهرمان از تبار ما که پا به شاهنامه گذاشته است ؛ چه شد؟ کجا رفت؟ ناگهان میبینم گم شد ، چرا که درخشش نژاد و تبار «فریدون» پیش آمد ؛ این است که چند خط بیشتر از او در تمام شاهنامه نیامد .
        اکنون نیز برادر در عصری و وضعی و جامعه ای زندگی می کنم که باز به او محتاج هستم و همه هم نژادان و هم طبقه های من نیز به او احتیاج دارند ؛ او بر خلاف پیامبران دیگر ، بر خلاف نخبه ها و ادیشمندان دیگر و برخلاف حکیمان دیگر که :
        اگر نابغه هستند ، مرد کار نیستند .
        و اگر مرد کار هستند ، مرد اندیشه و فهم نیستند
        و اگر هر دو هستند ، مرد شمشیر و جهاد نیستند
        و اگر هر سه هستند ، مرد پارسایی و پاکدامنی نیستند
        و اگر هر چهار هستند ، مرد عشق و احساس و لطافت روح نیستند .
        و اگر همه این ها هستند ، خدا را نمی شناسند و خود را در ایمان گم نمی کنند ، خودشان هستند!
        او بر خلاف همه اینها مردیست در همه ابعاد انسانی ، مردیست که در همه خدایان و رب نوع های قدرت ،اندیشه ، کار ، برادر کار …
        کار برادر … او همچون یگ کارگر چون من و تو کار می کند با پنجه هایش که سطر های عظیم خدایی را رویه کاغذ مینوسید با همان دست ها و پنجه ها ، پنجه در خاک فرو می کند و چاه می کند ، غنات کنده … و آب در شوره زار برآورده … درست یک کارگر اما نه در خدمت این و آن و نه در خدمت خودش … ” در داخل غنات ناگهان فریاد میزند و میگه منو بکشید بالا !! و وقتی که او را بالا میکشند سر و رویش پر از گل می باشد و آب در حال شترک زدنه ، در آن بیابان سوزان پیرامون مدینه نهر جاری میشه و بنی هاشم خوشحال میشند ، بلافاصه در همان حال که هنوز نفس نگردانده میکوید : زنده باد بر وارثان من که یک قطره از این آب نصیب ندارند. چرا که وقت من و تو کردند..
        و اکنون ما نیزمندیم به یک پیشوا ، برای اینکه از همه تمدن ها و مذهب ها و فرهنگ ها یا انسان ها یک حیوان اقتصادی ساخته اند یا یک حیوان نیایش گر درون گراء فردی در دخمه های عبادت و روحانیت ؛ یا مرده اندیشه و تفکر عقلی ساخته اند ، بی احساس ، بی دم ، بی عمق ، بی عشق و یا مرده احساس و الهام ساخته اند ، بی عقل ، بی تفکر ر، بی منطق ، بی علم … .
        و او مرد همه این ابعاد بود . .
        رب نوعه زحمت کشیدن و کار و کارگری ، رب نوع سخن گفتن ، رب نوع جهاد کردن ، رب نوع اخلاص ورزیدن ، رب نوع وفادار ماندن ، رب نوع رنج ، رب نوع سکوت ، رب نوع فریاد ، رب نوع عدالت … .
        و اکنون برادر من در جامعه ای هستم که در برابر من دشمن است ، در یک نظام نیرومند در بیش از نیمی از جهان و به عبارتی بر همه جهان حکومت می کند ! و نسل مرا برای بردگی تازه از درون می سازد.
        ما اکنون بظاهر برای کسی بیگاری و بردگی نمی کنیم ، آزاد شده ایم ، بردگی برافتاده است ، اما برادر از سرنوشت تو بردگی بدتری را محکوم شده ایم ، اندیشه ما را برده کرده اند ، دل ما را برده کرده اند ، اراده ما را تسلیم کرده اند و ما را به یک عبودیت آزاد گونه پرورده اند و راه ساخته شدن ما مجدد فقط و فقط با قدرت علم ، جامعه شناسی ، فرهنگ ، هنر ، آزادی های جنسی ، آزادی مصرف و عشق برخورداری ممکن خواهد بود ؛ از دورن ما و از دل ما ، ایمان به یک هدف ، مسئولیت انسانی و اعتقاد به مکتب او از بین برده اند و اکنون ما در برادر این نظام های حاکم بر جهان ، کوزه های خالی زیبایی هستیم که هر چه آن ها میسازند ، می بلئیم و ما اکنون به نام فرقه ، به نام خون ، خاک و به نام خود او و مخالف او ، قطعه قطعه می شویم تا هر قطعه ای لقمه ای ، راحت الحلقوم در دهان آن ها باشیم ؛ تفرقه ، پیروان او را ، برادر ! و پیروان آن مکتب را برادر به جان هم انداختند:
        این دشمن اوست ، چرا در چنین سرنوشتی که در جهان و بر ما حکومت می کند با او دشمنی می کنه ، به خاطر این که او با دست بسته نماز میخواند ، او با این دشمنی میکنه به خاطره این که این با دست باز نماز میخوانه ، این دشمن او چون او مهر نداره و بر فقر سجده می کنه ، او دشمن کینه توزی که این نو برداشته ؛ جنگ ها را و خصومت ها را و جبهه ها را تا این اندازه تنگ کرده اند و روشن فکران ما را به کلی به سرزمین دیگری رانده اند و چوپانانش خودشان ؛
        اختلاف!

  3. سلام. من سایت شما رو داخل وبلاگم لینک کردم و به شما اطلاع دادم تا شما هم وبلاگ من رو لینک کنین ولی …. ممنون میشم وبلاگم رو به اسم (یک بار کلیک ضرری نداره) لینک کنین

  4. کامران گفت:

    با درود

    جلد دوم دانلود نمی شود. می شود لطفا یکی بار دیگر بگذارید ؟

    با سپاس

  5. نوشین گفت:

    با درود لطفا” کتاب تاریخی سه و یا چهار جلدی ابن مقفع را برایم بفرستید تا دانلودش کنم

    • درود. ما اقدام به تهیه کتاب کرده ایم، اما کمی زمان بر خواهد بود، زیرا یک صف طولانی کتاب داریم.
      زندگی وی را اینجا : زندگانی ابن مقفع و یک مقاله کوتاه در مورد وی هست اما همین لینک که دادم کامل تر می باشد.

  6. حسین گفت:

    درود بر شما
    اقا دانلود نمیشه لطفا ایمیل کنید

  7. Hooman گفت:

    بادرود و احترام به شما
    لطفا اگر می توانید کتاب ” خاندان نوبختی” نوشته ی ” عباس اقبال آشتیانی “را برای در سایت قرار دهید .
    مدتها دنبال این کتاب ارزشمند هستم – با تشکر هومن

  8. مرتضی گفت:

    با درود بر شما و ممنون از زحماتتون و سایت بسیار خوبتون

  9. Felipe گفت:

    Keep it ciomng, writers, this is good stuff.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.