دانلود کتاب روزهای پیشاور (ردی بر کتاب شبهای پیشاور )

نام کتاب

روزهای پیشاور

نویسنده

محمد باقر سجودی

توضیح

این کتاب نقدی است بر کتاب شبهای پیشاور سلطان الواعظین . نویسنده کوشیده مورد به مورد مناظرات کتاب مذکور را واکاوی کند .
رمز عبور

www.tarikhema.org

۰۰۰۰۰ حجم دانلود کتاب

۳۰۴۰ کیلوبایت (KB)

قالب کتاب

PDF

منبع الکترونیکی

تاریخ ما

مطالب مرتبط

۱۱۲ دیدگاه‌

  1. max گفت:

    in ketab ehanat be mardom iran va shiayan ast ke ma ro sadeloh doneste va az lahnesh peidas ke az roye doshmani neveshte shode. dalayelesham ghalatan ke avalesh darbare shiayan gofte. soltanolvaezin sohbatash az manabe motabare sonate. taze ahl tasanon ghabol daran hameye sahih bokhari va moslemo. ama inja zadan ziresh. kolan ina zed irano shian . nemone barezesh khianataye arabestane ke edeaye sonatam mikonan.

  2. مهدی گفت:

    سلام
    مدیر یت محترم ! نمی دانم شما کتاب فوق را که به اسم نقدی بر کتا ب شبهای پیشاور است خوانده اید یا نه ولی خواهش می کنم این کتاب ضاله را از سایت حذف بفرمایید این کتاب ردی بر کتاب شریف و مستند شبهای پیشاور است و جناب سلطان الواعظین شیرازی رحمه الله علیه سلطان بی بدیل دفاع از حریم مقدس و منور اهل بیت عصمت و طهارت بوده است .
    هنوز یادمان نرفته که بیش از هزاران کتاب شیعه ، آنهم نسخه اصلی و خطی توسط علمای متعصب وافراطی و حق پوش و معاند برای همیشه از بین رفت تا بتوانند شیعه را از بین ببرند اما کور خوانده اند زیرا شیعه ثابت قدم و استوار ایستاده و هر لحظه که بر قدمت این مذهب والا ی علوی افزوده میشود حقیقت بر همه آشکار می شود که شیعه و رهبر همیشه مظلوم آن ،حضرت علی علیه السلام ، حقند و امامت و خلافت ایشان به دست غاصبین بالفطره ، غصب گردید و ….!
    این کتاب روزهای پیشاور تحلیل یک وهابی متعصب است که خواسته با بزرگنمایی مطالب و ایجاد شبهه در حقیقت کتاب شبهای پیشاور و مستندات محکم آن ، راه را برای کسانی که می خواهند راه حقیقت طی کنند و به صراط واقعی امام بر حق شیعیان حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام ایمان بیاورند و اقرار کنند ، ببندند و کتمان حقیقت نمایند اما زهی خیال باطل !!!
    اگر یک نو نهال در وادی مذهب باشی و یک جستجوی کوچک در منابع غنی سایتهای شیعه بیندازید خواهید دید که خورشید هیچگاه پشت ابر نیست بلکه تعصبات امثال این مرد ، راه را برای هدایت او بسته است .!
    امیدوارم مدیر محترم سایت ، این کتاب ضاله و هجو را که در رد و انکار حقیقت والای تشیع داشته ، از این سایت غنی حذف بفرمایند! اللهم اهدنا الصراط المستقیم .

    • مهدی گفت:

      دوست عزیز ومحترم ما از هیچ چیز خوف نداریم و سعی نکنید بحث را به اهانت به مقدسات و خرافی دانستن مسائل ختم کنید . شاید از دید شما این مسائل خرافی بیاید و باکی نیست ، چون اطلاعات شما بسنده شده به اطلاعاتی که از عوام و توام با خرافه . در حالی که اسلام دین غنی و محکمی است و به صرف این که کسی ادراک کربلا و عظمت آن و فلسفه قیام امام حسین علیه السلام و نماز و زیارات و غیره را ندارد اصلا و ابدا نگرانی نداریم که شیعه آسیب ببیند ولی گاهی جهت اطلاع خودتان به گوشه و کنار اخبار جهان سری بزنید . همین چند وقت پیش بود که یکی از بزرگان وهابیت اقرار کرد که امام دوازدهم وجود خارجی دارد و در کتب آمده است و به عنوان امام دوازدهم می باشد و با اقرار این شخص چقدر از وهابی ها بلافاصله به تشیع گرویدند و این شخص سریع حرف خود را پس گرفت . ولی اقرار به حقیقت نمود . ما می گوییم اصلا کتاب شبهای پیشاور و غیره را کاری نداشته باشید خوب است کتاب “پس آنگاه هدایت شدم ” که در همین سایت می باشد و نویسنده آن شخصی وهابی است که به مذهب تشیع گرویده است و معروف بنام سید محمد تیجانی که اگر زندگی نامه ایشان را بخوانید می بینید که چقدر شخص اهل علم و بی بدیلی در شهر و دیار خویش بود و به عبارتی برگ برنده وهابیت در زمان خود و در شهر خود بوده است و لی چقدر قشنگ بدون تعصب تحقیق نموده و اکنون یکی از فعالان تشیع در جهان ایشان می باشند . ما کاری به گنبد و بارگاه و حسینه امام نداریم هر چند اگر لازم باشد در جای خود از آن هم دفاع بی تعصب و با استدلال داریم که هیچ نیازی نمی بینیم خود را خسته کنیم ! ولی اگر می خواهی با اصل اعتقادات در گیر شوی این را به شما و به هر کسی که توهم و خیال این را در سر می پروراند می گویم ، به حول و قوه الهی : با آل علی هر که د ر افتاد ور افتاد. وا گذارید به خدا و به مظلومیت این آل مقدس منور ! والسلام . والسلام علی من اتبع الهدی

      • لیلا گفت:

        با گفته های مدیر سایت موافقم. و مطالعه ی هر دو کتاب را مفید می دانم زیرا که هرکس بینش صحیح داشته باشد در تشیع خود ثابت قدم م ی ماند و هرکه در او غش باشد غربال می شود و چه بهتر که سره از ناسره تشخیص داده می شود. نمی دانم چرا برخی از این کتاب ها می ترسند. من هم می گویم فراموش نکنیم که: باآل علی هرکه در افتاد ور افتاد”
        علی (ع) خورشید بی غروبی است که حتی دشمنانش پس از ۱۴۰۰سال از مرگش نیز از نامش می ترسند و این افتخار برای مولایمان بس که با وجود اینکه حضور جسمانی ندارد هیچ کس را یارای مقابله با او نیست. قبول کنیم که این ما نیستیم که از علی دفاع می کنیم سالهای سال است که او به ما آبرو داده و ما را دربرابر دشمنان حفظ کرده و گرنه ما چه کاره ایم که برای او کاری کرده باشیم. وهابیون متعصب نمی توانند بغض و کینه ی خود را علنی کنند بنابر این سعی در تحریف علی (ع) دارند.همین!
        به دل نگیرید خواندن این نوع کتابها ما را آگاه تر می کند.

    • محمد حسن گفت:

      @مهدی, برادر عزیز بد نیست کمی مطالعه و در کنار ان منطق خود را بالا ببرید من یه مسلمان زاده هستم اما مذهبم را خود انتخاب کردم من هم کتب تشع را و هم کتب و اعتقادات تسنن را مطالعه کردم.
      به شما هم پیشنهاد میکنم تا کتاب تضاد مفاتیح با قران جناب برقعی را مطالعه کنید تا از حقیقت دعا های خود مطلع شوید

      • لیلا گفت:

        @محمد حسن, جناب برقعی همون نیست که در اوخر عمرش توبه کرد و وصیت کرد که در کنار امام زاده دفن بشه؟!

      • علی گفت:

        @محمد حسن, این چه کتاب چرتی است عزیزم برو اطلاعات درست کسب کن وخودرا از باتلاق گمراهی نجات .به این چرت وپرتها دل خوش مکن.در ضمن خودت با نویسنده بی سوادت بامنطق باش………

  3. امیر گفت:

    باسلام
    کاش پاسخ های هرزه گویی های این کتاب را دیگران میدانستند.نویسنده تا توانسته مغالطه کرده و مسلمات مذهب خود را انکار میکند.الکی میگوید ما این حرفها را نمیگوییم در حالی که کتب اینها مملو از این حرفهاست.ولی از ندانستن مردم سوئ استفاده میکند.
    خواهشا به دلیل عدم اطلاعات درست عموم مردم این کتاب ضاله پر دروغ را حذف کنید

  4. علیرضا گفت:

    با سلام
    خدمت ادمین محترم عارضم که تمامی ادعاهایی که نویسنده این کتاب در مورد سلطان الواعظین گفته است یک مغلطه زیرکانه میباشد یعنی اینکه سلطان الواعظین را متهم به دروغ میکند در حالی که خود نا صادقانه این
    کتاب را نقد میکند .
    در ضمن چه حکمتی دارد که کنب تاریخی اهل سنت در زمانهای مختلف دچار تغییر میشود من هیس المجموع از شما تقاضا میکنم کتابهای چنین کذابانی را از دیدگاه عموم حذف کنید تا آنان که به دنبال حقیقت هستند دچار گمراهی نشوند.

    • میم گفت:

      سلام. سانسور درست در همین نظریه دلسوزانه شما نهفته. برادر تو خود را علامه می دانی که بخوانی وگمراه نشوی اما دیگران ببو ونادان هستند و ممکنه! گمراه شوند!؟ بهتر است همه ی کتابها که توهین و اهانت نداشته باشند چاپ شوند و نظریه ها در باب آنها هم چاپ شوند. پیرمردی هستم و یک عمر شنیدم اسلام برای هر پرسشی هر نقدی گوش شنوا دارد چون بسیار قوی است و مستدل. اما متأسفانه یادشان رفت که اسلام قوی است و شروع کردن به ممنوع کردن ! کتاب رمان وداستان، شعر ، فلسفه ، فیلم وسینما ونمایشنامه و… چه شده است. آیا کم آوردیم؟! مگر نگفتیم هرچه در عرصه نوشته و هنر و کتاب است آزاد می کنیم و پاسخگو هستیم؟!!!!!!

  5. یوسف گفت:

    [[اگرکتاب روزهای پشاورحقیقت ندارد چرا خوف میکنید آفتاب به دوانگشت پنهان نمیشود اسلام باقرآن مسجد وحدیث به ما رسیده است نه با حسینیه امام بارگاه مهر خاک کربلا وغیره اشیا خرافی

    • حقيقت جو گفت:

      @یوسف, کاش کمی در کتب خودتان کندو کاو می نمودید تا اینگونه به اشتباه در مورد تشیع حرفی به میان نیاورید!!!
      حقا که خدا لعنت کند کسانی ر که بین مسلمانان تفرقه انداختند تا خود از این تفرقه سود برند!!!
      برادران و خواهران مسلمان ما در میانمار قتل عام میشوند
      آنوقت شما به دنبال این هستید که ثابت اصحاب نا خلف پیامبر (ص) بر حق هستند و خاندان مبارک آنها بنا به آیه تطهیر در قرآن که مبرا از هر عیبی هستند بر دروغ هستند!!
      حقا که خدا لعنت کند کسانی را که بین مسلمانان از روی سیاست تفرقه انداختند خدا لعنت کند

    • مهدی گفت:

      برای این که مهر و نماز و سجده برمهر را خرافی ندانید خوب است در کتب اهل تسنن یک غوری بفرمایید که اصل استفاده از مهر از زمان خود حضرت رسوالله بوده است و اولین بار از تربت حضرت حمزه سیدالشهداء مهر برای خویش درست فرمودند و بر آن نماز خواندند و ما که حضرت امام حسین علیهالسلام را امام و شهید راه خدا می دانیم به روش رسول مکرم صلی الله علیه و آله وسلم عمل کرده ایم چرا که ایشان پس از شهادت حضرت حمزه سلام اله علیه از تربت ایشان مهر ساختندو ما برای عدم ایضاء شما، به این متن شما را ارجاء می دهیم از این سایت:
      http://www.nooreaseman.com/forum67/thread38069.html

      وشما را به یک جستجوی ساده در اینترنت دعوت می کنم با این مضمون یا مضامین مشابه :
      چرا اهل تسنن برای نماز از مهر استفاده نمی کنند لکن شیعه استفاده می کند؟

      یا
      روایات اهل سنت در مورد استفاده از مهر در نماز و ……

    • مهدی گفت:

      و به این سایت که منابع را کامل آورده اند:
      http://magazine.hawzahqom.ir/index.aspx?siteid=74&siteid=74&pageid=4946

    • حیدرپور گفت:

      @یوسف, آقایوسف نمیدانم عقل شما جماعت کجارفته فقط میدانم رفته /// اگر اسلام از گنبدوبارگاه به شما نرسیده پس اونی که روی قبر پیامبر گرامی هست شما به اون گنبد وبارگاه نمیگویید؟ انقدربه خوردشمادادند که چشم شما راکاملا بستند بابا برو یک نظری به کتابهای خودت بنداز حتی خلیفه شما عمر هنگام خشک سالی رفت به ابن عباس گفت برو نزد قبرپیامبر دعاکن تا باران بیاید وازاین دست روایت درکتاب شما پراست اما متاسفانه …. نمی دانم چی بگویم اگر عاغل باشی عقل خودت راکار می اندازی

  6. یاسر گفت:

    اینا اگه جرات داشتند میومدند با آیت ال.. مکارم شیرازی مناظره میکردند.بعد اینکه ایشون گفتند به صورت زنده برای همه پخش بشه کم آوردن و قبول نکردند

  7. یوسف گفت:

    pواقعا خدالعنت کند کسانی را که اسلام ناب را باخرافات قبرپرستی تیغ زنی صیغه خمس حسینیه امام بارگاه امامزاده سازی مهرسازی وهزاران احکام دروغین مخلوط کرده است هنوزمفهوم اهل وبیت را ندانستید که اهل بیت یعنی چه؟ همسران هم شامل اهل بیت است ییاخیر که همیشه تهمت میبندید غافل از آیه قرآن که خوبان با خوبان ازدواج میکند واقعا اگراسلا م را دوست داری راه باطل را ادامه ندهید اگرنفس را دوست دارید به صیغه……..ادامه بدهید اگرتحقیق میکنید مثل استاد باقر سجودی ابولفضل برقعی قمی وصدها شخصیت دیگر تسلیم حق شو درغیرآن گمراهی به سودت نیست برا ی تحقیق به کتاب روزاهای پشاور وسایت عقیده مراجعه کن تاخداوند شمارا هم مثل من ودیگرا ن هدایت کند چونکه دنیا ی چند روزه است
    نصیحت دردل دانا چراغ است نشان مرد کم دانش دماغ است
    را ه پرافتخار نیاکان خویش چون عمرخیام مولوی عطار سعدی حافظ وهزاران شخصیت های بانام ایران زمین را درپیش گیر نه را ه فصابان وزانیان کهریزک وتاجران دین را

    • vahid گفت:

      برادر هدایت شده!
      چون شما هدایت شده اید و حقایق را درک نموده اید ان شا الله خداوند شما را با آنان که دوستشان دارید یعنی عمر و معاویه و یزیدو ….محشور کند و ما را با امیر المومنین و فاطمه زهرا(س)و حضرت حسین و یازانش.انشالله

    • علی گفت:

      @یوسف, سلام بر یوسف اما نه بر تو ؛ من به تنهایی نه بلکه تمام شیعیان با این مطلب موافقیم که خدا لعنت کند کسانی را که اسلام ناب را به خرافه و بدعت کشاندند انشاءا…
      لازم است ابتدا عرض کنم با انکه شیعه هستم چند سالی افتخار داشتم در جوار برادران اهل سنت در کردستان و .. زندگی کنم واقعا اینگونه نیست که بعضی از ما ها تصور میکنیم بنده با انانی که مانوس بودم مسلمانانی صدیق زحمتکش و پاکدامن بودند که از لجاچت به دور بودند و کاملا من و سایر دوستان در این مدت با ایشان راحت بودیم ؛ اگر در قید حیات هستند خدا حفظ و اگر هم نیستند خدا رحمتشان کند. بگذریم پاسختتان را بخاطر فحاشی و بی ادبی نمی خواستم بدهم چون فحاشی کار انسانهای زبون و بی عقل و استدلال میباشد حاظر نبودم خودم را تااین سطح پایین بیاورم اما فقط بخاطر توهینی که به ائمه اطهار علیهم السلام نمودی و آنها را مرده و شیعیان را قبر پرست خواندی جواب میدهم .
      و اما پاسخ سئوالات شما تماما با استناد به کتب معتبر عزیزان اهل سنت در همان کتاب شبهای پیشاور داده شده واگر ادعا میکنید اهل تحقیق هستید (البته از الفاظ بی ادبانه تان چنین به نظر نمیرسد ) یکبار مطالعه نمایید بعد لب بگشایید البته خود پیداست که شما نه این کتاب ونه کتابهای اهل سنت ونه حتی قران را خوانده باشید حالا حداقل فرمایش مولوی را که ادعای افتخار دنبال روی آنها را دارید را بشنوید که میفرماید : ما ز قران مغز را برداشتیم پوست را نزد خران بگذاشتیم همان کاریکه مسلمانان را ستین پیرو رسول الله و اهل بیت طبینش انجام میدهند مگرخداوند در قرآن مجید سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹نفر موده : ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا ء عند ربهم یرزقون : یعنی کشته شدگان در راه خدا را مرده نپندارید بلکه آنان زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند. ما و سایرمسلمانان (نمیگویم شما چون شما را سنی نمیدانم به دروغ این چنین میخواهید نشان دهید چون اطلاعی از قران و کتب این برادران ندارید بارها شاهد بودم برادران اهل تسنن بعد فراغت از نماز به قرائت قران مشغول میشدند حتی برادران اهل سنت افغان)به اتفاق امیرالمومنین علی علیه السلام و سایر ائمه اطهارعلیهم السلام را شهید میدانیم پس اگر شیعیان نزد قبور ائمه مشرف میشوند مرده پرستی نیست طبق فرمایش حضرت حق آنان زنده اند حال تقصیر ما چیست مردگان شما در راه خدا کشته نشده اند.واما گفتید خوبان با خوبان ازدواج میکنند تو را به هر چه میپرستی میدانم اهل قران نیستی نمیگویم قران بخوان سنی هم نیستی که به کتب آنها ارجاع بدهم بیسواد ؛کمی تاریخ انبیاء را بخوان ببین زن حضرت نوح پیامبر بزرگ خدا چگونه به امر خدا ترد شد مگر حضرت لوط پیامبر خدا نبود بقول شما مگر جزء خوبان نبود پس چرا زن ایشان جزء عذاب شدگان بود . قدما گفته اند کسی که در خواب است را میتوان بیدار کرد کسیکه خود را به خواب زده را نمیتوان بیدار نمود مصداق توست . دوست عزیزی سخن خوب والبته بحقی گفته بودند خدا هر کس را با انکس که دوستش دارد محشور کند انشاءالله . اما بعد ؛همانطورکه سلطان الواعظین در کتاب شبهای پیشاور با استدلال به کتب معتبر اهل سنت نه شیعه پاسخ داده اند اگر در کتاب روزهای پیشاور پاسخ ایشان را از کتب معتبر شیعه میدادند نه من بلکه هر انسانی که با تدبیر و بی طرف مطالعه میکند میپزیرفت نه آنکه مثل انسانهای زبون توهین و بی ادبی نموده و کلا صورت مسئله را پاک نماید در اینجا اعلام میکنم هر کس از هر نویسنده ای هر کتابی که با استناد به قران و شریعت و کتب معتبر شیعه ؛که در آن رد شیعه را ثابت کند معرفی نماید تا مطالعه کنیم باز تاکید میکنم کتب مستند نه مزخرفات اما در آخر جوابت را با فرمایش مولوی که ادعا کردی سنی است میدهم ایشان ابیات بسیاری در مدح مولا گفته اند بسیاری معتقدند ایشان و حافظ تقیه میکردند هرچند رد یا ثبوت آن ؛موضوع این مطلب نیست اما میخواهم بر همه روشن شود اهل تحقیق ومطالعه نیستی فقط بی ادبی. بیش از ده ها سال مولای موتقیان را به فرمان معاویه علیه العنه (خال المومنین) و سایر دست نشانده ها در منبرها لعن میکردند بیش از یک قرن مزار مطهر ایشان پنهان بود اما بشنو فرمایش مولوی :
      کی شود دریا به پوز سگ نجس کی شود خورشید با پف منطمس
      مه فشاند نور و سگ او او کند هر کسی بر خلقت خود می تند
      حافظ هم در جواب امثال تو میگوید :
      ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود میبری و زحمت ما میداری
      تو بتقصیر خود افتادی از این در محروم از که می نالی و فریاد چرا میداری
      در ضمن دوستان شیعه هوشیار باشند چه در این سایت وسایر سایتها افراد رسوا و خود باخته ای میخواهند با گفتن مزخرفات غیرت وخون شیعه را بجوش آورده تا دوستان مطالب نا ثوابی بگویند و بلافاصله آنرا به براردان اهل سنت ارائه دهند به هوش باشید و بگوش بایستی با غیرت جواب یاوه گویی ها را داد اما بهانه دستشان ندهید ضمنا ضربت خوردن مولا وشهادت ایشان را به همه دوستدارانش تسلیت میگویم
      هرآنکه جانب اهل خدا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد
      انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافضون
      خود وعده نموده حفاظت میکند و وعده او یقینا حق است غصه نخورید در عزاداریهاتان ما را هم دعا کنید التماس دعا موفق باشید والسلام

      • ابي گفت:

        دوست لطفاً پای مفاخر ایران زمین را به بحث های خود نکشید. تا دلتان خواست تو سر و کله هم بزنید. درباره مفاخر اما با دلیل و مدرک از خود آثار، صحبت کنید. گرچه شما گمان نکنم ادبیات بدانید. اگر می دانستید این چنین حافظ و مولوی را به مباحث دینی نمی کشیدید.

    • علی گفت:

      @یوسف, @یوسف, سلام بر یوسف اما نه بر تو ؛ من به تنهایی نه بلکه تمام شیعیان با این مطلب موافقیم که خدا لعنت کند کسانی را که اسلام ناب را به خرافه و بدعت کشاندند انشاءا…
      لازم است ابتدا عرض کنم با انکه شیعه هستم چند سالی افتخار داشتم در جوار برادران اهل سنت در کردستان و .. زندگی کنم واقعا اینگونه نیست که بعضی از ما ها تصور میکنیم بنده با انانی که مانوس بودم مسلمانانی صدیق زحمتکش و پاکدامن بودند که از لجاچت به دور بودند و کاملا من و سایر دوستان در این مدت با ایشان راحت بودیم ؛ اگر در قید حیات هستند خدا حفظ و اگر هم نیستند خدا رحمتشان کند. بگذریم پاسختتان را بخاطر فحاشی و بی ادبی نمی خواستم بدهم چون فحاشی کار انسانهای زبون و بی عقل و استدلال میباشد حاظر نبودم خودم را تااین سطح پایین بیاورم اما فقط بخاطر توهینی که به ائمه اطهار علیهم السلام نمودی و آنها را مرده و شیعیان را قبر پرست خواندی جواب میدهم .
      و اما پاسخ سئوالات شما تماما با استناد به کتب معتبر عزیزان اهل سنت در همان کتاب شبهای پیشاور داده شده واگر ادعا میکنید اهل تحقیق هستید (البته از الفاظ بی ادبانه تان چنین به نظر نمیرسد ) یکبار مطالعه نمایید بعد لب بگشایید البته خود پیداست که شما نه این کتاب ونه کتابهای اهل سنت ونه حتی قران را خوانده باشید حالا حداقل فرمایش مولوی را که ادعای افتخار دنبال روی آنها را دارید را بشنوید که میفرماید : ما ز قران مغز را برداشتیم پوست را نزد خران بگذاشتیم همان کاریکه مسلمانان را ستین پیرو رسول الله و اهل بیت طبینش انجام میدهند مگرخداوند در قرآن مجید سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹نفر موده : ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا ء عند ربهم یرزقون : یعنی کشته شدگان در راه خدا را مرده نپندارید بلکه آنان زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند. ما و سایرمسلمانان (نمیگویم شما چون شما را سنی نمیدانم به دروغ این چنین میخواهید نشان دهید چون اطلاعی از قران و کتب این برادران ندارید بارها شاهد بودم برادران اهل تسنن بعد فراغت از نماز به قرائت قران مشغول میشدند حتی برادران اهل سنت افغان)به اتفاق امیرالمومنین علی علیه السلام و سایر ائمه اطهارعلیهم السلام را شهید میدانیم پس اگر شیعیان نزد قبور ائمه مشرف میشوند مرده پرستی نیست طبق فرمایش حضرت حق آنان زنده اند حال تقصیر ما چیست مردگان شما در راه خدا کشته نشده اند.واما گفتید خوبان با خوبان ازدواج میکنند تو را به هر چه میپرستی میدانم اهل قران نیستی نمیگویم قران بخوان سنی هم نیستی که به کتب آنها ارجاع بدهم بیسواد ؛کمی تاریخ انبیاء را بخوان ببین زن حضرت نوح پیامبر بزرگ خدا چگونه به امر خدا ترد شد مگر حضرت لوط پیامبر خدا نبود بقول شما مگر جزء خوبان نبود پس چرا زن ایشان جزء عذاب شدگان بود . قدما گفته اند کسی که در خواب است را میتوان بیدار کرد کسیکه خود را به خواب زده را نمیتوان بیدار نمود مصداق توست . دوست عزیزی سخن خوب والبته بحقی گفته بودند خدا هر کس را با انکس که دوستش دارد محشور کند انشاءالله . اما بعد ؛همانطورکه سلطان الواعظین در کتاب شبهای پیشاور با استدلال به کتب معتبر اهل سنت نه شیعه پاسخ داده اند اگر در کتاب روزهای پیشاور پاسخ ایشان را از کتب معتبر شیعه میدادند نه من بلکه هر انسانی که با تدبیر و بی طرف مطالعه میکند میپزیرفت نه آنکه مثل انسانهای زبون توهین و بی ادبی نموده و کلا صورت مسئله را پاک نماید در اینجا اعلام میکنم هر کس از هر نویسنده ای هر کتابی که با استناد به قران و شریعت و کتب معتبر شیعه ؛که در آن رد شیعه را ثابت کند معرفی نماید تا مطالعه کنیم باز تاکید میکنم کتب مستند نه مزخرفات اما در آخر جوابت را با فرمایش مولوی که ادعا کردی سنی است میدهم ایشان ابیات بسیاری در مدح مولا گفته اند بسیاری معتقدند ایشان و حافظ تقیه میکردند هرچند رد یا ثبوت آن ؛موضوع این مطلب نیست اما میخواهم بر همه روشن شود اهل تحقیق ومطالعه نیستی فقط بی ادبی. بیش از ده ها سال مولای موتقیان را به فرمان معاویه علیه العنه (خال المومنین) و سایر دست نشانده ها در منبرها لعن میکردند بیش از یک قرن مزار مطهر ایشان پنهان بود اما بشنو فرمایش مولوی :
      کی شود دریا به پوز سگ نجس کی شود خورشید با پف منطمس
      مه فشاند نور و سگ او او کند هر کسی بر خلقت خود می تند
      حافظ هم در جواب امثال تو میگوید :
      ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود میبری و زحمت ما میداری
      تو بتقصیر خود افتادی از این در محروم از که می نالی و فریاد چرا میداری
      در ضمن دوستان شیعه هوشیار باشند چه در این سایت وسایر سایتها افراد رسوا و خود باخته ای میخواهند با گفتن مزخرفات غیرت وخون شیعه را بجوش آورده تا دوستان مطالب نا ثوابی بگویند و بلافاصله آنرا به براردان اهل سنت ارائه دهند به هوش باشید و بگوش بایستی با قیرت جواب یاوه گویی ها را داد اما بهانه دستشان ندهید ضمنا ضربت خوردن مولا وشهادت ایشان را به همه دوستدارانش تسلیت میگویم
      هرآنکه جانب اهل خدا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد
      انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافضون
      خود وعده نموده حفاظت میکند و وعده او یقینا حق است غصه نخورید در عزاداریهاتان ما را هم دعا کنید التماس دعا موفق باشید والسلام

    • محمد گفت:

      @یوسف,
      خوبان با خوبان ازدواج میکنند !!کجای قران اینو گفته بلکه میفرماید مرد مومن برای زن مومن یه دستوره اما اگر خلافش هم بود دلیل بر بیدینی یا دینداری دو طرف نیست
      مثل زن لوط زن نوح و زن فرعون
      پس یا همشون خوبن یا بدن
      احادیثی خود اهل سنت دارن که عایشه به پیامبر میگفت تویی که ادعای پیامبری دارییی!!!۱یعنی قبول نداشته که ابوبکر سیلی محکمی به عایشه میزند
      پس هرکی زن پیامبر بوده خوب نبوده
      اهل بیت واقعی تو ایه مباهله اومده نفس پیامبر بچه های پیامبر و زنان پیامبر(انفسنا نساءنا…)شیعه وسنی میگن علی فاطمه حسن حسین همراه پیامبر بودن بقیه کجا بودند اهل بیت مختص خوب هاست کسانی که پاک شده اند از هرگونه پلیدی به تفاسیر اهل سنت مراجعه کن ذیل ایه تطهیییییییییر
      افهم

  8. یوسف گفت:

    حقیقت جو واقعا اگر دنبال حقیقت هستید یکبار به کتاب روزهای پشاور ودیگد آثاراستاد سجودی را ازسایت عقیده ودیگرسایت های اسلامی مراجعه کنید تامانند آن استاد ودیگراساتید چون علی حسین امیری نویسنده کتاب ۳جلدی سرخاب وسفید آب آیت ال..ابوالفضل برقعی قمی استاد حیدرعلی قلمداران هدایت شوید ودیگر تیجانی کذاب را فراموش ابدی نماید اسلام دین است که توسط پیغمبر ص ویاران باوفایش مایان را ازخرافات آتش پرستی بت پرستی غیره اعمال ناشایسته نجات داد بنا اسلام مسجد است وعبادت آن نماز روزه زکوه حج نه سینه زنی قمه زنی فاتحه وسروصدا به مردگان هزارسال قبل مقایسه نماید که اعمال ورویش کدام یک مطابق قرآن است صیغه خمس کربلا قم مشهد یا مکه مدینه بیت المقدس

    • مهدی گفت:

      ما که نیازی به جستجوی حقیقت نداریم زیرا اظهر من الشمس است که ارباب ما و امام برحق مسلمانان بعد از حضرت رسول صلی الله و علیه وآله و سلم حضرت امام علی ابن ابیطالب علیه الصلوه والسلام می باشند و از باب روایت همین بس که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در باره حضرت علی علیه السلام می فرمایند :یا علی کسی تو را دشمن نمی دارد مگر منافق !
      ما به هیچ یک از ادیان و مذاهب الهی اهانتی نمی کنیم و از باب اطلاع اگر کسانی را که در را ه خدا کشته می شوند انشاءالله از جانب قرآن شهید بپذیرید ، که قرآن می فر مایند : ولا تقولو لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیا ء عند ربهم یرزقون : یعنی کسانی را که در راه خدا کشته می شوند مرده نپندارید بلکه آنان زنده اند و در نزد پر وردگارشان روزی می خورند و اگر به فرمایش علمای محترم اهل سنت که در باب علت گفتن ، کرم الله وجهه بدنبال اسم امام علی علیه السلام و رضی الله عنه بدنبال اسم جنابان خلفا به این استدلال آنان اکتفا کنیم که می گویند :چون حضرت علی علیه السلام هیچ گناهی نکرده و دچار اشتباهی نشده ، پس خدا از او راضی است و خداوند وجه او را مکرم فرمایند ولی خلفا دچار لغزش های مکرر بودند پس می گوییم رضی الله عنه که آمرزیده شوند و بکرات در کتب خودشان آورد ه اند که فلان خلیفه گفت اگر علی (علیه السلام)نبود فلان خلیفه هلاک می شد …

      و با تمام این اوصاف باید بر شما معلو م شود : اولا این که کسانی را که شما مردگان هزاران سال قبل می خوانید شهیدانی هستند که در راه اعتلای دین مبین اسلام در محراب نماز و میادین نبرد حق بر باطل به شهادت رسیده اند و به فرمایش کلام وحی، شهید هستند و زند ه اند و روزی می خورند و حضرت علی علیه السلام و خاندان پاک این امام برحق به روایات متعدد و محکم از کتب برادران اهل سنت و شیعه در را خدا و بی گناه به شهادت رسیده اند پس باید لفظ مرده برای غیر شهید است و ما برای مردگان سر و صدا نمی کنیم .
      در ثانی در قرآن کریم آمده است که خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى‏فرستند اى کسانى که ایمان آورده ‏اید بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبى گردن نهید .(سوره احزاب آیه ۵۶)
      اگر شما به مرده بودن اعتقاد دارید نه به احیا بودن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ،و اگر به این که قرآن برای همه اعصار از ازل تا ابد زنده است و جاودانه و جهانی و اگر به این که خدا فرموده ما قرآن را نازل کردیم و ما خود از آن محافظت می کنیم و اگر به این اعتقاد دارید که خداوند متعال در سوره مبارکه بقره این را می فرمایند : که ایشان را نه خواب می گیرد و نه نسیان و فراموشی . پس با استناد به این آیات خدای متعال حی است و فراموش نمی کند که قرآنی را که به رسولش فرستاده حفظ کند و چون خود او آیات را به قلب و جان رسول الله نازل فرموده پس حافظ کلام رسول است و چون خدا خطاب به همه فرموده همانطور که من و ملائکه بر رسول درود می فرستیم و این درود دائمی است و به ایمان آورندگان فرموده است بر او درود فرستید و این خطاب و امر به افراد زنده است نه مرده و در گذشته پس با این مطلب رسول خدا مرده نیست و اگر فاتحه و ذکر و درودی بر او ویا بر شهیدی فرستاده شود خرافات نیست بلکه نص صحیح و محکم الهی است و هر کسی که این را خرافات بداند به خدای حی و قیوم که حافظ همه منافع فرستاده خویش است و هیچگاه قدیمی نیست و هوشیار و زنده است تهمت زده است و او را به محاربه خوانده است و اگر در آیات بنگرید و تحقیق کنید خداوند در آیات مکرر به پیامبرانش اعم از حضرت آدم علیه السلام و حضرن نوح علیه السلام و حضرت ابراهیم علیه السلام و….سلام و درود فرستاده است و این آیات را زمانی نازل فرموده که آن پیامبران عظیم الشان در قید حیات در زمان رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نبودند. پس اول خرافه گو و مرده پرست در صورت عدم پذیرش شما ،نعوذ بالله باید خدا باشد که بر مردگان درود می فرستد و حقیقت اینست که این گونه نیست .این روشی است که خدای متعال به ما آموخته که بدانیم با دینی در ارتباطیم که همیشه زنده و جاودانه است و با خدایی که همیشه زنده و شنوا و مراقب و بصیر است و پیامبرانش را به قول محکم درودهای خویش زنده می داند ، چون دین زنده است و ایمان حیات بخش است . پس مرده به کسانی تعبیر می شود که بویی از خدا و پیامبران و باور و یقین نبرده اند و خدا را حی نمی دانند و چنین کسانی مشمول این آیه هستند که صم بکم عمی فهم لایفهمون.
      الهم اهدنالصراط المستقیم بحق محمد وآله الطیبین الطاهرین علیهم الصلوه والسلام.

  9. مهدی گفت:

    جهت اطلاع از این که سجده بر مهر خرافی نیست به این سایت مراجعه بفرمایید که با ذکر سند آورد ه اند :
    http://magazine.hawzahqom.ir/index.aspx?siteid=74&siteid=74&pageid=4946

  10. shobhe گفت:

    با سلام
    ما نیز به دوستان توصیه می کنیم که حتما این کتاب را با دقت بخوانند و با اصل کتاب شبهای پیشاور مقایسه کنند ، تا مشخص شود حق با چه کسی است !!!

    برخی سایتهای متمایل به وهابیت من جمله «سنی نیوز» در یک اقدام عجیب و مضحک (( سلطان الواعظین شیرازی)) را مردی دروغ گو معرفی کرده و گفته مناظره ای بین او و اهل سنت رخ نداده و نوشته این کتاب ۳۰ سال بعد از فوت ایشان نوشته شده و به چاپ رسیده و سند حجت شیعه بر سنی است و حتی بیان کردند که شخص متفکری که شیعه بوده و بعد به مذهب اهل سنت گراویده ، به تمام سئولاتی که در این کتاب مطرح شده در کتابی به نام روزهای پیشاور جواب داده است ولی ما نیز به تمامی علاقه مندان خواندن آن را توصیه می کنیم چرا که به قدری بچه گانه و بی منطق با جوابیه های کتاب جناب سلطان الواعظین برخورد کرده که صدای حتی جمیع کثیری از علمای اهل سنت را نیز درآورده است
    حتی در اوائل بحث تبلیغاتی این سایتهای وابسته به وهابیت در مورد کتاب مذکور (روزهای پیشاور) برخی از دوستان خواستار جوابیه به این کتاب شدند که پس از مطالعه آن را کاملا بی محتوا دیده که حتی ارزش جواب دادن را ندارد و به همین دلیل به تمامی افرادی که بحث تبلیغاتی این سایتها را در مورد کتابشان (روزهای پیشاور) دیده اند پیشنهاد می کنیم این کتاب را مطالعه کرده و آنگاه خود به بی محتوایی آن پی خواهند برد (حالا انصافا شما آن را قیاس با کتاب جنای سلطان الواعظین نمایید که تماما از روی کتب معتبر اهل سنت و با استدلالهای کاملی منطقی و محکم بیان کرده ، خود به ضعف دشمنان آگاه خواهید شد) و نهایتا دشمن زبون که از این طریق (ارائه کتاب روزهای پیشاور) به جواب خود نرسید سعی بر خدشه وارد کردن به این کتاب و یا نویسنده آن کرد که حال به برخی از این تهمت ها و شبهات پاسخ می گوییم:

    * مولف کتاب (( شب های پیشاور)) کیست؟
    با کمال اطمینان می گویم که افرادی که این حرف های نابخردانه را زده اند و در وبلاگشان نوشته اند حتی یکبار هم کتاب را ندیده اند و نخوانده اند و یک طرفه به قاضی رفته اند… همانطوری که در مقدمه مقاله فوق نوشته شده:
    جلسات مناظره سلطان الواعظین شیرازی با اهل سنت در این ۱۰ شب در پیشاور در منزل یکی از قزل باش ها ی پیشاور که شیعه بودند، تشکیل شد و در تمام این ده شب، کسانی بودند که گفته ها را ثبت و ضبط می کردند و در مجلات و جرائد و روزنامه ها به چاپ می رساندند.چندین سال از این مناظره گذشت ،به دلیل تهمت ها و دروغ های بسیاری که بر شیعیان موحد و پاک وارد میشد، ایشان تصمیم به چاپ کتاب خود از روی جرائد و مجلات کردند و کتاب خود را (( شب های پیشاور)) نام نهادند.لذا بر خلاف انچه این سایتهای و وبلاگهای منحرف و متمایل به وهابیت گفته اند، مولف کتاب شب های پیشاور خود خود سلطان الواعظین شیرازی است…
    در ص ۲۴ در مقدمه ، کتاب سلطان الواعظین می نویسد:
    « لذا این کتاب همان محاضرات و گفتگوهایی است که بین داعی ( اسم تواضع آمیز مؤلف به معنای دعاگو) و چند تن از علمای اهل سنت رخ داده و ارباب جرائد و مجلات به وسیله مخبرین تند نویس حاضر در مجلس مناظره ضبط و در نامه های یومیه و هفتگی خود منعکس کرده اند و داعی در طی این کتاب ، همان سخنان و گفتگوها را که از روی جرائد و مجلات استنساخ نموده، بدون جرح و تعدیل به نظر قارئین محترم می رسانم…»

    * هدف چاپ کتاب «شب های پیشاور»
    اگر شما مقدمه کتاب شب های پیشاور را مطالعه کنید متوجه می شوید که پس از تهمت های ناروا و زیادی که به شیعیان و بر مذهب بر حق شیعه زده اند و همچنین تهمت های زشتی که بر مولا علی علیه السلام و اهل بیتش زده اند، سلطان الواعظین را بر ان داشت که کتاب خود را از روی منظره های چندین سال پیش به چاپ برساند…از دوستانی که ندیده چیزی نوشته اند و نخوانده چیزی گفته اند خواهش می کنم که مقدمه این کتاب را بخوانند تا متوجه تهمت های دشمنان گردند و ببینند که افرادی بوده اند که از معاویه و بنی امیه ( لعنت الله علیه اجمعین) دفاع کرده و علی علیه السلام را فردی عاصی خوانده اند… ایا در چنین شرایطی باید سکوت کرد؟!ایا اگر کسی به پدر و مادر شما توهین کند و تهمت بزند، شما سکوت می کنید و چیزی نمی گویید مبادا اینکه کسی به شما بگوید دروغ گو هستید یا متعصبید !! ( فاعتبروا یا اولی ابصار)
    خود ان بزرگوار در ص ۳۲ مقدمه چنین می گوید:
    ((… ولی اخیرا جهاتی محرک ، داعی [ نام تواضع آمیز مولف به معنای دعا گو] را در طبع و چاپ این کتاب گردیده، از اطراف قلم های خیانتکاران مفسدان و لسان بازیگران ، مبنای جولان را گذارندند و چون میدان را خالی دیدند، هر چه خواستند گفتند و هر چه توانستند نوشتند…))
    بله ، کتاب هایی چاپ می شد در بعضی از مراکز اهل سنت مثل مصر مانند (( فجر الاسلام)) ، (( السنه و الشیعه)) ، ((ضحی الاسلام)) و (( ندای اتحاد )) و صدها کتاب دیگر که در ان انقدر توهین به مقدسات تشیع و … شده بود که سلطان الواعظین را واداشت بعد از ۳۰ سال کتاب خود را منتشر کند.برای بیشتر پی بردن به این تهمت ها و توهین ها می توانید مقدمه کتاب را بخوانبد…

    * ایا واقعا بین سلطان الواعظین شیرازی و علمای اهل سنت مناظره ای رخ داد؟
    جالب اینجاست که سلطان الواعظین در تمام این ده شب هر چه می گفت و دلیل می اورد از کتب علمای اهل سنت بود و همین دلایل عقلی و اصولی و برهانهای نقلیه او از کتب علمای اهل سنت بود که او یک تنه به دنیایی رفت که از حقیقت اهل بیت غافل بودند و در اخرنیز تعدادی از خواب غفلت بیدار شده به مذهب بر حق شیعه گرویدند…اما یک ویژگی افرادی که در ان شبها در مجلس حضور داشتند این بود که همگی مشتاق شنیدن حقیقت بودند و مانند بعضی افراد تعصب بر عقلشان چیره نشده بود و پس شنیدن حقیقت دیگر ساکت می شدند و مجادله نمی کردند و حتی در بیشتر مواقع خواهان ادامه بحث می شدند…به همین دلیل است که چنین سایتهایی گفته اند: هیچ مناظره ای بین انها صورت نگرفته و این چه مناظره ای که افراد حاضر در مجلس خواهان ادامه بحث می شدند…
    جالبتر آنکه آیا می توان منکر حضور گاندی در یکی از این جلسات شد، و آیا می توان منکر چاپ متن این مناظرات در برخی از روزنامه های آن موقع شد و ….
    شما هم اگر متن این کتاب ارزشمند را مطالعه کنید متوجه دلایل مبتنی بر عقل و اصول می شوید که دیگر جای هیچ شکی برایتان باقی نمی ماند…برای مثال می توانید ص ۵۴۰ را از وسط صفحه بخوانید تا ببینید اقای حافظ که یکی از علمای اهل سنت حاضر در مجلس بود چه می گوید …

    * اجازه نامه ها
    مولف کتاب در اخر کتابش اجازه نامه هایی از علما ی بزرگ شیعه اورده که همگی تصدیق درستی این کتاب را کرده اند. می توانید از ص ۸۷۰ به بعد این اجازه نامه ها را مطالعه کنید…

  11. valiasr-aj گفت:

    برخی سایتهای متمایل به وهابیت من جمله «سنی نیوز» در یک اقدام عجیب و مضحک (( سلطان الواعظین شیرازی)) را مردی دروغ گو معرفی کرده و گفته مناظره ای بین او و اهل سنت رخ نداده و نوشته این کتاب ۳۰ سال بعد از فوت ایشان نوشته شده و به چاپ رسیده و سند حجت شیعه بر سنی است و حتی بیان کردند که شخص متفکری که شیعه بوده و بعد به مذهب اهل سنت گراویده ، به تمام سئولاتی که در این کتاب مطرح شده در کتابی به نام روزهای پیشاور جواب داده است ولی ما نیز به تمامی علاقه مندان خواندن آن را توصیه می کنیم چرا که به قدری بچه گانه و بی منطق با جوابیه های کتاب جناب سلطان الواعظین برخورد کرده که صدای حتی جمیع کثیری از علمای اهل سنت را نیز درآورده است
    حتی در اوائل بحث تبلیغاتی این سایتهای وابسته به وهابیت در مورد کتاب مذکور (روزهای پیشاور) برخی از دوستان خواستار جوابیه به این کتاب شدند که پس از مطالعه آن را کاملا بی محتوا دیده که حتی ارزش جواب دادن را ندارد و به همین دلیل به تمامی افرادی که بحث تبلیغاتی این سایتها را در مورد کتابشان (روزهای پیشاور) دیده اند پیشنهاد می کنیم این کتاب را مطالعه کرده و آنگاه خود به بی محتوایی آن پی خواهند برد (حالا انصافا شما آن را قیاس با کتاب جنای سلطان الواعظین نمایید که تماما از روی کتب معتبر اهل سنت و با استدلالهای کاملی منطقی و محکم بیان کرده ، خود به ضعف دشمنان آگاه خواهید شد) و نهایتا دشمن زبون که از این طریق (ارائه کتاب روزهای پیشاور) به جواب خود نرسید سعی بر خدشه وارد کردن به این کتاب و یا نویسنده آن کرد

  12. vahid گفت:

    من نظرات دوستان رو خوندم بعد نگاهی به کتاب هم کردم:نویسنده کتاب متاسفانه با توهین و تهمت به سلطان الواعظین کتاب رو شروع کرده سپس به کتب و راویان سنی هم رحم نکرده و بسیاری از روایات خودشون رو ضعیف دانسته و حتی بعضی از راویان سنی را پشیزی ندونسته و خلاصه همه رو از کتاب و راوی سنی رو لت و پار کرده اما جدای از این هر روایتی که سلطان الواعظین اورده جعلی و دروغ و ضعیف دونسته بدون اینکه دلیل محکمی یا روایت با سندی بیاره آدم دلش خوش باشه یک کتاب مثلا” علمی نوشته خلاصه همش توهینه و اینکه بدون دلیل میگه این حرفا درست نیست. در مجموع برای من که می خواستم ببینم سنی ها چه حرفی دران ارزش خوندن نداشت نمی دونم همه این طایفه اینقدر بی سوادن یا این آقا بیسواد بود.
    راستی برای مدیریت محترم عرض می کنم من طرفدار حکومت و جناح و حزب نیستم ولی چون در این کتاب به جمهوری اسلامی ایران و نظام توهین شده شاید برای شما که گذاشتید اینجا عواقب خوبی نداشته باشه!دوستانه گفتم

  13. j_master گفت:

    بخشهای مهمی از کتاب را خواندم و در آن خود نویسنده به این مطلب اذعان داشته که بسیاری از علمای سنی که در کتاب نامبرده شده شیعه شده اند. همین مطلب برای اثبات حقانیت شیعه کافیه.
    همین که علمای شما شیعه شده اند پس فهمیده اند ولی شما به دلیل بغضی که نسبت به اهل بیت دارید و طبیعی هم هست چشمتان را به حقیقت بسته اید.
    علمای حال حاضر شما می دونند که بر باطل هستند که وقتی آیت ال.. مکارم شیرازی درخواست مناظره زنده و پخش برای همه مردم را کردند کم آوردند و ترسیدند دستشان برملا شود و نیامدند.

  14. محمود گفت:

    بعضی از دوستان به گونه ای صحبت میکنند که انگار سنی ها دشمن حضرت علی و فاطمه هستند. اما غافل از اینکه اهل تسنن آنها را به اندازه ی پیامبر و عمر و عثمان دوست دارند. اگر با انها دشمنی داشتند که مثل شما که به صحابه توهین میکنید، به انها توهین میکردند. یا اسم انها را برای فرزندان خود انتخاب نمیکردند. در صورتی که در اکثر خانواده های سنی اسم یک دختر به اسم دخت رسول الله است.
    یکی از اشکالاتی که اهل سنت به برادران اهل تشیع میگیرند، مرده پرستی است. الان در هر روستا از کشور یک امام زاده ساختند. انگار تخم امام زاده پاشیدن، و به جای هزینه های گزافی که صرف ساخت و اداره ی این همه امامزاده میشود، بهتر نیست این هزینه ها به ساخت مدرسه و بیمارستان و دیگر ضروریات در مناطق محروم اختصاص داده شود؟؟؟؟؟؟

    • امروز گفت:

      @محمود, سلام
      شیعیان حضرت فاطمه زهرا (س) را دوست دارند نه فقط به خاطر اینکه ایشان دختر رسول اکرم(ص) هستند چرا که رسول خدا دختران دیگری نیز داشتند . که هیچ گاه در نظر شیعه به پایه حضرت زهرا(س) نمی رسند . شیعه ایشان را هم به سبب اینکه دخت رسول اکرم هستندو هم به سبب احادیثی که از خود رسول اکرم (ص) در باب شخصیت والای ایشان نقل شده از جمله این حدیث که ایشان سیده زنان اهل بهشت هستند واین حدیث که هر کس فاطمه را بیازارد مرا آزرده،و هم به خاطر روایاتی از زندگی وسیره ایشان که نشان از شخصیت الهیشان دارد ، دوست دارد و محترم می شمارد . و لذا فرزندان این بانوی گرامی رانیز محترم می شمارد واز روح پاک و ملکوتی آنان به فرمان خدا وبرای نزدیک شدن به خدا مدد می گیرند . همان امام زادگانی که شما با بی ادبی راجع به آنها بحث کردید و جالب است که شما شیعه را متهم به توهین به صحابه رسول اکرم می کنید اما خودتان به فرزندان ایشان بی احترامی می کنید. از شما می پرسم تا به حال چند شیعه دیده اید که به پرستش مردگان مشغول باشند . و رو به مزار مرده ای نماز بخوانند. آیا زنده نگه داشتن یاد و نام و راه افرادی که خدارا دوست داشته اند وخدا نیز آنهارا دوست دارد و میفرماید آنها را مرده نپندارید بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگار خود روزی می خورند، مرده پرستی است؟ شما وقتی در حل یک سؤال ریاضی با مشکل مواجه می شوید ،به سراغ افرادی می روید که قبلا این سؤال را حل کرده اند .حال چگونه است که اگر شیعیان برای طی کردن مهمترین راه زندگی خود که همان راه قرب الهی است،به فرمان خود خدا به سراغ بندگان پاک خدا که قبلا این راه را طی کرده اند ،می روند آنهارا متهم به مرده پرستی می کنید؟انسانها چه مرده و چه زنده همه در هر جایگاهی بندگان خدا هستند و شایسته پرستش نیستند این را هر انسانی می داند.کمک خواستن از انسانهای پاک برای رفع مشکلات ورسیدن به خدا راهی است که خود خدا در قرآن به مسلمانان آموخته در سوره مبارکه یوسف چرا فرزندان یعقوب نبی برای توبه به درگاه الهی به خدمت پدرشان رفتند و از ایشان خواستند تا شفاعت آنها را پیش خدا بکند.
      آیا شما برکات رسول اکرم را مربوط به بدن ایشان و جسم مادیشان می دانید یا روح ملکوتیشان؟ اگر پاسخ جسم باشد که جفایی است در حق ایشان و اگر پاسخ روح است که روح بعد از مرگ نیز باقی است و همان برکات رادارد.
      شیعه نیز اگر بر سر مزار بزرگان دین حاضر می شود برای استمداد از روح آنان است نه جسمشان.
      بهتر است منصفانه و عاقلانه به بررسی عقاید یکدیگر بپردازیم تا فهم دینیمان بالا رود و عقایدمان اصلاح شود نه اینکه دل دشمن از جدال ما شاد شود.

  15. مسلم گفت:

    سلام
    کتابش را خواندم
    نویسنده این کتاب یک دیوانه ناصبی است که کتابش هیچ بار علمی ندارد

  16. مهدی جاهد گفت:

    دوست من امید دارم دیگر کتابها را بخوانید ودر باره این کتاب خودتان قضاوت کنید من معتقد هستم این کتاب کاملا پوچ و خالی از هر گونه استدلال صحیح است و فقط قصد توهین به علما را دارد امید دارم که شما متوجه این موضوع باشید

    درپناه خدا و اهل بیت باشید

  17. مهدی جاهد گفت:

    ای دوست من امید دارم دیگر کتابها را بخوانید ودر باره این کتاب خودتان قضاوت کنید من معتقد هستم این کتاب کاملا پوچ و خالی از هر گونه استدلال صحیح است و فقط قصد توهین به علما را دارد امید دارم که شما متوجه این موضوع باشید

    درپناه خدا و اهل بیت باشید

  18. علی گفت:

    @یوسف, سلام بر یوسف اما نه بر تو ؛ من به تنهایی نه بلکه تمام شیعیان با این مطلب موافقیم که خدا لعنت کند کسانی را که اسلام ناب را به خرافه و بدعت کشاندند انشاءا…
    لازم است ابتدا عرض کنم با انکه شیعه هستم چند سالی افتخار داشتم در جوار برادران اهل سنت در کردستان و .. زندگی کنم واقعا اینگونه نیست که بعضی از ما ها تصور میکنیم بنده با انانی که مانوس بودم مسلمانانی صدیق زحمتکش و پاکدامن بودند که از لجاچت به دور بودند و کاملا من و سایر دوستان در این مدت با ایشان راحت بودیم ؛ اگر در قید حیات هستند خدا حفظ و اگر هم نیستند خدا رحمتشان کند. بگذریم پاسختتان را بخاطر فحاشی و بی ادبی نمی خواستم بدهم چون فحاشی کار انسانهای زبون و بی عقل و استدلال میباشد حاظر نبودم خودم را تااین سطح پایین بیاورم اما فقط بخاطر توهینی که به ائمه اطهار علیهم السلام نمودی و آنها را مرده و شیعیان را قبر پرست خواندی جواب میدهم .
    و اما پاسخ سئوالات شما تماما با استناد به کتب معتبر عزیزان اهل سنت در همان کتاب شبهای پیشاور داده شده واگر ادعا میکنید اهل تحقیق هستید (البته از الفاظ بی ادبانه تان چنین به نظر نمیرسد ) یکبار مطالعه نمایید بعد لب بگشایید البته خود پیداست که شما نه این کتاب ونه کتابهای اهل سنت ونه حتی قران را خوانده باشید حالا حداقل فرمایش مولوی را که ادعای افتخار دنبال روی آنها را دارید را بشنوید که میفرماید : ما ز قران مغز را برداشتیم پوست را نزد خران بگذاشتیم همان کاریکه مسلمانان را ستین پیرو رسول الله و اهل بیت طبینش انجام میدهند مگرخداوند در قرآن مجید سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹نفر موده : ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا ء عند ربهم یرزقون : یعنی کشته شدگان در راه خدا را مرده نپندارید بلکه آنان زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند. ما و سایرمسلمانان (نمیگویم شما چون شما را سنی نمیدانم به دروغ این چنین میخواهید نشان دهید چون اطلاعی از قران و کتب این برادران ندارید بارها شاهد بودم برادران اهل تسنن بعد فراغت از نماز به قرائت قران مشغول میشدند حتی برادران اهل سنت افغان)به اتفاق امیرالمومنین علی علیه السلام و سایر ائمه اطهارعلیهم السلام را شهید میدانیم پس اگر شیعیان نزد قبور ائمه مشرف میشوند مرده پرستی نیست طبق فرمایش حضرت حق آنان زنده اند حال تقصیر ما چیست مردگان شما در راه خدا کشته نشده اند.واما گفتید خوبان با خوبان ازدواج میکنند تو را به هر چه میپرستی میدانم اهل قران نیستی نمیگویم قران بخوان سنی هم نیستی که به کتب آنها ارجاع بدهم بیسواد ؛کمی تاریخ انبیاء را بخوان ببین زن حضرت نوح پیامبر بزرگ خدا چگونه به امر خدا ترد شد مگر حضرت لوط پیامبر خدا نبود بقول شما مگر جزء خوبان نبود پس چرا زن ایشان جزء عذاب شدگان بود . قدما گفته اند کسی که در خواب است را میتوان بیدار کرد کسیکه خود را به خواب زده را نمیتوان بیدار نمود مصداق توست . دوست عزیزی سخن خوب والبته بحقی گفته بودند خدا هر کس را با انکس که دوستش دارد محشور کند انشاءالله . اما بعد ؛همانطورکه سلطان الواعظین در کتاب شبهای پیشاور با استدلال به کتب معتبر اهل سنت نه شیعه پاسخ داده اند اگر در کتاب روزهای پیشاور پاسخ ایشان را از کتب معتبر شیعه میدادند نه من بلکه هر انسانی که با تدبیر و بی طرف مطالعه میکند میپزیرفت نه آنکه مثل انسانهای زبون توهین و بی ادبی نموده و کلا صورت مسئله را پاک نماید در اینجا اعلام میکنم هر کس از هر نویسنده ای هر کتابی که با استناد به قران و شریعت و کتب معتبر شیعه ؛که در آن رد شیعه را ثابت کند معرفی نماید تا مطالعه کنیم باز تاکید میکنم کتب مستند نه مزخرفات اما در آخر جوابت را با فرمایش مولوی که ادعا کردی سنی است میدهم ایشان ابیات بسیاری در مدح مولا گفته اند بسیاری معتقدند ایشان و حافظ تقیه میکردند هرچند رد یا ثبوت آن ؛موضوع این مطلب نیست اما میخواهم بر همه روشن شود اهل تحقیق ومطالعه نیستی فقط بی ادبی. بیش از ده ها سال مولای موتقیان را به فرمان معاویه علیه العنه (خال المومنین) و سایر دست نشانده ها در منبرها لعن میکردند بیش از یک قرن مزار مطهر ایشان پنهان بود اما بشنو فرمایش مولوی :
    کی شود دریا به پوز سگ نجس کی شود خورشید با پف منطمس
    مه فشاند نور و سگ او او کند هر کسی بر خلقت خود می تند
    حافظ هم در جواب امثال تو میگوید :
    ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود میبری و زحمت ما میداری
    تو بتقصیر خود افتادی از این در محروم از که می نالی و فریاد چرا میداری
    در ضمن دوستان شیعه هوشیار باشند چه در این سایت وسایر سایتها افراد رسوا و خود باخته ای میخواهند با گفتن مزخرفات غیرت وخون شیعه را بجوش آورده تا دوستان مطالب نا ثوابی بگویند و بلافاصله آنرا به براردان اهل سنت ارائه دهند به هوش باشید و بگوش بایستی با قیرت جواب یاوه گویی ها را داد اما بهانه دستشان ندهید ضمنا ضربت خوردن مولا وشهادت ایشان را به همه دوستدارانش تسلیت میگویم
    هرآنکه جانب اهل خدا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد
    انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافضون
    خود وعده نموده حفاظت میکند و وعده او یقینا حق است غصه نخورید در عزاداریهاتان ما را هم دعا کنید التماس دعا موفق باشید والسلام

  19. میثم قنبری گفت:

    با سلام ببخشید من این کتاب(روزهای پیشاور) را هنوز نخوانده ام ولی کتاب اصلی(شبهای پیشاور) را تا حدودی خوانده ام و موضوع آن کتاب ۱۰ شب بحث و مناظره بین چند عالم سنی و یک عالم شیعه(مرحوم سطان الواعظین شیرازی) در پیشاور پاکستان است که خود آنها(عالمان سنی) نیز شیعه را با آن مناظره قبول کردند. ولی در این کتاب(روزهای پیشاور) که نقدی بر آن مناظره است یا نویسنده کتاب خود نویسنده و خواننده نبوده که کتاب شبهای پیشاور را بخواند یا اگر خوانده چشم دلش مثل بقیه کور است و نمیبیند

  20. امروز گفت:

    @یوسف, سلام
    خوب همه را با مطالب بی پایه وپر از بی ادبی خودت سر کار گذاشتی .اما مهم نیست افرادی مثل شما باعث می شوند که هم مسلمانان چه شیعه و چه سنی به دنبال بررسی حقانیت عقاید خود بروند و هم با چهره واقعی افرادی که دم از اهل سنت بودن می زنند ولی بویی از سنت رسول اکرم نبرده اند آشنا شوند .شیعه وسنی با هم برادرند و وحدت دارند اگرچه در باب عقاید خود به بحث و گفتگوی علمی مؤدبانه و منصفانه می پردازند .چرا که وظیفه هر مسلمان وهر انسان آزاده ای است که برای بررسی صحت عقاید خود تلاش کند تا خدای ناکرده در گمراهی از دنیا نرود. از شما می پرسم آیا خدا و رسولش نسبت به مصلحت مسلمانان آگاهترند یا دیگران ؟اگر پاسخ شما خدا و رسول باشد پس باید حکم صیغه را مانند دیگر احکام خدا بپذیرید و قبول کنید که خلیفه دوم مصلحت مسلمانان را بهتر از خدا ورسولش نمی دانسته ونباید حلال خدارا حرام اعلام می کرد که نتیجه آن متولد شدن اطفال بی شماری از راه غیر شرعی شد. و اکنون نیز سوء استفاده افراد از این حکم الهی را نباید به پای ناکارآمدی این قانون بگذارید.
    اگر هم پاسخ شما به سؤال بنده این باشد که دیگران نسبت به خدا و رسولش آگاه ترند که باید گفت بحث بی فایده است چرا که بحث دو مسلمان نیست. به هر حال شما اگر درد دین داری و دلسوز اسلام ومسلمانان هستید نباید در راهی حرکت کنید و به طریقی بحث کنید که دل دشمنان اسلام را شاد کنید.و اگر آگاهانه در این مسیر حرکت می کنید باید به شما بگویم هیچ کس نمی تواند ننور خدا را با دهان خود خاموش کند . و آفتاب به دو انگشت پنهان نمی شود.

  21. اکبر گفت:

    با سلام خدمت همه ی دوستان گرامی.من اکبر هستم.۲۵ ساله از ارومیه.۵ ساله که سنی شدم.فقط قبل اینکه حرفامو شروع کنم ازتون یه خواهش دارم.مذهبتون هر چی که هست بذاریدش کنار.فرض کنید مسیحی هستید و میخواین مسلمان شید.بیایم از حضرت محمد شروع کنیم.از دیدگاه شیعه شروع کنیم.شیعیان میگن بعد وفات پیامبر حق خوری شد و صحابه افتادن به جون هم.اگه یه نفر مسیحی اینو بشنوه بنظرت مسلمون میشه؟بنظرت نمیگه این چه جور دینی هستش که پیامبرش حتی نتونسته نزدیکترین کسانشو طوری تربیت که به جون هم نیفتن؟و اما امام علی.فقط یادمون نره که قرار شده تعصب رو بزاریم کنار.از غدیر خم شروع کنیم.تو احادیث هست که ۱۵۰-۹۰ هزار نفر وقتی پیامبر دست امام علی رو بلند کرد اونجا بودن و این صحنه رو دیدن.خوب اگه واقعا اینجوری بود پس وقتی ابوبکر و عمر حق امام علی رو خوردن این آدما کجا بودن؟؟؟؟؟مگه همه ی اونا شاهد نبودن؟پس چرا ابوبکر و عمر تونستن اینکارو بکنن؟شاید بگین با زور؟اینطور نیست؟ولی مگه ما نمیگیم امام علی شیر خدا بود؟بنظرتون میشه به شیر خدا و ۱۵۰ هزار نفر که طرفداره اونن زور گفت؟؟؟؟؟حالا فرض کنیم که همه ی این اتفاقات افتاد.ابوبکر شد خلیفه.ماجرای بیعت گرفتن از امام علی رو که همتون شنیدید.میگن عمر به زور امام علی رو برد درسته؟میگن عمر حضرت فاطمه رو اذیت کرد درسته؟تا حالا شده فکر کنید و از خودتون بپرسید پس چرا شیر خدا هیچی به عمر نمیگفت اونم هر کاری دلش میخواست میکرد؟اگه یه نفر زن شمارو در حالیکه بارداره بکشه شما دخترتونو به اون مرد میدید؟؟؟؟؟میگید زنمو کشتی بیا این دخترمم جایزت؟؟؟!!!بنظرت شیر این کارو میکنه؟ببینید بچه ها اهل سنت فقط ۲ تا کتبابو ۱۰۰ درصد قبول دارن.اونم صحیح مسلم و صحیح بخاری.چرا شیعه ها هر جای این کتاب که در مورد امام علی میگن درسته هر جاش در مورده خلفاست میگن دروغه؟

    • مجتبی ثمودی گفت:

      @اکبر, می گویی چطور ۱۵۰۰۰۰ نفر چگونه حق یادشان رفت می گوییم همان طور که غیبت موسی شد ۴۰ روز ۷۰۰۰۰۰ نفر اصل توحید یادشان رفت. البته بسیاری از صحابه به ابوبکر اعتراض کردند. ابوبکر با زور از حضرت بیعت گرفت علی شش ماه اول بیعت نکرد(به صحیح بخاری مراجعه کن)شیر خدا به خاطر وحدت سکوت کرد.در شهادت حضرت زهرا هم علی تابع خدا و پیامبر است و نظرشان به وحدت بود البته در کتاب اسرار آل محمد اثر سلیم ابن قیس هلالی آمده است که:علی برخاست و گریبان عمر را گرفت و اورا بر زمین کوفت و مشت نثار صورتش کرد و گفت ای پسر صهاک اگر وصیت پیامبر نبود می دانستی که نمی توانستی داخل خانه ام شوی.در کتب شما در مورد حضرت ابراهیم آمده که از همسرش دفاع نکرد.در مورد ازدواج ام کلثوم هم بگویم از احادیث ساختگی است.گفته صحیح بخاری و مسلم آیا نظر علی را در مورد خلفا خوانده ای در صحیح مسلم آمده:پس از وفات پیامبر ابوبکر گفت من جانشین رسول خدا هستم و شما دو نفر(علی و ابن عباس)اعتقاد داشتید که او دروغگو و گناهکار وحیله گر و خیانت کار است پس از مرگ او من جانشین او شدم و شما مرادروغگو و گناهکار وحیله گر و خیانت کار خواندید.در ضمن فقط یک فضیلت با سند صحیح از کتب خودتان درباره سه خلیفه اول بیاورید اگر توانستید

  22. اکبر گفت:

    با سلام خدمت همه ی دوستان گرامی.من اکبر هستم.۲۵ ساله از ارومیه.۵ ساله که سنی شدم.فقط قبل اینکه حرفامو شروع کنم ازتون یه خواهش دارم.مذهبتون هر چی که هست بذاریدش کنار.فرض کنید مسیحی هستید و میخواین مسلمان شید.بیایم از حضرت محمد شروع کنیم.از دیدگاه شیعه شروع کنیم.شیعیان میگن بعد وفات پیامبر حق خوری شد و صحابه افتادن به جون هم.اگه یه نفر مسیحی اینو بشنوه بنظرت مسلمون میشه؟بنظرت نمیگه این چه جور دینی هستش که پیامبرش حتی نتونسته نزدیکترین کسانشو طوری تربیت که به جون هم نیفتن؟و اما امام علی.فقط یادمون نره که قرار شده تعصب رو بزاریم کنار.از غدیر خم شروع کنیم.تو احادیث هست که ۱۵۰-۹۰ هزار نفر وقتی پیامبر دست امام علی رو بلند کرد اونجا بودن و این صحنه رو دیدن.خوب اگه واقعا اینجوری بود پس وقتی ابوبکر و عمر حق امام علی رو خوردن این آدما کجا بودن؟؟؟؟؟مگه همه ی اونا شاهد نبودن؟پس چرا ابوبکر و عمر تونستن اینکارو بکنن؟شاید بگین با زور؟اینطور نیست؟ولی مگه ما نمیگیم امام علی شیر خدا بود؟بنظرتون میشه به شیر خدا و ۱۵۰ هزار نفر که طرفداره اونن زور گفت؟؟؟؟؟حالا فرض کنیم که همه ی این اتفاقات افتاد.ابوبکر شد خلیفه.ماجرای بیعت گرفتن از امام علی رو که همتون شنیدید.میگن عمر به زور امام علی رو برد درسته؟میگن عمر حضرت فاطمه رو اذیت کرد درسته؟تا حالا شده فکر کنید و از خودتون بپرسید پس چرا شیر خدا هیچی به عمر نمیگفت اونم هر کاری دلش میخواست میکرد؟اگه یه نفر زن شمارو در حالیکه بارداره بکشه شما دخترتونو به اون مرد میدید؟؟؟؟؟میگید زنمو کشتی بیا این دخترمم جایزت؟؟؟!!!بنظرت شیر این کارو میکنه؟ببینید بچه ها اهل سنت فقط ۲ تا کتابو ۱۰۰ درصد قبول دارن.اونم صحیح مسلم و صحیح بخاری.چرا شیعه ها هر جای این کتاب که در مورد امام علی میگن درسته هر جاش در مورده خلفاست میگن دروغه؟

    • امروز گفت:

      @اکبر, سلام
      اکبر آقا ببخشید من قصد جسارت ندارم ولی به نظرم شما آن وقت که شیعه بودی ، یک شیعه نا آگاه بودی وامروز هم که سنی هستی یک سنی متعصب هستی برای حرفم دلیل دارم . شما در زمان شیعه بودنتان چند کتاب از بزرگان و آگاهان شیعه راجع به عقاید شیعه مطالعه کردی ؟از چند عالم شیعی درباره عقاید شیعه پرسش کردی؟آیا کتاب اسرار آل محمد را خواندی ؟ آیا کتب دکتر تیجانی را خواندی ؟آیا کتاب راهنمای حقیقت را خواندی ؟ چند سال یا نه چند ماه به صورت متمرکز اصول عقاید شیعه را بررسی کردی؟شما در ۲۰ سالگی سنی شده اید پس باید در آن سال با تمام عقاید شیعه ودلایل اثبات آنها آشنا می بودید تا به تغییر مذهب دست زده باشید .متأسفانه شما حتی با معانی شیعه و اهل سنت آشنا نیستید . اهل سنت یعنی کسی که خود را پیرو سیره و سنت پیامبر صلی الله علیه وآله می داند .اگر به کتب روایی و فقهی مراجعه کنید خواهید دانست که شیعه ،مطابق سیره عمل کرده یا اهل سنت. اگر سابقه و پیشینه برخی راویان حدیث را مطالعه می کردید متوجه می شدید که چگونه راه و سیره پیامبر با نقل احادیث جعلی توسط همین راویان دچار تحریف شد. آقای اکبر شما اگر کتاب اسرار آل محمد را بخوانی ، می دانی چرا با وجود متواتر بودن حدیث غدیر امیر المؤمنین علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله تنها ماند.
      آقای اکبر اهل سنت به چه دلیل و با چه مدرکی دو کتاب صحیح را صد در صد درست می دانند .شما اگر همین دو کتاب را کامل بخوانید از بعضی احادیثی که در این دو کتاب در شرح حال پیامبر صلی الله علیه وآله ذکر شده عرق شرم بر پیشانیتان می نشیند. در همین دو کتاب پیامبر را متهم به دروغ گویی کرده اند.آقای اکبر من هم تقریباهم سن و سال شما هستم فکر می کنم شما مذهب جدیدتان را مدیون شبکه های ماهواره ای و شبهه پراکنی های آنها هستید و قبل از آنکه زحمت تحقیق واقعی در مورد ماهیت تشیع به خودتان بدهید، گوش خود را به یاوه گویی های افرادی سپردید که ذره ای دلشان به حال اسلام و مسلمین چه شیعه و چه سنی نمی سوزد.خداوند همه مارا از شر شیطان و جنودش یعنی آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی نجات دهد . ببینید اسلامتان و مذهبتان را از چه کسی گرفته اید.

  23. علي گفت:

    با سلام و احترام
    متاسفانه در روزگاری زندگی میکنیم که برای بحق جلوه دادن اعتقادات پوچ خویش دروغ گفتن و نوشتن عملی ثواب تلقی شده و مهم نیست که چه بهائی بابت آن میپردازند . انسانهای ضعیفی که خود و اندیشه های کثیف خویش را در پس عبارات دروغ قوی و بحق میپندارند .

  24. اکبر گفت:

    سلام.تا حالا شده فکر کنید که چرا ابو جهل ابو جهل شده؟؟؟چون نتونست تصعبشو بزاره کنار!!!!چرا وقتی ما آدما یه واقعیت رو که خلاف اعتقادمونه میشنویم اسمشو میزاریم مغالطه یا تهمت؟؟؟؟یه روستایی هست به اسم کردان.تمام اهالیش پسوند کردان رو دارن.آیا این معنیش اینه که اونا کرد هستن.تو ارومیه یه روستایی هست به اسم آلمان آباد.پسوند شهرتشون هستش آلمانی.آیا این معنیش اینه که اونا اهل کشور آلمانن؟؟؟؟پس اگه یکی تو شهرتش پسوند شافعی یا مالکی داره معنیش این نیست که این پسوند معرف مذهب اونه.اینطور نیست؟؟؟؟اگه شبهای پیشاور رو با دقت بخونیم متوجه میشیم که نویسندش این استدلال غلط رو کرده و از این پسوند استفاده های زیادی کرده.تا حالا شده از خودتون بپرسید چرا تو این کتاب از صحیح مسلم و صحیح بخاری خیلی کم استفاده شده؟؟چون این دو تا کتاب تنها کتابایی هستش که ۴ فرقه اهل سنت به اتفاق قبولش دارن.ولی نویسنده کتاب شبهای پیشاور از اصل تفرقه فکنی خیلی خوب استفاده کرده و این از اصول مناطره نیست.یه نکته مهم دیگه.تا حالا شده فکر کنید چرا همیشه مناظره را با بحث امامت شروع میکنن؟؟؟؟چرا از بحث هایی که کاملا صریح تو قرآن اومده شروع نمیکنن؟؟مثلا وضو.آیه وضو رو چرا به مناظره نمیزارن تا تکلیف وضوع رو مشخص کنن؟؟؟مگه قواعد زبان عربی مشخص نیست؟پس چرا این کارو نمیکنن؟چون نمیتونن تو این جور بحثها حدیث رو وارد کنن و دستشون بسته است برای بیان حدیث های دروغین.فقط میتونم بگم تا تعصب رو نزاریم کنار و نخواهیم منطق رو وارد بحث کنیم به هیچ جا نمیرسیم.

    • شیعه علی ابن ابی طالب گفت:

      سلام

      استدلال شما در رابطه با نام گذاری شهرها حقیقتا باعث انبساط خاطر شد که از این جهت ممنونم.

      و اما بعد … فرموده اید که چرا در این کتاب از احادیث صحیحین کم استفاده شده است ! شما احتمالا یا کتاب را نخوانده اید یا درگیر همان جهل و تعصبی که خود عارض شدید هستید. پس یکبار بدون تعصب و حمیت های جاهلانه کتاب شبهای پیشاور را بخوانید. بیقین ” پایان شب سیه سفید است ” ! شب پیشاور را درک کنید تا بتوانید روزش را بفهمید.

      اما در رابطه با اینکه گفته اید چرا همیشه بر سر امامت بحث می کنیم و در مورد وضو بحث نمی کنیم … همین کلام شما بیانگر جاهل بودن تان نسبت به علم جدل و مناظره و مباحثه است. چرا که در مناظره ابتدا کلیات مورد بحث قرار می گیرد و اگر طرفین در کلیات به نتیجه رسیده اند و قدرت اقناع دیگر را داشتند به سراغ جزئیات مورد مناظره می روند. لذا شما وقتی می خواهید آدرس بپرسید سریعا نمی گوئید ببخشید منزل آقای اکبر اکبری کجاست ؟! ابتدا می پرسید (مثلا) میدان فلان کجاست، سپس خیابان، سپس کوچه، سپس پلاک … اینکه یکباره برویم سر وضو بحث کنیم که اسمش مناظره نمی شود ! البته شاید مناظره هایی که شما انجام می دهید در همین حد است و بیش از این هم انتظاری از جانب امثال شما نمی رود.

      این همه که شما در مورد آیات ولایت و امامت شبهه می اندازید و پاسخ مستدل از کتب خودتان می گیرید، اگر جدا شما به دنبال دریافت حقایق هستید چرا به این اندازه در مورد معاد و توحید و نبوت شبهه ندارید ؟! جز این است که تمام بغض و تعصب شما نسبت به اهل بیت نبی صلی الله علیه و آله است ؟!

      جالب است فردی خود درگیر جهل و تعصب و بی منطقی است آنگاه دیگران را به تفکر بدون جهل، مطالعه بدون تعصب و مناظره با منطق دعوت می کند !!

      یامرتضی علی علیه السلام

    • xxx گفت:

      @اکبر, چه طور دلت اومد زهرای پهلو شکسته رو ترک کنی.چه طور دلت اومد حسین مظلوم رو ترک کنی.چه طور دلت اومد ضامن آهو رو ترک کنی.همین کارا رو کردین که امیر المومنین امام حسن سایر ایمه تنها موندن تو اون زمانه.ولی خاطر جمع باش به میمنت امام زمانمون به ازای هرکدوم از مرتددین مثل تو میلیونها نفر سنی پاک شده و شیعه میشوند.تا حالا نفهمیدی به خاصر خون سیدالشهدا وفاطمه زهرا هیچ ملته شیعه اسیر دست اجنبی وکفار نشده.۶۰ساله اسراییل داره فلسطینیهای سنی رو تارومار میکنه ولی بالا سرشو حزب اتته شیعه رو نتونست دست بزنه بازم میخوای بگم

  25. Mansoor92 گفت:

    بزرگترین دلیل بر رد این کتاب اینه که یه طرفه رفته قاضی یعنی هر چی دلش خواسته گفته و کسی نیست که جوابشو بده ولی کتاب شب های پیشاور نوشته حضرت آیت الله العظمی سلطان الواعظین شیرازی کتابی هست مناظره وار که تعداد زیادی بزرگان اهل سنت اونجا بودن و اگر حدیثی از کتابی می بود که باب میلشون نبوده مطمئن باشید خیلی زرنگ تر از این آقای سجودی بودن و سریعا مخالفت میکردن و همچنین شرح کامل مناظرات در روزنامه ی های پیشاور چاپ شده و نمیشه گفت نویسنده خودش چیزی رو علاوه بر مناظرات به اون اضافه کرده باشه.

    این کتاب از اساس باطله……….

  26. فرزاد گفت:

    برادران و خواهران مسلمان واقعاً جای تأسف است ما که خود را شیعه و سنی مینامیم اصل مطلب را فراموش کرده ایم و با متهم کردن هم به انحراف و خرافه خود را از اسلام ناب محمدی دور میکنیم.بیاییم اگر سنی واقعی هستیم مثل حضرت رسول سنت و رسومش را رعایت کنیم و اگر شیعی واقعی هستیم هم مثل حضرت پیامبر و هم حضرت علی (ع) رفتار کنیم.خدا خودش دانا و آگاه تر است و میداند که چه کسانی بر هدایت و چه کسانی بر راه گمراهی هستند.پس به جای خدا تصمیم نگیرید و دیگران را اهل بهشت و جهنم نخوانید.

  27. روزبه گفت:

    سلام
    هرچه سریعتر این کتاب مزخرف و اشغال رو حذف کن و بیش از این در انتشار لا طائلات شریک نشو
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک …..

  28. یک ایرانی گفت:

    دوستانه عزیز جای بسی تاسف است که ما ایرانیان بر سر دین عرب اینطور بر سر یکدیگر میزنیم .
    ۱۴۰۰ سال پیش اعراب به ایران امدند و با زنان ایرانی زنا کردند و بچه هایشان را سید نامیدند
    و الان یک سری به خودشان می نازند که سید هستند اما در اصل زنا زاده اند.
    من دو کتاب شبهای پیشاور و روزهای پیشاور را مطالعه نمودم اما خودتان به عقل رجوع کنید اگر سلطان الواعظین در این مناظرات اگر مغلوب شده بود بعدا می امد و بگوید اهل سنت بر حق است؟ معلوم است او خودش را یک قهرمان به تصویر می کشد و عده ای ساده لوح هم باور میکنند که اینطور بود است
    لطفا گوسفند نباشید را اول مطالعه کنید شاید خدا فرجی کرد

    • امروز گفت:

      @یک ایرانی, سلام
      من شما را یک ایرانی نمی دانم . شما بویی از تمدن ایرانی نبرده ای کاش ذره ای ادب ایرانی در کلماتت به چشم می خورد. کاش ذره ای فرهنگ و شخصیت ایرانی را نشان می دادی . البته از آن ایرانیانی که تو معرفی کردی که از کسانی که با زنانشان زنا می کنند استقبال کرده و آنها را با آغوش باز پذیرفته اند بیش از این هم توقعی نمی رود . کاش خودت انسان بودی و انسانیت داشتی و مطالعه می کردی تا بدانی اسلام چیست؟ چه می گوید؟ مسلمانان واقعی چه کسانی بودند؟ آنها که به ایران آمدند و زنا کردند که بودند وآنها که خود را سید نامیدند چه کسانی بودند؟ البته شما اول باید بروی کمی خدا را بشناسی تا بدانی او آخرین فرستاده اش را فقط برای اعراب نفرستاده. تا جهالتشان را از بین ببرد بلکه همه جاهلان جهان نیاز به این پیامبر داشته اند . راستی شما چه دینی دارید ؟البته حدس زدنش مشکل نیست .شما احتمالا به دین شبکه های ماهواره ای هستید که پیامبرشان آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند.

  29. اکبر گفت:

    با سلام.خدمت این برادر یا خواهر گرامی که با اسم شیعه علی جواب بنده را داده اند عارضم که اگر به قول جنابعالی بحث امامت از کلیات دین هست پس چرا حتی یک آیه که بطور صریح و آشکار به این کل اشاره کنه در قرآن نداریم؟؟؟؟؟چرا حتی فقط یکبار اسم یکی از این امامان(چه امامان شیعه و چه سنی) در قرآن نیامده؟؟؟؟مگر تمامی علما و فضلا بر این عقیده نیستند که جز کل را میسازد؟؟؟؟؟؟آیا اگر جز غلط و ناصحیح باشد کل میتواند ادعای درستی بکند؟؟؟؟اجازه بدهید مثالی بزنم.اگر هر یک از شاگردان یک کلاس تنبل باشند میتوان گفت که کل این کلاس بهترین کلاس مدرسه است؟؟؟؟؟پس شاید بهتر است اینبار از جز شروع کنیم.اینطور نیست؟؟؟؟؟برادر یا خواهر گرامی بنده همانطور که عرض کردم ۵ سال پیش سنی شدم.بیشتر کتابهای تشیع و تسنن را خوانده ام.شما فرمودید که بنده بروم و کتاب شبهای پیشاور را مطالعه کنم.حضور جنابعالی عارضم بنده این کتاب را ۶ بار مطالعه کرده ام.و به تمامی اسامی خداوند قسم میخورم که تمامی قسمتهایی که این کتاب مدعی است از صحیح مسلم و بخاری نقل کرده یا دروغست و اصلا در آن کتاب وجود ندارد و یا بطور کامل حدیث آورده نشده است.بنده حاضرم با قبول هزینه این دو کتاب را برای شما بفرستم تا خودتان مشاهده بفرمایید.صحبتهایم رابا دو سوال از شما و تمامی شیعیان به پایان میرسانم.فقط شما را بخدا تعصب را کنار بگذارید و جواب دهید.شیعه معتقد است پیامبر اکرم(ص)در حدیثی نام ۱۲ امام را ذکر نموده اند.در بحث امامت نیز اعتقاد به عصمت امام دارند.اگر اینطور است پس چرا امام صادق ابتدا فرزند بزگتر خویش یعنی اسماعیل را بعنوان امام معرفی کردند(که موجب پیدایش فرقه اسماعیلیه گردید)؟؟؟؟؟؟و پس از فوت اسماعیل فرزند سوم خود را امام معرفی کردند.مگر امام صادق از حدیث پیامبر(ص) که نام امامان را ذکر نموده بی خبر بودند؟؟؟؟؟؟مگر شیعه در کتاب اصول کافی و بحار الانوار مدعی نشده که امامان دارای علم غیبند؟؟؟؟اگر این حدیث واقعا از پیامبر بوده یعنی امام صادق با تمامی علم ظاهری و باطنی آن از این حدیث بی خبر بوده و در معرفی امام اشتباه کرده اند؟اگر اینطور است پس عصمت امام کجاست؟؟؟؟؟و اما سوال دوم.بنا به عقیده شیعه پس از وفات حضرت رسول تمامی اصحاب بغیر از ۳ یا ۵ نفر مرتد شدند و حق امام علی را خوردند!!بیایید چند لحظه فرض کنیم که ماجرا واقعا همانگونه باشد که شیعه نقل میکند.اگر بجز ۵ نفر همه مرتد شده اند پس امامت و خلافت بر این مرتدان چه افتخاری دارد که امام علی خود را بدان آلوده کند؟؟؟؟؟وقتی بقول شماها همه مرتد شده اند آیا واژه امیرالمومنین اصلا معنی خواهد داشت؟؟؟؟؟؟امیر کدام مومنین؟؟؟؟شما که میگویید همه مرتد شده بودند بجز ۵ نفر.آیا خلافت بر ۵ نفر در شان امام علی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • مجتبی ثمودی گفت:

      @اکبر, ]مگر همه چیز باید در قرآن می آمد شما تعداد رکعت های نماز صبح را از قرآن پیدا کن ببینم می توانی.چه کسی گفته امامت در قرآن نیامده است وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لایَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ.بقره ۱۲۴
      أَ فَمَنْ کانَ عَلى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَهً أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَکُ فی مِرْیَهٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لایُؤْمِنُونَ.هود ۱۷
      یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لایُظْلَمُونَ فَتِیلاً.اسراء ۷۱
      وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً.فرقان ۷۴
      وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَهً وَ هذا کِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِینَ.احقاف ۱۲
      وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ.قصص ۵
      وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاهِ وَ إِیتاءَ الزَّکاهِ وَ کانُوا لَنا عابِدِینَ.انبیا ۷۳
      وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ.سجده ۲۴
      کافی است یا بازهم بیاورم.اصل امامت در قرآن آمده است.
      اما اینکه می گوییم دوازده امام ما نامشان موجود است حتی در کتب اهل سنت هم هست
      خوارزمی ازابی سلیمان روایت می کندشنیدم که پیامبرفرمودشبی که به معراج
      رفتم حق تعالی فرمودند به طرف راست عرش نگاه کن نگاه کردم دیدم نام
      علی(ع)وفاطمه(س)وحسن(ع)وحسین(ع)وعلی ابن الحسین(ع)محمدابن
      علی(ع)وجعفرابن محمد(ع)وموسی ابن جعفر(ع)وعلی ابن موسی(ع)ومحمدابن
      علی(ع)وعلی ابن محمد(ع)وحسن ابن علی(ع)ومحمدمهدی ابن حسن(ع)خداوندمتعال فرمودای محمد این هاحجت های من بر بندگانم هستندواوصیای
      توهستندومهدی ازانهاست
      مقتل الحسین خوارزمی ص ۹۵ ح ۲۰۳
      ینابیع الموده لذوی القربی ج ۳ص ۳۸۰
      ۳۸۱-
      وفرائدالسمطین ج ۲ ص ۳۱۹ ح ۵۷۱
      کی امام صادق فرموده اند اسماعیل امام بعدی است.علم غیب یعنی پیامبر و امامان هروقت اراده می کردند چیزی را بدانند می دانستند.
      ما برای عصمت امامام و پیامبر هم دلیل داریم.
      إِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً.احزاب ۳۳
      شیعه هیچ و قت نگفته است تمام اصحاب مرتد شدند بلکه بنا به نظر ما اصحاب ۱۲۰۰۰ نفر می باشند که واجب العطاعه می باشند(خصال شیخ صدوق) و اگر اهل تحقیق باشی در صحیحین بیش از ده بیست بار حدیث حوض آمده که بسیاری از اصحاب بعد از پیامبر مرتد شدند.

    • مجتبی ثمودی گفت:

      @اکبر, @اکبر, ]مگر همه چیز باید در قرآن می آمد شما تعداد رکعت های نماز صبح را از قرآن پیدا کن ببینم می توانی.چه کسی گفته امامت در قرآن نیامده است وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لایَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ.بقره ۱۲۴
      أَ فَمَنْ کانَ عَلى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَهً أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَکُ فی مِرْیَهٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لایُؤْمِنُونَ.هود ۱۷
      یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لایُظْلَمُونَ فَتِیلاً.اسراء ۷۱
      وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً.فرقان ۷۴
      وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَهً وَ هذا کِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِینَ.احقاف ۱۲
      وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ.قصص ۵
      وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاهِ وَ إِیتاءَ الزَّکاهِ وَ کانُوا لَنا عابِدِینَ.انبیا ۷۳
      وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ.سجده ۲۴
      کافی است یا بازهم بیاورم.اصل امامت در قرآن آمده است.
      اما اینکه می گوییم دوازده امام ما نامشان موجود است حتی در کتب اهل سنت هم هست
      خوارزمی ازابی سلیمان روایت می کندشنیدم که پیامبرفرمودشبی که به معراج
      رفتم حق تعالی فرمودند به طرف راست عرش نگاه کن نگاه کردم دیدم نام
      علی(ع)وفاطمه(س)وحسن(ع)وحسین(ع)وعلی ابن الحسین(ع)محمدابن
      علی(ع)وجعفرابن محمد(ع)وموسی ابن جعفر(ع)وعلی ابن موسی(ع)ومحمدابن
      علی(ع)وعلی ابن محمد(ع)وحسن ابن علی(ع)ومحمدمهدی ابن حسن(ع)خداوندمتعال فرمودای محمد این هاحجت های من بر بندگانم هستندواوصیای
      توهستندومهدی ازانهاست
      مقتل الحسین خوارزمی ص ۹۵ ح ۲۰۳
      ینابیع الموده لذوی القربی ج ۳ص ۳۸۰
      ۳۸۱-
      وفرائدالسمطین ج ۲ ص ۳۱۹ ح ۵۷۱
      کی امام صادق فرموده اند اسماعیل امام بعدی است.علم غیب یعنی پیامبر و امامان هروقت اراده می کردند چیزی را بدانند می دانستند.
      ما برای عصمت امامام و پیامبر هم دلیل داریم.
      إِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً.احزاب ۳۳
      شیعه هیچ و قت نگفته است تمام اصحاب مرتد شدند بلکه بنا به نظر ما اصحاب ۱۲۰۰۰ نفر می باشند که واجب العطاعه می باشند(خصال شیخ صدوق) و اگر اهل تحقیق باشی در صحیحین بیش از ده بیست بار حدیث حوض آمده که بسیاری از اصحاب بعد از پیامبر مرتد شدند.

  30. اکبر گفت:

    دوباره سلام
    دوستان یه چیزی هست که یادم رفت تو صحبتهای قبلیم بگم بهتون.از تمامی دوستان چه شیعه و چه سنی خواهش میکنم برید تاریخ شهر پیشاور رو بخونید.اگه اینکارو بکنید خودتون متوجه میشید که از زمانیکه مردم پیشاور مسلمان شدند تا حالا هیچ وقت هر چهار فرقه اهل سنت با هم تو پیشاور نبودن!!!!تاریخ رو که ورق بزنید خودتون متوجه میشید که در اون تاریخی که شیخ الواعظین ادعا داره در اون با بزرگان اهل سنت مناظره کرده اصلا در پیشاور کسی مذهب شافعی نداشته!!!!!بیشتر از ۹۹ درصد مردم تو اون دوره مذهب مالکی داشتن.بقیه هم حنفی بودن.پس این آقا با کی مناظره کرده؟؟؟؟با کسیکه وجود خارجی نداره؟؟؟؟؟؟؟مگه ادعا نمیکنه بزرگان هر چهار فرقه اونجا بودن؟؟؟؟تورو خدا به این چیزا خوب فکر کنید.یه چیزه دیگه در مورد کتاب شبهای پیشاور بگم خدمتتون.نویسنده این کتاب گفته که کتابهای صحیحین اهل سنت داستانهای مسخره و خرافی داره و اشاره کرده به داستان کتک زدن توسط حضرت موسی و گریه کردن سنگ.حالا من یه سوال دارم.چون این داستان تو کتاب اهل سنت اومده مسخرست و دروغه یا دلیل دیگه ای داره؟شاید بگید با منطق جور نیست.پس چطور وقتی شما در کتاب من لا یحضر الفقیه از امام صادق حدیث دارید که:وقتی خداوند زمین را خلق کرد آن را توسط نهنگی جابجا کرد.نهنگ مغرور شد و گفت من با نیروی خودم این کار را کردم.خداوند ماهی بسیار کوچکی فرستاد و این ماهی وارد دماغ ماهی شد و او را عاجز کرد.از آن پس هر موقع نهنگ ماهی را میدید بخود میلرزید و زلزله میشد!!!!!!!!!!!
    حالا خودتون قضاوت کنید.گریه کردن سنگ مسخره تره یا ترسیدن نهنگ و زلزله شدن رو زمین؟؟؟!!

  31. خطاب به اکبر گفت:

    سلام علی من اتبع الهدی و لعنه الله علی الکاذبین
    اقای اکبر.اتفاقا منم اکبرم و ۲۵ سالمه ولی سنی بودم و الان ۵ ساله که شیعه شدم(این یه دروغ بود ولی گفتنش کاری نداشت داشت؟).خیلی برام جالبه که مولوی های عمریه همه از مناظره فرارین حالا یکی که به ادعای خودش تازه پنج ساله که عمری شده اومده و میخواد مسلمانان رو هدایت کنه و انذار بده!!!!!!!!!!!
    عزیز دلم از نحوه ابراز سخنانت معلومه که پسر خوبی هستی.حالا دلم میخواد مثل یه پسر خوب به اصطلاح شبهاتی رو که در مورد دین اسلام راستین داری یکی یکی مطرح کنی تا جوابت رو بدم.
    البته تو هم باید قول بدی که به چندتا سوال من جواب بدی
    اون یکی یوسف هم با اینکه من امیدی بهش ندارم چون اصلا بوی عقل نمیده ولی اگه خواست میتونه بپرسه.

  32. محمد گفت:

    با سلام من خودم شیعه هستم و محب اهل بیت.هم شب های پیشاور را خواندم هم روزهای ان را.اگه یکی از برادران تسنن از روزهای پیشاور حمایت میکند جای تعجب نیست چون پدر و اجداد پدری و مادری اون همه سنی بودند و باید به این مطالب بیشتر گرایش داشته باشندوالبته هم باید این طور باشه چون عمری از اهل بیت دور بودند اون از بزرگشون پاشاه عرستان که با بوش شراب میخوره و مردم بیچاره بحرین رو قتل عام میکنه از خودشون دیگه چه انتظاری میره وقتی به هم مذهبی خودشون رحم نکنند با غیر هم مذهبیشون چه میکنند

  33. اکبر گفت:

    سلام عرض شد.اولا که بنده و جنابعالی حق نداریم در مورد دیگراد قضاوت کنیم چون اینکار میشه غیبت و تهمت و اینکار گناه کبیرست.مگه نه؟؟؟
    ثانیا اگه در مورد سنی شدن بنده شک داری آدرس میدم بیا محلمون همه شهادت میدن.من که دو تا از سوالامو پرسیدم تو صحبت های قبلیم خوب میتونستی به اونا جواب بدی.در ضمن یوسف هم فقط چند نفر از کسانی رو که شیعه شدن رو اسم برده مگه این کار بدیه؟؟؟اگه به اون دوتا سوالم یه جواب منطقی با دلیل قرآنی بیاری من دوباره شیعه میشم.ببین برادر یا خواهر گرامی فرمودی اهل سنت از مناظره میترسه.بزار حالا من یه چیزایی واست بگم خودت کلاهتو قاضی کن.اگه شیعیان از مناظره نمیترسن چرا تو شهری مثل مشهد یا تهران حتی یه دونه هم مسجد اهل سنت وجود نداره؟؟اگه شیعیان نمیترسن چرا کتابهای اهل سنت فقط ۱۰ درصدشون مجوز چاپ میگیرن؟؟حالا کی میترسه؟ما یا شما؟منتظر جواب ۳ تا سوالم هستم.

    • احمد قاسمی مدانی گفت:

      سلام خدمت برادرمسلمان.اول میخوام بحث کلی رومطرح کنم بعدجواب جنابعالی بدم اگه هم راضی نشدیدبه حساب شیعه نگذاریدوماهم نبایدحرف شماروبه حساب سنت نگذاریم چون این ازعقل ودانش ضعیف ماست.بنظربنده من میگم انسان بایدباعقل سلیم آخرتشو رقم بزنه.توروخدااول اصل انسان بودن روببینیم واینکه چراباحیوانات فرق داریم جسارت به هیچ شخصی ندارم خیلی ازآدماهستن حتی خداوآخرت ازته دل بخداقسم ندارن ولی ازجزئیات دین حرف میزنن.کسیکه بامردم اخلاق خوب داشته باشدوهمه ازاوراضی باشندحالاهردین ومذهبی باشدخداازاوازهمه آدمهاراضی تراست مااصل خلقتوول کردیم چسبیدیم به فرع.عقل ناقص ماهردقیقه به یکسومیرودسنی وشیعه وغیره شدن جداازتصمیم درست یاغلط به خدای قهارقسم بیشترشون ازروی احساس یاعقل ناقص به این عمل دست میزنن.من خودم شیعه ام ولی چیزایی که عقلم قبول نکنه عمل نمیکنم ولی،ولی،ولی درموردش تحقیق میکنم مثلاخوردن خاک کربلابه اندازه نخوددرعین حرام بودن آن حلال است وثواب داردبنده هیچوقت اینکارونکردم آیادراین عصرشیطانی وآدمکشی که به هیچکس اعتمادنمیشه کردآیاخدابخاطرنخوردن تربت کربلامراجهنم میبردبه عظمتش قسم نه چون هرکس رابه اندازه فهم ودانش اوعذاب وثواب میدهند.بخدا۹۵درصدشیعه ازامامان فقط اسمشونو و۹۵درصدسنی هاازخلفاشون فقط اسمشونوبلدن.الان زمان اتحاده نه جنگ.مگه هدف ماانسان پاک بودن نیست پس بیاییدپاک باشیم به هم نوع وفقیرکمک کنم وبامردم مهربان باشیم ویادخداباشیم یعنی همون چیزیکه خدامیخوادقضیه علی(ع)وخلفاهزاران جورنقل شده من چندین بارمطالعه کردم آخرش ازهمه واستغفرالله ازخدازده شدم وبه هیچ جانرسیدم فقط حیران شدم.چق خداست پس اگرتصمیم نمیتوانیددرمذهب بگیریدپاک باشیدوچیزیکه عقلتون میگه درست انجام واگه تشخیص نداریدانجام ندیدچون کسب دانش الهی دراین زمانه سخت وهزاررنگ است توکل کنیدبه خداومطمئن باشیدخداباشماست.حالاجواب۳سوال برادرم رابدهم جواب سوال اول:اگردرغدیر۹۰هزارنفربودنددرکشوری که علی وخلفابودن چندمیلیون نفربودندودرکشورهای اطراف میلیونهانفربودن اگرشمادرکشورهمسایه بودیدوقتی خلافت ابوبکررامیشنیدباورمیکردیدیاحرف مردم غدیررا؟مطمئناخلافت ابوبکررا.ثانیااگرعلی(ع)همان زمان با۹۰هزارنفرشروع به جنگ میکرداورامتهم میکردندبخاطرحکومت جنگ میکندواگرهم جنگ میکردبدلیل جمعیت کمترخوداووپیروانش ازبین میرفتندواسلام دست انسانهای ناشایست می افتادپس علی(ع)درخانه ماندوبه ماموریت اصلی اوکه امامت بودنه نه نه نه نه خلافت توجه نمودید؟ادامه دادتاشرایط برای به دست گرفتن زمام امورمهیاشودپس هرجاجنگ لازم نیس ت گاهی خاموشی بهترازهزاران جنگ است مثل پذیرفتن دعوت مامون توسط امام رضا(ع)که اگرقبول نمیکردوولیتعهدی رانمیپذیرفت وبادخترمامون ازدواج نمیکردقطعاشهیدمی شدوهدایت مردم نیمه کاره می ماند.جواب سوال دوم درسوال اول داده شدکه بخاطردین اسلام صبرکردوکاری نکردوزن وفرزندش رافدای اسلام کرد.پس صبربرشهادت زن وفرزندرابرغروربیجای خودش ندادوخداوندوعده بهشت به چنین کسانی داده.جواب سوال سوم:مسجدمسجداست چه فرقی میکنددرهمه مساجدایران شیعه وسنی نمازمیخواننددنبال بهانه نباشیداینجاکه به سنی هامیگوییم برادروآزادهستندولی بروعربستان بخاطرمهروزیارت شیعه هاروتاحدکشتن میزنن ولی اینجاهمه آزادن به هردینی باشند.سوال داشتی بگوبرات توضیح بدم برادر.

    • حمید گفت:

      نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو
      به منکر علی ع بگو نماز خود قضا کند

  34. اکبر گفت:

    برادر محمد سلام.خدمت جنابعالی عارضم که برادر من اگه آدم از چیزی اطلاع کافی نداره بهتره صحبت نکنه!!!اولا تو بحرین دارن شیعه هارو اذیت میکنن نه هم مذهب خودشونو ثانیا مگه بزرگ یه طایفه بد باشه یعنی همه اون طایفه بدن و یا برعکس؟؟؟؟؟اگه اینطوره که ما حق نداریم پشت پسر حضرت نوح چیزی بگیم چون باباش که بزرگترشه پیامبر خداست!!!!
    تورو خدا یه چیزایی بگید که خنده دار و از روی ناآگاهی نباشه.

  35. اکبر گفت:

    برادر قاسمی سلام عرض شد.من قصد جسارت ندارم ولی به قول خودت بیا با عقل مسایل رو حل کنیم.اجازه بده اول من یه سوال بپرسم.چرا امام علی با بنی امیه جنگ کرد و صبر نکرد؟؟اگه جنگ کردن واجب بود چرا امام حسن دوباره صلح کرد؟؟؟؟اگه صلح خوبه چرا امام حسین دوباره جنگ کرد؟؟؟؟و امام زین العابدین دوباره صلح کرد؟؟؟؟بالاخره شهید شدن خوبه یا بد؟؟شما که میگید امام حسین شهادت رو ترجیح داد به زندگی با ننگ ولی امام علی نه؟؟؟مگه همه ی ما نمیگیم حق گرفتنیه؟؟؟؟پس امام علی چرا حقشو نگرفت؟؟؟فرمودید چون شهید میشد.در کتاب نهج البلاغه بارها از زبان امام علی داریم که از خدا آرزوی شهادت میکنه.اینا تناقض در حرفهای شما نیست؟
    یه سوالی پرسیده بودم که قبل از شما شخصی به اسم شیعیه امام علی قرار بود جواب بده ولی نداد.لطفا شما بدید ولی با عقل و منطق.اهل تشیع حدیثی از پیامبر نقل میکنه که تو اون حدیث پیامبر اسم ۱۲ امام رو گفته.اگه پیامبر اینکارو کرده پس چرا امام صادق اول پسر بزرگترش یعنی اسماعیل رو امام معرفی کرد؟؟؟؟(که موجب پیدایش فرقه اسماعیلیه شد).پس از مرگ اسماعیل فرزند سومش رو امام معرفی کرد.یعنی امام صادق حدیث پیامبر رو نمیدونست؟؟؟؟!!مگه در کتاب من لا یحضر الفقیه ننوشته که امامان شیعه علم غیب دارند و معصومند و به انتخاب خود میمیرند؟؟؟پس با اینهمه اوصاف چرا امام صادق اونکارو کرد؟؟؟اگه اشتباه کرده پس عصمت امامان چی میشه؟؟؟
    و اما مسجد.برادر گرامی شاید اشتباه شما در نوع تعریف شما از مسجد و اطلاع نداشتن از آداب اهل سنته که این حرف رو میزنید.اولا در مورد نماز عارضم که وقت نماز بین اهل سنت و شیعه متفاوته.ثانیا مسجد که فقط برای نماز نیست.غیر اینه؟؟؟؟
    اما خلافت.برادر عزیز من من قصد جسارت ندارم ولی کدام کشور همسایه؟؟؟؟مگر کشورهای همسایه مسلمان بودن که بیان در مسیله خلافت نظر بدن؟؟؟خلیفه دوم بود که کشورهای همسایه رو مسلمان کرد برادر.ثانیه مسیله خلافت مربوط به عربستان بود نه کشورهای همسایه.مگه برای تعیین رییس جمهور ایران ما میریم نظر مردم عربستان رو میپرسیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    و در آخر زیارت.ایاک نعبد و ایاک نستعین(تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میخواهیم).بنظرت از این صریحتر میشه گفت؟؟؟پس چرا بریم از حسین و علی و محمد و ابوبکر و عمر بخواهیم؟؟؟؟مگه به نهج البلاغه ایمان ندارید؟پس تورو قسم به همون خدا برید بخونید ببینید چی نوشته امام علی.گفته خداوند لعنت کند عهود و نصارا را که روی قبر بزرگان خود مقبره ساختند.منتظرم برادر

    • مجتبی ثمودی گفت:

      @اکبر, اولا هر امامی بسته به شرایط زمان و دستور خدا و صلاح مردم عمل می کند.جواب بعضی از سوالاتت را در بالا داده ام.
      اما در باره توسل باید بگویم دستور خداوند است.
      یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَهَ وَ جاهِدُوا فی سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.مائده ۳۵
      أُولئِکَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلى رَبِّهِمُ الْوَسِیلَهَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَ یَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ یَخافُونَ عَذابَهُ إِنَّ عَذابَ رَبِّکَ کانَ مَحْذُوراً.اسراء ۵۷
      وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ تَعالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ.منافقون ۵
      قَالُوا یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ ۹۷ قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ۹۸٫یوسف ۹۷-۹۸
      وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلّا لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوّاباً رَحیماً.نساء ۶۴
      سنت پیامبر هم است
      مالک الدار که خزانه دار عمر بود،‌ می‌گوید: در زمان عمر مردم گرفتار قحطی شدند مردی به سوی قبر شریف رسول خدا آمد و گفت: ای رسول خدا برای امتت از خداوند باران بخواه؛ چرا که آنان نزدیک است هلاک شوند. رسول خدا در خواب او آمد و فرمود: نزد عمر برو و سلام مرا برسان و به او خبر بده که شما سیراب می‌شوید و بگو نسبت به مردم بخشش هایت بیشتر باشد. این مرد نزد عمر آمد و از این خوابش خبر داد، عمر گریه کرد و گفت: ای پروردگار من قابل این سلام و اکرام نبودم هر خدمتی که از دستم بیاید از این مردم دریغ نخواهیم کرد.
      إبن أبی شیبه الکوفی، ابوبکر عبد الله بن محمد (متوفاى۲۳۵ هـ)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج ۶، ص۳۵۶

  36. یوسف گفت:

    ااخمد قاسمی عزیز ۳۵ سال است که درتهران ساخت مسجد را به اهل سنت نمیدهد این انصاف است که گفتی عربستان شیعه را اذیت میکند

    • مجتبی ثمودی گفت:

      @یوسف, اولا مسجد مال مسلمانان است و روی هیچ مسجدی هم ننوشته مسجد شیعه یا اهل سنت.دوما در تهران بیش از ده مسجد برای اهل سنت است.

  37. یاسر انصاری گفت:

    اا فروپاشی تئوری امامت و امام زمان و شکنجه فاطمه الزهراء

    اندازه خط : بزرگتر کوچکتر

    فروپاشی تئوری امامت و امام زمان و شکنجه فاطمه الزهراء

    یکی از پژوهشگران بزرگ وسرشناس شیعه عراق گفته است: به نتائجی دست یافته که اختلافات تاریخی شیعه با اهل سنت را کنار زده و ثابت می کند که این اختلافات هیچ ریشه و اساسی ندارد.

    ایشان طی سالها پژوهش وبررسیهای عمیق بدین نتیجه رسیده اند که همه این اختلافات ریشه در مسائل سیاسی داشته و هیچ ربطی به قضایای عقیدتی و دینی ندارند.

    احمد الکاتب استاد سرشناس سابق حوزه های علمیه عراق و کویت و ایران و رئیس انجمن گفتگوی تمدنها در لندن ـ بر این نقطه بسیار تأکید داشت که بررسیهای ایشان پرده از شایعه‌ی فرضیه امام غائب برکشیده، و ثابت کرده که امام زمان هرگز بدنیا نیامده است. و همچنین بدین نتیجه دست یافته که نظریه “امامت الهی” که اساس فکری شیعه دوازده امامی بر آن بنا شده هیچ ریشه و اساسی‌ ندارد. وثابت کرده که شایعه ضربه زدن عمر بن الخطاب به دخت حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم ـ فاطمه الزهراء ـ در هنگام گرفتن بیعت برای ابوبکر افسانه‌ای است ساخته و پرداخته برخی از سود جویان و هیچ اساس و مدرک تاریخی بهمراه ندارد.

    ایشان در گفتگویی که با ” العربیه ـ نت” داشتند خاطر نشان ساختند که این نتائج دقیق و علمی در حقیقت می‌تواند عملا ریشه‌ی همه اختلافات جوهری و اساسی بین شیعه و اهل سنت را بخشکاند. و می تواند سد راه محکمی باشد جلوی همه کوششهای مغرضانه و دشمنانه ی دشمنان قسم خورده اسلام که سعی دارند همواره تخم فتنه و فساد را بین این دو طائفه ی بزرگ اسلامی بپاشند. بخصوص که زمینه سیاسی کنونی در عراق و کویت و لبنان و ایران و پاکستان نشانگر اینست که شیعه و اهل سنت عملا بر روی مواردی که در طول ۱۴۰۰ سال با هم اختلاف نظر داشتند به اتفاق رسیده اند.

    ایشان سخن خود را بدینصورت روشنتر ساختند که:

    اختلاف سیاسی بین این دو مذهب در واقع بر روی قضیه امامت بوده است. و اکنون تقریبا اثری از این اختلاف بچشم نمی خورد. شیعیان امروزه قضیه غیبت امام دوازدهم را پشت سر نهاده دیگر منتظر ایشان نیستند تا از سرداب برآید و زمام امور حکومت اسلامی را بدست بگیرد. وهمچنین دیگر معصومیت و از سلاله علوی بودن را از ویژگیهای فرمانروا و حاکم ـ‌ آنطوری که در نظریه امامت است ـ‌ به حساب نمی آورند.

    این پژوهشگر و دانشمند عراقی که احمد الکاتب نام دارد و در یک خانواده مذهبی شیعه دوازده امامی پرورش یافته در ادامه سخنان خود گفتند که؛ نتائج این پژوهشها و تحقیقات علمی خودشان را در کتابهایی به رشته تحریر در آورده به مراجع بزرگ شیعه تقدیم داشته تا مورد بحث و بررسی قرار دهند، ودر جواب مراجع سرشناس مذهب شیعه جز با ادله و براهین فلسفی و خیالاتی و نظریه‌های بی پایه و اساس در مورد امام دوازدهم محمد بن الحسن العسکری تحقیقات ایشان را رد نکردند. و وقتی مؤلف از آنها ادله و براهین ومدارک تاریخی و علمی خواستند جوابی نداشتند که به او بدهند!…

    ایشان خاطر نشان ساختند که همه حوزه‌های علمی و همه مراجع شیعه بخوبی آگاهند که هیچگونه ادله و براهین تاریخی و علمی نظریه‌هایشان را تأیید نمی‌کند، و آنها همه بر این اعتقادند که در اینگونه امور اجتهاد واجب بوده تقلید قطعا حرام است، و در بین ایشان فتوایی است مشهور که می گوید: تقلید در مسأله تقلید حرام است!..

    آقای احمد الکاتب به نتائج یکی از گفتگوهایشان در ” قم” با علماء سرشنان آن دیار اشاره داشت که؛ یکی از علماء بررسیهای ایشان را به “پژوهشهای تاریخی” توصیف نموده بود، اشاره کرد و گفت:” اگر واقعا در پی رد هستید باید با بحث و کنکاوش در تاریخ باشد. اما واقعیت اینست که این نظریه هیچ مدرک تاریخی و اساس واقعی ندارد. و تنها دلیل ما بر وجود امام غائب یک مشت اعتبارات فلسفی و چند نظریه و تصورات خیالی است”!…

    و در رد بر اینکه مرجع شیعی بزرگ معاصر “محمد حسین فضل الله” در گفتگویی که اخیرا بر صفحات روزنامه “عکاظ” سعودی منتشر شده او را غیر متخصص معرفی نموده. احمد الکاتب گفتند: “متخصص نبودن کلمه ایست افتراضی که سر و ته آن مشخص نیست. و در حقیقت متخصص آن است که موضوع را کنکاوش می‌کند و پس از بحث و بررسیهای طولانی دلیلها و نتائج خود را تقدیم می دارد، و همه را به آنچه بدان دست یافته قانع می سازد”.

    ایشان در ادامه گفتند که :”در حوزه‌های علمیه هیچ متخصصی در این زمینه نیست، چرا که در حوزه چیزی بنام بحث و بررسی در تاریخ و یا در أصول مذهب شیعه وجود ندارد. و همه علماء می گویند که در این زمینه تقلید جائز نیست!”.

    امامت الهی و مهدی منتظر:

    احمد الکاتب روی این نقطه که امامت و مهدی منتظر از نکاتی هستند که می تواند مورد بحث و بررسی قرار گیرد تأکید داشته، در اشاره گفت که آقای آیت الله علی سیستانی نیز بر این عقیده اند که هیچکدام از این دو مورد از اصول شیعه نیست.

    ایشان گفتند که در مورد وجود زنده امام دوازدهم و اینکه ایشان ظهور خواهند کرد تا مردم را از بدبختیها و منجلاب فساد رهانیده حکومت اسلامی تشکیل دهند، مفکوره‌ای که اساس عقیده امامت را تشکیل می دهد سالها بحث و بررسی کرده و بدین نتیجه دست یازیده که همه این قصه ساختگی است و هیچ پایه و اساسی ندارد.

    ایشان در ادامه عرائض خود گفتند که: کتابهای اولیه شیعه در قرنهای سوم و چهارم و پنجم هجری بر این اتفاق است که مفکوره امام زمان افتراضی و خیالاتی است، و هیچ دلیل و برهانی بر ولادت او نیست. همه آقایان “المرتضی” و “العمانی” و دیگران می گویند که: “ما با دلیلهای عقلی وجود این انسان را فرض می‌کنیم. و هیچ دلیل و برهان تاریخی و علمی درستی بر وجود او نداریم”.

    دانشمند برجسته شیعه معاصر آقای احمد الکاتب گفتند که: فرضیه امامت الهی که بر پایه عصمت و غیبت او بنا نهاده شده، نظریه سیاسی اهل بیت نیست، این تئوری ساخته و پرداخته متکلمین بوده و به اهل بیت بزور و بهتان نسبت داده شده است.

    ایشان بدین نقطه نیز اشاره کردند که نتائجی که ایشان بدان دست یافته اند در رده‌ی دوم پیشرفتهای سیاسی و مثبت بسیاری است که در حال حاضر در دنیای شیعه به وجود آمده است قرار می گیرد. شیعه معاصر دمکراسی را اختیار نموده و ولایت فقیه در ایران سعی دارد که به گونه‌ای بین شوری و دمکراسی پیوندی نوین ایجاد کند تا در سایه آن “امامت” ملت اختیار شود نه اینکه امام از سوی خدا بر منصب قدرت حائل آید! یا اینکه عصمت و یا از نوادهگان حضرت علی بودن از شرطهای انتخاب او قرار گیرد. و بدینصورت دروازه امامت به روی همه باز است…

    شایعه ضربه زدن عمر به فاطمه زهراء:

    ایشان به یکی از نتائجی که بدان دست یافته اند اشاره داشته روشن ساختند که:

    شایعه شکستن عمر سینه دختر رسول اکرم ـ صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم ـ فاطمه زهراء، و سقط شدن جنین ایشان در هنگام بیعت گرفتن برای خلافت ابوبکر الصدیق پس از وفات رسول خدا ـ صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم ـ هیچ دلیل و مدرک تاریخی و واقعی ندارد.

    وگفتند: “این افسانه‌ای است که در قرن دوم ساخته و پرداخته شد وبا مرور زمان کم کم شاخ و برگ گرفت، تا اینکه یک کلاغ چهل کلاغ شد. و برخی از قصه پردازان سنی آنرا تکرار کردند، وهیچ اثری از آن در کتابهای مؤرخان و محققان اهل سنت نیست. و با گذشت زمان، برخی از دروغ پردازان شیعه در قرن چهارم و پنجم هجری آنرا گرفته شاخ و برگ دادند، تا بدینصورت افسانه‌ای وخرافی کنونی به بازار آمد….

    و در حقیقت این دسیسه و نیرنگی بود برای نجات دادن تئوری “امامت الهی” که بیعت حضرت امام علی با هر یک از خلیفه‌های پیشین خود ابوبکر صدیق ـ پدر زن رسول اکرم ـ وعمر فاروق ـ پدر زن دیگر رسول اکرم ـ وعثمان ذی النورین ـ داماد پیامبر اکرم ـ آنرا از ریشه بر می‌کند. چرا که اگر چنانچه این فرضیه حقیقت می داشت هرگز حضرت علی (ع) نمی‌توانست با آنها بیعت کند.

    آنها با این قصه ساختگی خواستند بگویند که این بیعت با زور از امام علی (ع) ـ شیر خدا و فاتح خیبر! ـ پس از حمله به خانواده اش و شکستن سینه فاطمه زهراء گرفته شد!”..

    آقای کاتب در ادامه گفتند: “از این قصه ساختگی هیچ اثری در کتابهای عمده و اساسی و قابل اعتماد شیعه نمی یابی. بطور مثال، آقای کلینی در کتابش “الکافی” هیچ یادی از آن ننموده، در حالیکه او کتاب “سلیم بن قیس الهلالی ” ـ را که ادعاء سوزاندن عمر در خانه فاطمه و زدن ایشان و اسقاط جنینش به آن نسبت داده می شود ـ، را بخوبی مطالعه کرده و در دسترش بوده است.

    ایشان بدین نقطه نیز اشاره داشتند که روابط اجتماعی و خانوادگی در سطح بسیار عالی و خوبی که بین حضرت امام علی (ع) و خلیفه دوم حضرت عمر بن الخطاب بوده خود نشانگر دروغ بودن این افسانه است. این روابط تا جایی محترمانه و دوستانه و نزدیک بود که حضرت امام علی با کمال خوشحالی جگر گوشه و دختر نازنینش از دامن دختر رسول اکرم ـ صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم ـ (فاطمه الزهراء) که “ام کلثوم” نام داشت را به عقد ازدواج خلیفه دوم حضرت عمر بن الخطاب در آوردند.

    بعد از این آیا تصور می‌رود که آن صحابی و یار بزرگوار پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم ـ خدای ناخواسته جگر گوشه‌ی رسول خدا و مادر خانمشان را چنین مورد ضرب و شتم قسرار دهند؟!…

    این افسانه‌ای است که هیچ عاقلی نمی‌تواند آنرا قبول کند!…

    و ایشان بر این نقطه نیز تأکید داشتند که شیخ مفید که از بارزترین دانشمندان و علماء شیعه است کتاب “الهلالی” را دروغ و موضوع و ساختگی دانسته و گفته که در این کتاب تحریفات بسیاری روی داده، غیر قابل اعتماد بوده و هیچ ارزش علمی و تاریخی ندارد. و این سخن همه محققان و پژوهشگران شیعه است.

    جناح راست شیعه صفوی:

    ایشان علمبرداران این قصه خرافاتی را “جناح راست” و یا بگفته‌ی دکتر علی شریعتی “شیعه صفوی” نامید، و اضافه کرد که اینها بازتابی منفی در جامعه دارند. و با دید منفی و تارشان به عمر بن الخطاب می‌نگرند. و بدینوسیله رهبریت دوگانگی جامعه اسلامی و شعله‌ور ساختن آتش دشمنی بین شیعه و اهل سنت را در دست دارند.

    این دشمنی ساختگی و خیالاتی که در حقیقت ما امروزه بدان هیچ نیازی نداریم و بر عکس جهان اسلام امروز بیش از هر روز دیگر نیازمند وحدت و همبستگی و براندازی این سدهای راه و کنار زدن این خرافات و اسطوره‌هاست.

    آقای احمد الکاتب در سال ۱۹۵۳میلادی (۱۳۳۲ خورشیدی ) در شهر کربلای عراق چشم بجهان گشود. و در مورد زندگیش می‌گوید که مادرش او را آماده می‌ساخت تا سربازی جان بکف باشد در لشکر مهدی منتظر، و یکی از ۳۱۳ یاران راستگو و مخلص ایشان که شرط ظهورشان هستند، باشد.

    ایشان در گفتگویشان با “العربیه ـ‌ نت” بصراحت گفتند که؛ قبل از دست یافتن به این نتائج دقیق و علمیشان در این قضیه بسیار تعصب داشتند: “تنها ۱۴ سال داشتم که وارد حوزه علمیه شدم. بیش از ۲۵ سال فقه را تدریس کردم. و قبل از رسیدن به این نتائج علمی و دقیق بیش از ۱۵ کتاب تألیف کردم که بارزترین آن کتاب ـ ده منهای یک می شود: صفر! ـ است که در آن سعی کرده ام بگویم؛ اگر ما فرضیه امامت را از دین بر داریم چیزی از دین باقی نخواهد ماند! و در سال ۱۹۷۴م آنرا منتشر ساختم وپس از آن بارها بچاپ رسید. و من پایه گذار حرکت شیعه امامی در سودان هستم. و در راستای دعوت و تبلیغ بسوی فکر شیعه امامی سالهای متمادی از زندگیم را صرف نمودم. و اخیرا به یاری خداوند متعال و با توفیق بدو به این نتائج حساس و دقیق علمی دست یافته ام که برنامه زندگی و دیدگاهم را به کلی تغییر داده، و آنرا شاه‌راهی می‌بینم در راستای وحدت و همبستگی اسلامی و فروپاشی بدعتها و خرافات و کشیدن گلیم از زیر پای دلالان و تاجران دین!….

    • مجتبی ثمودی گفت:

      @یاسر انصاری, ایها الناس احمد الکاتب یک خائن به اسلام و جیره خوار صهیونیسم است و هیچ ارتباطی به شیعه ندارد.ادعا کردن که چیزی نیست بیاید ثابت کند.

    • مجتبی ثمودی گفت:

      @یاسر انصاری, @یاسر انصاری, ایشان تنهایی به این نتیجه رسیدند یا وهابیت و صهیونیسم هم کمکش کردند
      اولا اصل امامت در قرآن آمده است.
      وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لایَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ.بقره ۱۲۴
      أَ فَمَنْ کانَ عَلى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَهً أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَکُ فی مِرْیَهٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لایُؤْمِنُونَ.هود ۱۷
      یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لایُظْلَمُونَ فَتِیلاً.اسراء ۷۱
      وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً.فرقان ۷۴
      وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَهً وَ هذا کِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِینَ.احقاف ۱۲
      وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ.قصص ۵
      وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاهِ وَ إِیتاءَ الزَّکاهِ وَ کانُوا لَنا عابِدِینَ.انبیا ۷۳
      وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ.سجده ۲۴
      دوما:ایشان که می گویند امامت ساختگی است پس حتما این آیات راهم ما وارد قرآن کرده ایم.و حتی آنقدر خبره بودیم که علمای اهل سنت را هم گمراه کردیم تا جایی که بیضاوی از مشاهیر اهل سنت در کتاب علم اصول خود امامت را از اصول دین دانسته است
      یا محمد ابو النور زهیر استاد الازهر در کتاب خود اصول الفقه که در شرح کتاب بیضاوى است مى‌نویسد:جمهور از شبهه شیعه این‌چنین پاسخ مى‌دهد که اقامه و گفتن بسم الله در نماز ، انگیزه زیادى براى نقل نداشته است ! زیرا جزو احکام فرعى است ؛ و کسى که در آن اشتباه کند کافر و یا بدعت گذار نیست ؛ اما امامت این چنین نیست ، زیرا از اصول دین است و مخالفت با آن موجب فتنه و بدعت است !
      یا شیخ الاسلام علی بن عبد الکافی سبکی در شرح خود بر این کتاب مى‌نویسد:(مولف) از دو مورد اول اینچنین جواب مى‌دهد که اقامه و تسمیه جزو مسائل فروع دین است و مخالفت با آنها موجب کفر و بدعت نمى‌شود ؛ و به همین دلیل انگیزه براى نقل آن زیاد نبوده است ؛ اما امامت جزو اصول دین است و مخالفت با آن بدعت است و موجب فتنه است.
      محمد بن الحسن البدخشی و فخرالدین احمد بن حسن بن یوسف الجابردی و شمس الدین محمود بن عبد الرحمن اصفهانی در شرح های خود بر این کتاب آنرا تایید می کنند.
      اما روایات مبنی بر امامت علی (ع) از حد تواتر رد شده اند.
      شما می گویید ما اهل سنت هستیم.اگر از کتب خودمان دلیل بیاورم نمی پذیرید.پس از کتب شما می آورم.
      من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میته جاهلیه.هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد مرگش به مرگ جاهلی است.تفتازانی ، شرح مقاصد فی علم الکلام ، ج ۲ ، ص ۲۷۵
      من مات بغیر امام ، مات میته جاهلیه.مسند احمد ، ج ۴ ، ص ۹۶
      هیثمی ، مجمع الزوائد ، ج ۵ ، ص ۲۱۸
      مسند ابو داود ، ص ۲۵۲
      طبرانی ، معجم الکبیر ، ج ۱۹ ، ص ۳۸۸
      ابن حبان ، الاحسان ، ج ۷ ، ص ۴۹
      امام زمان شما چه کسی است؟
      حتما شیعیان وارد کتب شما کرده اند.
      اما در مورد شهادت حضرت زهرا:
      ابن أبی شیبه کوفی و دیگر بزرگان اهل سنت، نقل کرده‌اند که خلیفه دوم به در خان

  38. یاسر انصاری گفت:

    یک شیعی، نصرانی و یهودی را به تشیع دعوت می کند

    اندازه خط : بزرگتر کوچکتر

    یک شیعی، نصرانی و یهودی را به تشیع دعوت می کند

    یهودی و شیعی و نصرانی در یکی از باشگاههای ماسونی بدون وعده قبلی ملاقات کردند و در گفتگو غرق گردیدند و اتفاق کردند که جهت نابودی و امحای دشمن مشترک (جامعه اهل سنت) با یکدیگر همکاری می‌نمایند و شانه به شانه، در کنار هم می‌ایستند. در این هنگام شیعی خواست که از فرصت استفاده نموده هر دو را به تشیع فرا خواند!!

    به نصرانی نگریست و خواست وی را در دین وعقیده اش در شک بیافگند و عقیده‌اش را به باد انتقاد گرفت و گفت:

    شیعی: شما ادعا می کنید که مسیح به دار آویخته شده است تا انسان ها را از گناه آدم نجات داده باشد هنگامیکه از درخت خورد، و الله می‌گوید: (ولا تزر وازره وزر أخرى)

    نصرانی: شما از این شدیدتر را انجام داده اید بنگرید شما خود و کودکان تان را با تیغ‌ها وزنجیرها می‌زنید تا خون جاری شود، قسم به خدا این یک تصویر زشت و نفرت آوری است، شما خود را سرزنش می‌کنید و معاقبه می‌نمایید زیرا اجداد تان حسین را تنها گذاشتند و یاریش نکردند پس چه فرق است میان ما وشما؟

    شیعی: اما شما در مسیح غلو کردید و گفتید که او فرزند الله و ثالث ثلاثه است.

    نصرانی: شما نیز با حسین چنین کردید در وی و ائمه غلو نمودید تا اینکه گفتید که آنها قبل از آفرینش جهان نورهای بودند و آنها آنچه را شده است و می‌شود و آنچه را که نبود و اگر می‌بود چگونه می‌بود می‌دانند و همچنان می‌دانند که چه وقت می‌میرند و آنها نمی‌میرند مگر به اختیار شان.

    شیعی: به هر حال من تو را به عبادت نکردن مسیح فرا می‌خوانم و این که فرزندانتان را به عبد المسیح مسمی نسازید زیرا مسیح بنده‌ ای از بندگان الله است.

    نصرانی: آیا شما مدعی نیستید که علی گفته است: من وجه الله هستم من جنب الله هستم من اول و آخر هستم و اولاد تان را عبدالحسن و عبدالحسین می‌نامید در حالیکه آنها نیز بندگان الله اند.

    شیعی: اما شما از مسیح چنان امید دارید که از الله آن را ندارید، مسیح را می‌خوانید و از او می‌خواهید تا به فریاد تان برسد به قبرهای قدیسان و بزرگان تان تعظیم می‌نمایید.

    نصرانی: و شما غیر الله را فرا می‌خوانید و می‌گویید که یا علی و یا حسین و نمیدانم که رب تان را چه وقت دعا می‌کنید؟ قبرهای ائمه تان را طواف می‌کنید و به غیر الله آن ها را به استغاثه می‌گیرید و اموال زیادی را نثار قبرهای شان می‌نمایید بلکه ادعا می کنید که کسی که قبر حسین را در روز عرفه زیارت می‌کند صد هزار حج با امام قایم, پاداش داده می‌شود، می‌گویید که قبر امیر المومنین علی را الله با ملایکه زیارت می‌کنند و انبیا نیز به زیارت قبرش قدم رنجه می‌نمایند.

    شیعی: شما مسیح را چنان ستودید که در او غلو کردید تا اینکه وی را عبادت نمودید.

    نصرانی: و شما حسین و ائمه را چنان ستودید که در تعظیم شان مرزها را تجاوز نمودید آن ها را بر انبیا برتر دانستید و گفتید که آن ها را مقامی بسا بزرگی است که نه فرشته مقربی به آن رسیده می‌تواند و نه نبی فرستاده شده. وگفتید که آن ها از اشتباه و سهو معصوم اند و هر چه را در آسمان زمین می‌دانند و دانش شان مانند دانش قرآن استلإ پس مسیح نزد ما همچو ائمه نزد شما است.

    شیعی: اما شما را حال به این جا رسیده است که می‌گوید که تنها محبت مسیح و ایمان به او برای نجات کافی است.

    نصرانی: و شما گفتید که محبت اهل بیت رهایی از جهنم است و هیچ گناهی بعد از این انسان محب اهل بیت را زیانی نمی‌رساند و گفتید که دوستی با اهل بیت گناهان را مانند برگ‌های درخت می‌ریزاند و گفتید که محبت علی حسنه ایست که گناهی آن را زیان نمی‌رساند .

    شیعی: (در حالیکه خشم وی را فرا گرفته بود) ای نصارا، کتاب شما تحریف شده است و حاوی اضافات و کاستی‌ها است.

    نصرانی: و شما ای شیعیان ادعا نمودید که قرآن شما محرف است و صحابه در قرآن افزوده اند و ازآن کاسته اند و می‌گویید که نسخه کامل و صحیحی فعلا نیست مگر نزد امام شما مهدی که پنج سال عمر داشت که در سرداب سامرا مخفی گردید پس مردم از دیدگاه شما ۱۴۰۰ سال می‌شود که در سرگردانی به سر می‌برند.

    شیعی: آیا شیعه می‌شوی؟

    نصرانی: من معتقد نیستم که این اسلام شما همان اسلامی حقیقی است که کوچک و بزرگ عالم و متعلم از انسانها در آن داخل گردیده اند زیرا من جدیدی را در شما نمی‌بینم تناقضات شما بیشتر از ما ااست، آیا طوایفی دیگری به غیر شما اند؟

    شیعی: بله، فرقه گمراهی است که از اسلام خارج اند و آنها ناصبی‌ها اند یعنی اهل سنت، و من تو را از آنها بر حذر می‌دارم.

    نصرانی: به چه فرا می‌خوانند و چه عقیده دارند ؟

    شیعی: می‌گویند که قرآنی را که داریم این کلام الله است و تا روز قیامت به حفظ الله محفوظ است، الله را چنان وصف می‌نمایند که الله خود را وصف می‌نماید، مانند او ذاتی نیست و اعتقاد دارند که رسول صلی الله علیه وآله وسلم در دعوتش موفق گردید و صحابه اش بر دینش بودند نه تحریفی کردند و نه تبدیلی آوردند و نه مرتد شدند و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وفات ننمود مگر اینکه دین را تکمیل گردانید و دیگر به اضافه‌ ای نیاز ندارد و عصمت از انبیا است نه از اولیا و نه ائمه، و می‌گویند که علم الله مطلق است و طواف بر قبرها را تحریم می‌نمایند گرچه قبر هر کسی باشند.

    نصرانی: احسنت… این همانا دین راستین است که در جستجوی آن بودم این دینی است که مردم به آن دسته دسته داخل گردیدند زیرا با فطرت سلیم انسان سازگار است.

    وهنگامی شیعی امیدش را از نصرانی از دست داد به یهودی ملتفت می‌شود.

    شیعی: شما حق را با باطل می‌پوشانید و حق را کتمان می‌نمایید در حالیکه می‌دانید.

    یهودی: و شما می‌گویید که هر آنکه را تقیه نیست دینی نیست، دین شما مبنی بر کذب و نفاق است.

    شیعی: اما شما گفتید که الله فقیر است و ما اغنیاییم، و الله را به جهل و خستگی وصف نمودید.

    یهودی: شما (بدا) را به الله نسبت می‌دهید و مدعی هستید که الله امری را فیصله می‌نماید و سپس برای او وانمود می‌گردد و آن را تغییر می‌دهد پس فرق میان شما و ما چیست؟

    شیعی: شما جبریل را دوست ندارید و زشتش می‌پندارید و می‌گویید که او دشمن شما است.

    یهودی: شما نیز می‌گویید که جبریل امانت را خیانت کرد و اشتباه نمود که وحی را به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرود آورد و بر وی بود که وحی را به علی می‌آورد و می‌گویید که امین خیانت کرد و از حیدر آن را باز داشت و نیز می‌گویید که امین حیران شد و امین خیانت کرد.

    شیعی: شما حضرت مریم را متهم می‌سازید و بهتان بسا عظیمی را بر وی می‌بندید.

    یهودی: و شما ناموس رسولتان را متهم می‌گردانید، و فاحشه را به عایشه نسبت می‌دهید و می‌گویید که وی چهل دینار از این خیانت جمع کرده بود.

    شیعی: شما مردم را حقیر می‌پندارید و می‌گویید که سرقت از غیر یهودی جرم نیست و زنا با غیر یهودی عقوبتی ندارد و دیگر ملت‌ها مانند چهارپایان برای شما مسخر گردیده اند.

    یهودی: و شما می‌گویید که سنی حلال الدم است، و هر آن چه را مالک است برای شما حلال است و می‌گویید که مردم همه اولاد زنا اند به جز شما شیعیان.

    شیعی: آیا در دین ما داخل می‌شوی؟

    یهودی: (به قهقهه می‌خندد) دین شما ساخته‌ی ما است، آیا فراموش کردی که عبدالله بن سبا از ما بود و به اسلام تظاهر می‌کرد تا شما را فریب دهد او اولین کسی بود که به امامت علی قایل گردید و گفت که علی وصی نبی است و به ابوبکر و عمر دشنام داد و آن را علنی ساخت تا اینکه شما با لعن و دشنام شان گویا به الله تقرب می‌جویید چگونه از من می‌خواهی که دینی را اختیار کنم که به فساد و بطلانش آگاهترم. هههههههه

  39. یاسر انصاری گفت:

    اشک سوزناک آیت الله از دست وهابیت!

    وسوسه خطر وهابیت. قسمت هفتم

    عبدالله حیدری

    واسلاماه! واشیعتاه! وافاطمتاه! اسلام از دست رفت! تشیع از دست رفت! دشمن پیشروی کرد! وهابیت به شبکه ماهواره ای راه یافت! خطر وهابیت جدی شد! واحسرتاه! وامهدیاه!.

    این فریاد و فغان آیت الله جواد آملی است که از دست وهابیت خون گریه می کند! به گذارش سایت تابناک (۱۳ مهر ۸۸ کد ۶۷۱۲۲) پاسخ محکم آیت الله جوادی آملی به وهابیون). در ذیل تفسیر آیه کریمه (یرثنی و یرث من آل یعقوب).

    در این خبر آمده است که «اخیرا عثمان خمیس روحانی به شدت افراطی وهابی در شبکه ماهواره ای صفا با استناد به حدیث جعلی! نحن معاشر الأنبیاء لا نورث! فدک را حق حضرت زهرا ندانست!.

    آخ چه ظلمی؟! کسانی که شنونده این آیت الله و امثال ایشان هستند شاید تعجب کنند که این وهابی به شدت افراطی چقدر دشمن بزرگی است که یک حقیقت روشن و مسلم اسلام را به همین سادگی انکار می کند و حق حضرت زهرا را نادیده می گیرد! باید هم چنین فکر کنند!.

    محیطی که صدها سال است خرافات و دروغ و مزخرفات ضد قرآن و ضد عقل بر آن تحمیل می شود خیلی طبیعی است که بخشی از مردم در برابر حقایق واکسیناسیون شده باشند و هر دروغ و خرافه ای را به نام دین باور کنند.

    اما با این وجود و با اینکه تمام امکانات رسانه ای و فرهنگی و مسجد و منبر و حسینیه و تآتر و سینما و رادیو و تلویزیون و ماهواره و روزنامه و مجله و مناسبت ها و غیره در خدمت به همین تحریف دین و حقایق دینی و قرآنی و تاریخی قرار دارد خوشبختانه بخش عمده مردم با توفیق خداوند و با تکیه بر عقل و فطرت سالم از اینگونه خرافات بیزارند.

    به تعبیر گزارشگر تابناک «در پاسخ به این اظهارات بی پایه مفسر و متأله بزرگ معاصر آیت الله عبدالله جوادی آملی در درس تفسیر امروز خود به یکی از شبهات جدید وهابیت در باره مصائب حضرت فاطمه زهراء پرداختند و با توضیح خطبه فدکیه حضرت زهراء و نیز وداع امیر المؤمنین علی علیه السلام با ایشان به ایراد پاسخ پرداختند که در ضمن آن بر مظلومیت آن حضرت اشک ریختند»!.

    به باور روانشناسان انگیزه اشک این مفسر و متأله بزرگ معاصر آیت الله عبدالله جوادی آملی مظلومیت حضرت زهراء نیست علت و انگیزه اصلی این اشک سوزان مظلومیت خود ایشان و سایر همکاران و همقطاران است! اما اینکه ایشان چرا احساس مظلومیت می کنند؟! دلیل و انگیزه آن سرعت رشد اهل سنت و بیداری جامعه مسلمان در جهان (شما بخوانید وهابیت) است!

    به نظر کارشناسان و جامعه شناسان و روانشناسان قطار سریع السیر وهابیت چنان سرعت گرفته که دیری نخواهد پایید که نزدیک ترین شاگردان این مفسر قرآن! و سایر همقطاران به آنان ایست بدهند و از آنان بپرسند که حضرت آیت الله! تا کی می خواهید به تحریف معنوی قرآن و تلبیس حقایق ادامه دهید و خلق خدا را به گمراهی بکشانید؟!

    تا کی دروغ های تلخ تفرقه افکن و کینه پرور و زهرهای کشنده تکفیر امت اسلامی را غلاف رنگین و کپسول شیرین دینداری و وحدت می پوشانید و به خورد ملت بیچاره می دهید!.

    قرنهاست که امت اسلامی را به نام دین و قرآن و اهل بیت به جان هم انداخته اید و از جان و مال و ناموس مردم مایه گذاشته اید و سود برده اید؟! قرنهاست که قرآن خدا را وسیله امرار معاش و عزت کاذب قرار داده اید و با تحریف قرآن و حقایق قرآنی و تاریخی بهترین اولیاء و دوستان خدا را از صحابه و اهل بیت و بیشگامان و حتی عموم مسلمین را تکفیر کرده اید، و هنوز هم از وحدت و انسجام امت اسلامی گریزان و نگران هستید.

    آری جناب آیت الله واقعا جای اشک ریختن دارد چون تصور می کنید عزت کاذبی که سالهاست از جان و مال و ناموس و فکر و عقیده ملت بدست آورده اید نزدیک است بخار شود!.

    نخیر جناب آیت الله! علت اشک شما استدلال عثمان خمیس در شبکه صفا نیست، ایشان عرب و شبکه صفا هم عربی است که شاگردان و مریدان شما نه آنرا می بینند و نه می فهمند درد شما از جای دیگری است، دل شما از جای دیگری درد کرده از عثمان خمیس هایی که با زبان شما و مریدان شما سخن می گویند.

    شما خوب می دانید بقیه نیز خوب می دانند که درد و اشک و ناله شما از دست وهابیت فارسی زبان است، چونکه این وهابیت در کلاس درس خود شما حضور دارد در مسجد شما حضور دارد در حوزه شما حضور دارد در خوابگاه طلبه های شما حضور دارد!.

    امان از دست این وهابیت چقدر ظالم و ستمگر است که رحم نمی کند و انسان را هیچ جا آرام نمی گذارد! اجازه بدهید حضرت آیت الله افشاگری کنم:

    وهابیت در وجدوان و فکر و اعماق قلب شما و در تک تک سلول های بدن شخص حضرت عالی حضور دارد!.

    به خدا سوگند که حضرت عالی و سایر همکاران و همقطاران بهتر از من می دانید که وهابیت ندای وجدان شماست، بهتر از همه وهابیان می دانید که بازار شرک و خرافه قبرپرستی و موهوم پرستی امرار معاش است، بهتر از هر وهابی می دانید که امامت و عصمت و فدک و خمس و صیغه و غیره جز افسانه و تخیل چیزی نیست، بهتر از همه شیعیان می دانید که رونق بازار شما در این وسوسه خطر وهابیت است؟!.

    چرا؟ علت و دلیل این مدعا را نمی پرسید؟! علت این است که هرکس در جامعه خرافات زده و طلسم شده شماها و امثال شماها فریاد حق بلند کند وهابی می شود! نه از امروز از گذشته های دور چنین بوده و خواهد بود! همه کسانی که در برابر حق ایستاده اند خود را حق بجانب و دیگران را متهم کرده اند!.

    حتی کسی که أنا ربکم الأعلی می گفت ادعا داشت که این موسی آمده است دین مردم را خراب کند و در زمین فساد کند، من اصلاح می خواهم (ما أهدیکم إلا سبیل الرشاد)! من جز به راه سعادت شما را راهنمایی نمی کنم. عجبا!

    در هرجامعه چنین بوده که حق متهم و مظلوم و گرفتار وزندانی بوده است اما ندای حق طلبی ندای فطرت است از بطن همین جامعه شما از عمق همین خرافات کده های شما بزرگان و مصلحانی بلند شدند که هر کدام آنان از سوی شما و امثال شما مارک وهابیت خوردند.

    از علامه شریعت سنگلجی و اسدالله خرقانی و آیت الله سیدابوالفضل برقعی و دانشمند بزرگ حیدر علی قلمداران گرفته تا علامه آل اسحاق خویی زنجانی علی اصغر بنابی تبریزی و حجت الإسلام دکتر مرتضی ردامهر و دکتر علی مظفریان و رضا زنگنه و دیگران که هر کدام در جای خود برای شماها دغدغه و دردسر بوده اند!!.

    آری حضرت آیت الله عثمان خمیس به شدت افراطی دور از جامعه نسبت به این شخصیت ها چیزی هم حساب نمی شود، پس این ندای حق طلبی است که وهابی به شدت افراطی است! و همین وهابیت است که گاهی از زیر عبای این آیت الله و گاهی از زیر کلاه آن اندیشمند و گاهی از اندیشه و فکر و روان این دانشمند و گاهی از مسند تئوریسن این مفسر و متأله بزرگ و گاهی از زیر منبر این واعظ و حنجره آن مداح و گاهی از حجره این طلبه درس خارج و گاهی از مطب آن پزشک و دفتر آن مهندس و کیف این حقوقدان و نیمکت آن دانشجو سر بیرون می آورد!!.

    این ندای حق طلبی در بسیاری از انسانهای بزرگ و زرنگ و عاقل و کنجکاو بیدار می شود بعضی جرأت رشد و پرورش و پذیرایی از آنرا دارند و بعضی هم ندارند، در جامعه نوین ما شخصیت هایی همچون خمینی و منتظری و مطهری و شریعتی نیز متهم به وهابیت شدند!

    پس این دشمن خطرناک و به شدت افراطی در فکر و قلب و اندیشه و وجدان و اندرون شما هم وجود دارد! اینکه کی جرأت و شهامت رشد و پرورش آن را پیدا کنید و کی ترس خدا و آخرت و حساب و کتاب و دوزخ و امید و یقین به بهشت جاویدان و نعمتهای بیکران آن بر شما غالب شود؟! خداوند بهتر می داند.

    ما نا امید نیستیم و دعا می کنیم. به امید آنکه اگر در شما و سایر آیات عظام و علمای گرامی خیری وجود دارد خداوند هرچه زودتر ندای وجدان شما را به فریاد وا دارد. آمین

  40. یاسر انصاری گفت:

    چرا حضرت علی رضی الله عنه سکوت کرد؟

    اندازه خط : بزرگتر کوچکتر

    در این گفتار می خواهیم رفتار شخصیت دیگر این داستان یعنی کسیکه مدعیان, مدعی اند حقش غصب شده است را بررسی کنیم ما رفتار او در مقابل غاصبان را از منابعی نقل میکنیم که پیروان او از هر فرقه ای قبول دارند.

    همه پذیرفته اند حضرت علی رضی الله عنه برای کسب حق خدا دادی دست به شمشیر نبردند و ۲۵ سال سکوت کردند، چرا؟

    تا آنجا که من میدانم تشیع معمولاً برای توجیه این سکوت دو دلیل میاورند:

    دلیل اول: حضرت بدان خاطر سکوت فرمود که اساس اسلام بخطر نیفتد ایشان مصلحت خود را فدای اسلام کردند زیرا اسلام جوان و نو پا بود و احتمال داشت بر اثر مخالفت حضرت علی بطور کلی نابود میشد.

    دلیل دوم: حضرت علی قدرت نداشت که حق خود را بگیرد پس بناچار در مقابل دشمنان سکوت کرد.

    اما این توجیهات یک معنی دیگر هم دارد و آن اینکه خلفای پیش از حضرت علی به اسلام خدمت میکردند و اعتراف ضمنی به این است که آن راد مؤمنانی بودند که هدفشان پیش بردن اهداف اسلام بود لهذا خدمتشان تا آن اندازه مفید بود که حضرت علی این گناه عظیم یعنی غصب خلافت را سهل شمردند و سکوت فرمودند.

    صرف نظر از تضاد موجود در این دلیل بهر حال و حداقل، یک موضوع ثابت می شود و آن اینکه اصحاب منافق و مرتد نبودند بلکه خادمان مخلص اسلام محسوب می شدند و با ثابت شدن این دیگر چگونه می توان اتهام عظیم نافرمانی از فرامین الهی را متوجه آن پاکبازان کرد.

    و دلیل دوم که میگویند حضرت قدرت نداشت نیز دلیلی سست و بی پایه است زیرا برای گرفتن حق و اقدام برای راست کردن کجیها قدرت ملاک نیست حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم نیز در اول نیرو نداشتند و یک تنه شروع کردند. و رفته رفته اصحاب پیرامون ایشان جمع شدند و تا بالاخره حکومت اسلام را پایه ریزی کردند و آنگهی که آدم قدرت نداشته باشد مگر باید زیر بار حکومت منافقین ۲۵ سال زندگی کند؟ نه گمان نمی کنم این روش و سیره شیر خدا علی مرتضی رضی الله عنه باشد.

    بعدها که حضرت علی رضی الله عنه خود بخلافت رسیدند در مقابل امیر شام (معاویه) رضی الله عنه نرمش نشان ندادند. درحالیکه قدرت کافی هم نداشتند و مصلحت هم نبود. و در جواب آنهائی که به ایشان عرض میکردند که معاویه در شام قوی و نیرومند است و بهتر است مدتی به او چیزی نگویید. فرمودند: یک روز هم او را تحمل نمی کنم.

    اینجا که میرسیم می گویند:علی مصلحت گرا نبود. پس حرف ما را میزنند, یعنی اینکه دلیل دوم آنها به اعتراف خودشان بطور کلی نادرست است.

    علی برای جان خود بخاطر پیش برد حق ارزشی قائل نبود فراموش نکنیم علی اولین فدائی در اسلام بود مگر این علی نبود که به جای رسول خدا در رختخواب خوابید؟ و جانش را در معرض خطر گذاشت از این بالاتر حضرت علیرضی الله عنه میدانست که اگر حق با او باشد پیروز خواهد شد زیرا ابرقدرت یعنی خداوندجل جلاله او را تأیید میکرد زیرا او این آیه را خوانده بود و به معنی آن آگاهی داشت که:

    (کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ)[۱]

    «چه بسا گروه اندکی که پیروز شدند برجماعتی بزرگ به اراده خدا و خدا باشکیبایان است».

    اغلب تشیع بر این باورند که هر گناهی که پس از وفات رسول صلی الله علیه وآله وسلم رخ داد ریشه اش درهمان انحراف اولیه است آنها جمله معروفی دارند که: عمرگناهی ازگناهان ابوبکر بود.!

    پس گناهان معاویه هم گناهی ازگناهان ابوبکر محسوب می شود و بر اساس منطق واقعاً هم همینطور باید باشد اگر علی حقش توسط ابوبکر غصب نمی شد دیگر یزید میدانی پیدا نمیکرد, که امام حسین را بکشد.

    حتما حضرت علی رضی الله عنه بیشتر از ما به این حقیقت که کژ روی اولیه سنگ بنای تمام انحرافات بعدی است واقف بودند.

    پس چرا سکوت کردند؟

    چرا برای تغییر این ظلم عظیم آنطور اقدام نکردند که پسرشان حسین رضی الله عنه عمل کردند؟

    و از این بالاتر دیگر چرا به آنها کمک کردند؟

    ما در تاریخ خوانده ایم که آن حضرت مشاور خوبی برای خلفای سه گانه بودند تشیع به این قول حضرت عمر که فرمودند: «اگر علی نمیبود عمر هلاک می شد». افتخار می کنند و آنرا دلیلی بر دانش علی میدانند من هم افتخار میکنم به دانش علی رضی الله عنه هم به تواضع عمر رضی الله عنه و هم به دوستی و برادری موجود در بین آن دو راد مرد بزرگ تاریخ ولی بهر حال این جمله ثابت می کند که علی خیر خواه عمر بود وقتی حضرت عمر اراده فرمود که برای جنگ با دشمنان اسلام شخصاً به میدان نبرد ایران برود حضرت علی فرمودند: «اگر تو بروی و شکست بخوری یا بمیری روحیه سربازان خراب می شود اما اگر در مدینه باشی می توانی در پی هر شکست بر ایشان نیروی کمکی و تازه نفسی بفرستی».

    علی حریص بود که عمر عمرش طولانی باشد نمی توان برای یک منافق مرتد عمر بیشتری را آرزو کرد. نه با هیچ منطقی علی چنان کاری نمی کرد علی دشمن منافقان و مرتدان بود علی حتی باکفار حرف نمی زد, علی دخترش را به عمر داد! این مگر ممکن است که آدمی مثل علی دخترش را به کافری مرتد و منافق بدهد؟! این مگر امکان دارد که آدمی مثل علی دخترش را به کسی بدهد که نافرمانی خدا را در مهم ترین دستورات دین انجام داده است؟ اگر رفتار حضرت علی در قبال خلفای راشدین دیگر را با گفتار مدعیان پیروی او بسنجیم تضادی بزرگ می بینیم و ناچاریم بگوئیم:

    یا آن رفتار از علی سر نزده و یا این اقوال دروغ است.

    اما همه موافقند به اینکه علی رضی الله عنه آنچه را بر شمرده ایم انجام داده است.

    و تازه ما می گوئیم پیوند های دوستی و برادری آنها حتی زیادتر از آنچه بود که نوشتیم, اما بهرحال همان قدری هم که بین ما مشترک است کافی است پس می ماند این احتمال که آن اقوال دروغ است بله آن حرفها دروغ است پذیرش این جمله تنها راه خلاصی از مخمصه تضاد است.

    اصلا این مسئله قابل درک و تصور نیست که خداوند تبارک و تعالی حکم رهبری امت بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را بنام علی صادر فرماید و علی بنا به صلاح دید خود از آن حق صرف نظر کند.

    اینجا مسئله حق مطرح نیست. مسئله وظیفه پیش می آید علی موظف بود که به دستور الله جل جلاله عمل کند او مأمور بود که حکم خداوند جل جلاله را اجرا کند لذا اینکه می گویند: «حق علی را خورده اند و علی سکوت کرد». جمله نادرستی است.

    باید بگویند: «مانع انجام وظیفه حضرت علی شدند و علی سکوت کرد». و این را چطور جرأت دارند که بگویند؟

    در اینجا تشیع برای ساختن پاسخی به این ایراد می گویند: حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم وقتی به علی دستور الهی را ابلاغ فرمود در ضمن اضافه کردند که: «یا علی اگر با تو ناسازگاری کردند و تو را نپذیرفتند سکوت کن».

    اگر این توجیه آنها را بپذیریم پس باید این را نیز باور کنیم که برای اولین بار و آخرین بار خداوند جل جلاله حکمی صادر کردند و تنفیذ آنرا مشروط به پذیرش مردم نمودند و الا تا آنجا که ما میدانیم در هیچ دستور الهی پذیرش مردم شرط اجرای آن از طرف مؤمنان نیست و مسلمانان موظفند چه مردم قبول کنند یا نکنند حکم الله جل جلاله را در روی کره زمین بمرحله اجرا در آورند و لو آنکه همه مردم دنیا یک طرف باشند مسلمان در طرف دیگر و لو آنکه جنگها شود و خونها بر زمین ریزد.

    حتی یک مورد هم در تاریخ نیست که مؤمنان حکم الله را تنها به این دلیل که مردم نپذیرفته اند معلق بگذارند و اگر این حرف تشیع را بپذیریم پس باید باورکنیم که یک استثناء در سنت الهی پدید آمده است.

    برای توجیه سکوت به چه دلایلی که نیاویخته اند علت این دور شدن از جاده منطق این است که آنها این مسئله که:«حق علی خورده شده است». را محور ساخته اند و موضوعی غیر قابل بحث قرار داده اند. لذا دیگر پروای این را ندارند که برای آراستن آن حتی نظام خلقت را نیز زیر سوال ببرند!

    اینجا شاید کسی بگوید:

    « که برخی از فرامین اسلام گاهی معطل می شوند، آن هنگام که دیده شود ضرر انجام کاری از نفع آن بیشتر است, و علی چون ضرر اقدام مسلحانه را بیش از فایده اش میدید لذا سکوت کرد».

    اما بلا فاصله می پرسیم که چه خیری و چه فایده ای میتواند در رهبری یک امت نو پا توسط مرتدان و منافقان باشد؟

    پس راهی نمی ماند جز آنکه بپذیرم آنها منافق نبودند و در این صورت نمی توانیم اتهام عظیم انکار و نافرنانی و پنهان نمودن حکم الهی را به آنها نسبت دهیم.

    با این تضاد کاری نمی شود کرد جز آنکه قبول کنیم فرض تشیع از ریشه نادرست است یعنی حقی جابجا نشده و علی رضی الله عنه جانشین رسمی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نبودند خداوند می فرماید:

    (أَفَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً)[۲]

    « آیا در قران تدبر نمی کنند و اگر قرآن از جانب کس دیگری غیر از الله بود حتما در آن اختلاف و تضاد فراوان میافتند».

    این یک شاخص مهم برای شناسائی کلام حق وکتب حق از کلام وکتب باطل است. هر جاکه دیدید عقیده یا مذهبی برای توجیه باورهای خود دچار دوگانه گوئی می شود یقین کنید که آن مذهب ریشه در دین الهی ندارد.

    خداوند در قرآن به ما امر میکند که با منافقین بجنگیم:

    ( یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ)[۳]

    « ای پیامبر با کفار و منافقین جنگ کن».

    و امر می فرماید: که به آنها سخت گیر باشیم (و اغلظ علیهم ) یعنی:« و برآنها سخت گیرباش و درشتی کن» و دستور می دهد که برسر قبرآنها حاضر نشویم.

    (وَلا تُصَلِّ عَلَی أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلَی قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ )[۴]

    «و نماز نخوان برجسد احدی از آنها و بر سر قبرشان نایست و برایشان طلب آمرزش نکن زیرا که آنها کافر شدند به خدا و پیامبرش و در حال بدکاری مردند».

    نه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و نه علی رضی الله عنه هیچکدام از این کارها را در حق اصحاب نکردند و هر کسی خلاف اینرا بگوید دیگر خیلی دروغگو است, زیرا چگونه ممکن است علی اصحاب را کافر بداند و با این وصف حضرت عمر ایشان را در شورای شش نفری نامزد کند؟ شش نفری که قرار شد از بین خود یکی را برای جانشینی عمر برگزینند. چگونه ممکن بود علی عمر را منافق بداند و عمر او را به مجلس خود راه داده و به نصایح او گوش فرا دهد. و بدانها عمل کند.

    ملخص کلام اینکه علی نه با خلفای پیش از خود جنگید و نه به آنها سخت گیری کرد و نه از حاضر شدن بر سر قبر و مراسم تدفین آنها روی گردان بوده است. اگر اصحاب منافق بودند معنیش این است که علی به سه فرمان مذکور در آیات فوق عمل نکرده و نافرمانی خدا را مرتکب شده است و کی جرأت دارد اینرا بگوید؟

    پیروان علی میگویند علی بخاطر مصالح اسلام سکوت کرد و این خاموشی را تا پایان خلافت سه خلیفه پیش از خویش ادامه داد پیروان علی چرا از علی پیروی نمی کنند؟ حالا که علی و عمر هر دو درگذشته اند دیگر چه مصلحتی در کار است؟ چرا پس از سه قرن این بحث ها زنده شد؟! آیا بهتر نبود حالاکه علی بسفارش پیامبر بنا بگفته شما مهر خاموشی بر لب زد و اقدامی نکرد شما هم همانکار را میکردید؟!!! در زمان حضرت عثمان اسلام در اوج قدرت بود حضرت علی سکوت کرد شما چه مقصدی داشتید که در زمان ضعف اسلام این بگو مگو ها را شروع کردید؟!!! آیا بهترنبود این واقعه را همچون علی فراموش میکردید و به قضاوت الهی وا میگذاشتید؟؟

    اگر کسی بدقت تاریخ را مطالعه کند تاریخی که تشیع هم قبولش دارند با تعجب در می یابد که دعوایی در بین اهل بیت عمر و ابوبکر و اهل بیت علی رضی الله عنهم اجمعین وجود نداشته است. بیایید به موضوع ازدواج در بین این دو فامیل نظری بیاندازیم.

    ازحضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم شروع کنیم:

    آن حضرت دو دختر خود را به همسری عثمان رضی الله عنه دادند. یعنی دختر اول که فوت کرد دختر دوم را دادند و دخترکوچک ایشان به عقد و ازدواج علی رضی الله عنه در آمد، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم دختری از ابوبکر رضی الله عنه بزنی گرفتند و با یک دختر عمر رضی الله عنه نیز عروسی کردند عمر هم یک دختر علی یعنی ام کلثوم کبری را به همسری خویش برگزید!.

    امام صادق موسس مذهب آنها, مادرش از اهل بیت ابوبکر بود.

    جریان به این صورت رخ داد که حضرت امام سجاد یعنی نوه حضرت علی رضی الله عنه وقتی پسرش باقر بزرگ شد رفت خانه عبدالرحمن نوه ابوبکر, یعنی رفت خانه کسی که جدش حق حضرت علی را خورده بود! و گفت: که آمده دخترش ام فَروه را برای باقر رحمه الله علیه خواستگاری کند و نوه ابوبکر هم قبول کرد.

    از عجایب اینکه حتی مادر بزرگ حضرت امام صادق رحمه الله علیه نیز از نسل ابوبکر و نوه ایشان بوده است این سخن را خود امام و مؤسس مذهب شیعیان فرموده که: «ابوبکر دو بار مرا زاییده است». منظور اینکه من از دو پشت مادری به ابوبکر میرسم. آیا اینها دلیلی براین نیست که ابداً جنگ و دعوائی بین ابوبکر و علی وجود نداشته است. و داستان جانشینی بلا فصل علی ساخته و پرداخته ذهن های بیمار است؟ و اصل و اساسی ندارد؟

    انتظار ندارم کسی که نمی خواهد حق را بپذیرد با شنیدن این رویداد های تاریخی مجاب شود زیرا او بالاتر از اینها را میداند و قانع نشده است.

    بالاتر از این دیگر چیست؟ وقتی خود علی یعنی صاحب حق دختر جوانش دختر یازده ساله اش را – دختری که از بطن فاطمه رضی الله عنها است- را میدهد به بزرگترین دشمنش. میدهد به منافق و مرتد؟ (استغفرالله) آری ام کلثوم را میدهد به عمر پنجاه و چند ساله!.

    داستان کاسه داغ تر از آش را شنیده اید بعضی از طرفداران علی اینطورند. اما امکان ندارد که کاسه داغ تر از آش باشد و هر جا که کاسه را از آش داغ تر دیدید بدانید کاسه ای زیر نیم کاسه است.

    ——————————————————————————–

    ۱- البقره:۲۴۹

    ۲- النساء:۸۲

    ۳- سوره توبه آیه:۷۳

    ۴- سوره توبه آیه: ۸۴

  41. اکبر گفت:

    با عرض سلام
    برادرانی که قرار بود جواب سوالهای بنده را بدهند چرا ساکت شده اند؟؟بنده منتظر هستم

  42. منصف گفت:

    خیلی ممنون از امکانی که برای دانلود این کتاب گذاشتید، تعصب و اصرار در تفرقه و تو هین به مقدسات یکدیگر روز گار مسلمانان را سیاه کرده،

    اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیائی ، از وینستون چرچیل سئوال میکند ، آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را نمیتوانید در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ وستیز است انجام بدهید ؟

    وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ میدهد : برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم . روزنامه نگار میپرسد . آن دو ابزار چیست ؟

    چرچیل پاسخ میدهد : اکثریت نادان ، و اقلیت خائن!

    http://man-o-baroon.blogsky.com

    همه اصحاب پیامبر و آنان را که در این راه شمشیر زدند گرامی بداریم.

  43. محمد گفت:

    اگر می گذاشتند دانلود شود خوب بود فیلتر شکن می خواهد که ما نداریم،

    چرا نمی گذارند مردم خودشان فکر کنند و نتیجه بگیرند ،چرا باید به سایتهایی که آنها می گویند برویم و کتابهایی که آنها می گویند بخوانیم؟و آنطور که آنها می خواهند فکر کنیم؟پس تکلیف عقل و قوه تفکر و آنچه سبب تمیز ما از سایر موجودات شده چه می شود، مگر قرآن نمی فرماید:
    فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ؟

    دوستان معترض به کتاب خیالتان راحت ،خطر بر طرف شده ،سانسور اسلام را نجات داد………

  44. منصف گفت:

    برادر یاسر انصاری:
    جانت سلامت ، قلمت پر توان
    منطق را هیچ جوابی نیست

  45. فاطمه گفت:

    آقای یاسر:
    کاش همه حرفها همینطور منطقی و مودبانه در شان یک مسلمان گفته می شد، فارغ از هر روایتی با استناد فقط به آیات قرآن که شکی در صحت آن نیست و استفاده از نعمت عقل واندیشیدن منطقی ، چنان تمیز و زیبا گفته ای ،که آقایان باید مدت ها به شور بنشینند تا خطر این منطق قوی از بین برود،این را بدانید اگر زمانی مسلمانان فکر کردن صحیح را یاد بگیرند ،خود به خود این جنگ پایان می گیرد پس فعلا سعی برآن است که توده نتواند خودش فکر کند ونتیجه بگیرد.
    خیلی استفاده کردم.

  46. یاسر انصاری گفت:

    علمای شیعه معمولا برای اثبات عقاید خود، کتب ما را شاهد میاورند, این کار برای آنها آسان است زیرا تکلیف احادیث ما روشن است و هیچ سخنی منسوب به پیامبر اکرم نیست، مگر آنکه سندش بدقت بررسی شده و درست و نادرست معلوم گشته است و ما با تعیین درجه هر حدیث، حجت را بر خود تمام کردیم و راه عقب نشینی و دو دوزه بازی و کج دار و مریز را بر خود بستیم،پس هرگز نمیتوانیم منکر عقاید خود شویم ما در این راه شفافیت زیادی نشان دادیم مثلا با صدای بلند اعلام کردیم نوشته های صحیح بخاری همه اش صحیح است و احادیث کتاب مسلم را دربست قبول داریم و به این نیز اکتفاء نکردیم صحیح و ضعیف تک تک کتاب های اهل سنت را معلوم نموده و بر جهانیان عرضه کردیم.

    حالا نکته تفکر بر انگیز
    خواننده گرامی شیعه! شما باید یک فرق مهم بین اهل سنت و شیعه را بدانید
    همانطور که گفتیم سنی ها تکلیف حدیث هایشان را روشن کرده اند
    و بر این اساس، یک شیعه میتواند براحتی به احادیث صحیح اهل سنت استناد کند و حرف خود را بزند.
    اما در مورد کتب شیعه ها اینطور نیست یعنی ما نمیدانیم که آنها کدام حدیث ها را صحیح میدانند و کدام را ضعیف!!!!!
    ما فقط از علمای شیعه میخواهیم احادیث صحیح خود را بما و بطرفداران خودشان نشان بدهند
    اما آنها از این کار ابا میورزند و به هیچ وجه احادیث صحیح خود را از ضعیف، تفکیک نمیکنند.
    این دو دوزه بازی و مخفی کاری و کج دار مریز و عقب نشینی های مصلحتی، بهترین دلیل بر باطل بودن این مذهب است.
    حدیث روحانیون شیعه، آن وقت ضیعف میشود که در تنگنا میافتند!!! یعنی قواعد علمی در کار نیست، و پیشاپیش وضعیت هر حدیث را مشخص نمیکنند.
    مثال:
    کلینی به سند خود از امام صادق(ع)، درباره ازدواج امّ‏کلثوم نقل می‏کند که حضرت فرمود: «وی زنی از زنان ما بود که غاصبانه به ازدواج دیگری در آمد…»
    همو به سند خود از امام صادق(ع) نقل می‏کند: از حصرت سؤال شد: آیا زنی که شوهرش مرده است، در خانه خود عدّه وفات بگیرد یا هر کجا که می‏خواهد؟ حضرت فرمود: «هرکجا که می‏خواهد، زیرا علی(ع) بعد از وفات عمر، امّ‏کلثوم را به خانه خود برد.» اصول کافی، ج ۵، ص ۴۳۶٫
    شیخ طوسی(ره) به سند خود از امام باقر(ع) نقل می‏کند: امّ‏کلثوم دختر علی(ع) و فرزندش زید بن عمر بن خطاب در یک ساعت از دنیا رفتند… . ] تهذیب، ج ۲، ص ۴۲٫

    حالا اگر ما با شیعه ها بحث کنیم که با توجه به این احادیث، عمر و علی روابط خوبی داشتند میگویند این حدیث ضعیف است.
    ولی وقتی کتاب کافی را چاپ میکنند جلویش نمینویسند این حدیث ضعیف استز
    یعنی حاضر نیستند بطور رسمی بگویند کدام احادیث اصول کافی ( مهم ترین کتابشان ) ضعیف است و کدامش صحیح ؟
    و این گنگ گویی فقط منحصر به یک کتاب نیست این قاعده را در همه کتابهایشان بکار میگیرند!
    و دینی که آشکارا عقاید خود را نگوید حتما ریگی بکفش دارد و حتما پشت کاسه اش نیم کاسه ای است و حتما حقه بازیی در کار است.

    حالا یک نکته خنده دار
    ما سنی ها با شیعه ها دعوا نداریم که فلان چیز در کتابت نوشته را چرا قبول نداری؟ اگر بگوید ضعیف است ما نمیگوییم چرا میگویی ضعیف است! حرفش را قبول میکنیم
    تنها تقاضای ما از آنها این است که لیستی از احادیث صحیح خود را در اختیار ما بگذارند تا بدانیم که کدام معتبر است تا به احادیث ضعیف استناد نکنیم.
    اما آنها حاضر به قبول این تقاضای ساده ما نیستند
    اما خودشان کار عجیبی میکنند
    یعنی با وجودیکه احادیث صحیح ما معلوم است، ولی آنها در بحث ها به احادیث متروک و باطل ما استناد میکنند!! و وقتی میگوییم که قبلا گفتیم اینها باطل هستند! میگویند نه نه نه
    و ابدا زیر بار نمیروند و سعی میکنند با دلایل مختلف ثابت کنند که علمای ما مغرض بوده و اشتباه گفته اند و این روایت ها صحیح است
    و میگویید بیایید سند کتب سنی را یکی یکی بررسی کنیم!
    ای خواننده شیعه:این رفتار عجیب علمایتان نشاندهنده یک اشکال اساسی (دروغ) در مذهب شیعه هست!
    اما آیا شما بیدار میشوید؟

  47. یاسر انصاری گفت:

    یک دلیل دیگر برای اثبات دروغ بودن عید غدیر خم
    ۸۹/۱۰/۲۴
    شماره مقاله:
    ۳۷۹
    علمای شیعه محور دین خود را بر حادثه غدیر خم بنا نهاده اند حتی که آن را روز عید الله اکبر اعلام نمودند, اما تفسیر آنها از حادثه غدیر خم چندین و چند اشکال اساسی دارد و ما در مقالات متعددی به خیلی از این اشکالات اشاره نمودیم و امروز میخواهیم با یک دلیل دیگر، بطلان عقیده آنها را ثابت نماییم و دروغگو بودن علمای شیعه را بر پیروان آنها بیشتر و بیشتر نشان دهیم:

    دوستان عزیز شیعه
    وقتی که رسول الله از سفر حج باز میگشتند حتما میدانستند در بازگشت از مکه و در وسط راه مکه و مدینه، خبر مهم جانشینی علی رضی الله عنه را اعلام کنند، بفرض اگر بگوییم رسول الله خبر نداشت، الله جل جلاله که خبر داشت، پس لازم بود که بازگشت حاجیان، در یک زمان همزمان باشد و در هیچ منبع تاریخی نداریم که رسول الله دستور داده باشند که همه حاجیان مدینه با ایشان همراه شوند و یا حرکت کنند!!! و نه این ممکن بود حداقل زنانی که حیض شده بودند مجبور بودند با فامیل خود برای طواف آخر بمانند.
    پس نه فقط در وقت اعلان جانشینی علی ( بزعم شیعه ) مردم مکه و طایف و یمن وغیره و غیره نبودند که حتی مردم مدینه نیز همگی نبودند، چون در تاریخ های مختلف بازگشتند برای همین همگی در غدیر خم نبودند.

    یعنی هیچ دستوری حاجیان را مجبور نکرده بود که همگی با هم حرکت کنند، چه بسا -چنانکه گفتیم- بودند کسانی که زنانشان عذر شرعی برای طواف وداع داشتند و ماندند و چه بسا کسانی که زودتر یا دیر تر رفتند، چه بسا کسانی در مکه پیش خویشاوندان خود برای میهمانی ماندند، چه بسا کسانی که عجله داشتند و همینکه حج تمام شد بسرعت بازگشتند.
    جنگی که در میان نبود تا با هم بروند، جاده ها که نا امن نبود تا با هم بروند، پس این هم یک دلیل دیگر برای اثبات اینکه ادعای شیعه ها دروغ است!
    حتما میدانید که مردم شیعه وقتی در ایام نوروز به زیارت مشهد میروند، سعی میکنند در لحظه تحویل سال نو در مزار امام رضا باشند و چشم به گنبد طلایی بدوزند و تصور کنید خامنه ای هم آنجا باشد و بخواهد جانشینی پسر خود را اعلام کند بنظر شما بهترین مکان و بهترین زمان کدام است ؟ بله در روز نوروز و در حرم امام رضا
    زیرا بعد از ایام نوروز مردم از راه های مختلف به شهر های خود میروند, یزدی از راه کویر، گیلانی از راه مازنداران، الی آخر حتی تهرانی ها هم همه با هم و همزمان بسوی تهران نمیایند،

    حالا اگر خامنه ای دریک صحرای بین راه نیشابور و سبزوار مهم ترین دستور زندگی خود ( جانشینی پسرش) را صادر کند در حالیکه اعلان این خبر چند روز پیشتردر مزار امام رضا و جلوی همه ملت ممکن بود پس آیا کارش خیلی تعجب برانگیز نیست!
    حالا خامنه ای یک حجت دارد و میتواند بگوید رسانه ها را در اختیار دارم و در پشت کوه قاف هم اگر بیان کنم، رادیو وتلویزیون به گوش تک تک ملت میرسانند!
    اما عملکرد رسول الله (به زعم شیعه ها) هیچ توجیه ای ندارد که برای اعلان مهم ترین اصل دین، صحرای عرفات – که همه در آن جمع هستند – را رها کنند و در سر یک چشمه دور افتاده برای عده ای محدود بگویند و بعد جار زن ها را هم به چهار گوشه مملکت نفرستند تا خبر به این مهمی را حداقل به گوش مردم مکه ( که دومین شهر مهم کشور تازه تاسیس اسلامی بود) برسانند، یا به اهل طایف بگویند یا به اهل قبایل عرب بگویند.
    پس نتیجه این که موضوع بیان شده در روز غدیر یک سخنرانی عادی بود و ربطی به جانشینی علی و اصل امامت نداشت،

    ای دوستان شیعه! این یک دلیل ما را به دلایل سابق ما اضافه کنید، تا شاید این دلیل سبب شود تا یقین کنید که رسول الله از فرصت استراحت مردم در سفر ( سفر در آنوقت ها بین مکه و مدینه ۷ روز تقریبا طول میکشید و در طول سفر ۴۰ بار توقف داشتند مثل حالا که سفر ۴ ساعته که نبود) آری در فرصت پیش آمده دروقت اطراق مردم، یک سخنرانی و اندرز تربیتی، از سلسله سخنرانی های معمول و روزمره را بیان فرمودند و نه هوا گرم بود ( چون اولین روز بهار بود ) و نه مردم بخاطر سخنرانی متوقف شدند.
    علمای شیعه بر روی یک حدیث عادی اهل سنت یک داستان خیالی و عظیم را ساختنئد و خجالت هم نکشیدند!
    و اینها و خجالت کشیدن!!!؟
    خواب است و خیال است و جنون است و محال!!

    • حقیقت گفت:

      @یاسر انصاری, …پس نتیجه این که موضوع بیان شده در روز غدیر یک سخنرانی عادی بود و ربطی به جانشینی علی و اصل امامت نداشت…

      اگر یک سخن رانی ساده بوده پس چرا پیامبر(ص) در آن هوای گرم مردم را نگه داشته و فرموده بود تا آن ها که جلوتر رفته اند را خبر کنند تا برگردند و صبر کنند تا آن ها که عقب ترند برسند؟

      • عبدالله ملازهی گفت:

        @حقیقت, درجواب دوستمان اقا یاخانم حقیقت ودر تاییدسخنان اقای انصاری عزیز اولا در مورد حدیث غدیر وروال استدلال اهل تشیع اهل تشیع میگویند اولا این ایه ی قران نازل شد یاایهاالرسول بلغ ماانزل الیک وان لم تفعل فمابلغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لایهدی القوم الکافرین میگن این ایه نازل شد درمورد جانشینی حضرت علی وبعضی ها هم میگن دراین ایه وبعد از ماانزل الیک بوده فی علیا وبعد همانها که قران راجمع اوری کردند این ایه راحذف کردند معاذالله خب ب÷ردازیم به بحثمان ورسوالله هم درغدیر خم این رااعلام کرد که من کنت مولاه فهذاعلی مولاه وبعد این ایه نازل شد الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم اسلاما دینا درحالی که اکثر مفسرین اعتقاد دارند ایه تبلیغ درسال هفتم هجری نازل شده ومساله ی غدیرخم درسال دهم هجری بوده وایه ی اکمال دین هم درعرفه نازل شده نه درغدیرخم ویه چیز دیگه هم اینکه درکجای لغات عربی امده مولا میشه خلیفه ی بلافصل ودر ضمن اگه میخواهید دراین مورد بیشتر بدانید به این کتاب مراجعه کنیدعقیده ی امامت وحدیث غدیرازمولانامحمود اشرف عثمان باترجمه ی مولاناعمر علی دوست ویک چیز دیگه هم که اینجا خوندم بعضی هاخیلی باعصبانیت نوشته اند که مثلاتمام مطالب کتاب روزهای ÷یشاورچرته یاارزش خوندن نداره خب بگید کجاهاش چرت بود برای کسانیکه به کتاب دسترسی ندارند ان مطالب رابیان کنیدفراموش هم نکنید که نویسنده ی این کتاب قبلا شیعه بوده واین هم چندتا کتاب برای حق جویان شیعه ۱-ابوبکر رضی الله عنه برترین صحابی ومستحق ترین فرد به خلافت محمد عبدالرحمن قاسم مترجم اسحاق دبیری۲-کشف دروغها وفریبکاریهای نگارنده المراجعات عبدالله الغامدی۳-خلافت وانتخاب عبدالرحمن سلیمی ۴-گفتاری با حق جویان شیعه شیخ ابوبکر جزایری مترجم اویس مسلم نزاد۵-بررسی نصوص امامت یاشاهراه اتحاد استاد حیدر علی قلمداران که این بزرگوار قبلاشیعه بوده۶ -ایه ی تطهیر وارتباط ان با عصمت ائمه دکتر عبدالهادی حسینی درضمن پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم ودر ضمن کتاب ایه تطهیر وارتباط ان با عصمت ائمه رابخوانید تاواقعا بفهمیداولا اهل بیت چه کسانی هستند وبعد ادعای محبت اهل بیت کنیدودرضمن اینراهم بگم که نظرتون درمورد کتاب فصل الخطاب فی اثبات تحریف کتاب رب الارباب ازمیرزا حسین نوری طبرسی درحالی که خود خداوند میفرامید انانحن نزلنالذکرواناله لحافظون وبعد این اقای شیعی کتاب در اثبات تحریف قران مینویسد

    • جواد گفت:

      @یاسر انصاری,

      الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

      آقای یاسر انصاری این که شما برادران سنی مدتهاست می خواهید با تحریف و جعل تاریخ حق را پنهان کنید چیز تازه ای نسیت

      اول باید به دوستانی که اطلاعات کمتری در مورد دروغهای آقای یاسر انصاری دارند مطالبی رو عرض کنم

      اینکه چرا پیامبر در مکه و یا عرفات این مطلب رو بیان نفرمودند از شبهاتی است که ابن تیمیه بیان کرده کسی که مولای محمد ابن عبدالوهاب بود.
      بیایید کمی دیگر در مورد این شخصیت تاریخی و خیال پرداز حرف بزنیم
      آقای یاسر انصاری هم البته دنبال روی این توهمات رفته

      از توهمات ابن تیمیه ان هست که گفته

      یک
      در کتاب بیان التلبیس الجهمیه آورده است:ابن عباس از رسول الله نقل می کند که:رأیت ربّی عزّ وجلّ، شابّ أمرد وفرده جعد قطط، فی روضه خضرا…خداوند را به صورت نوجوانی دیدم که هنوز موی صورتش در نیامده، سرش پرمو، پیچ پیچ (فرفری) است [۱]

      دو

      وی حدیثی را از پیامبر اسلام نقل می‌کند (در کتاب “اقتضا صراط المستقیم لمخالفه اصحال الجحیم”)به این مضمون که اگر کسی بتواند به زبان عربی سخن بزند و به زبان فارسی حرف بزند منافق است. بازهم با نقل قولی از عمربن خطاب، خلیفه دوم مسلمانان، مدعی می‌شود که سخن زدن به زبان فارسی، آدم را بی مروت و نامرد و پست و فرومایه می‌سازد. می‌گوید، باری سعدبن ابی وقاص شنید که مردمی به زبان فارسی سخن می‌زنند. خطاب به آن‌ها گفت:” پس از آمدن اسلام بازهم دلبسته مجوسیت و آتش پرستی هستید؟» نیز از زبان مالک بن انس، یکی از پیشوایان فقهی اهل سنت و جماعت می‌نویسد که مالک بن انس روزی خطاب به حاضران در مسجد نبوی در مدینه با لحن خشن و عبوس و تهدیدآمیزی گفت:” هرگاه ببینم کسی به زبان فارسی حرف می زند، از مسجد بیرونش خواهم انداخت. ابن تیمیه در کتاب یادشده از ابن جنی، از علمای نامور نحو عربی، نقل می‌کند که باری گفت:”دلیل این‌که یک عده از آدم‌ها در جامعه اسلامی دچار انحراف شده اند و با شریعت اسلام از در مخالفت درآمده اند و در دام زندقه و الحاد افتاده اند، آشنایی درست نداشتن آن‌ها از زبان عربی بوده است (حالا یا عمر متوهم یا ابن تیمیه) [۲]

      اما ابن تیمیه از نظر اهل سنت

      ۱. محمد بن محمد بخاری (دانشمند حنفی مذهب، متوفای ۸۴۱) اعلام می‌کند:”هر کس به ابن تیمیه شیخ الاسلام بگوید، کافر است.” (إنّ من أطلق القول علی ابن تیمیّه أنّه شیخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق کافر) البدر الطالع: ۲/۲۶۰.

      ۲. ابن حجر عسقلانی (متوفای ۸۵۲، از ارکان علمی اهل سنت) در کتاب درر الکامله، ج۱، ص۱۵۵ نظر بزرگان و علمای اهل سنت را نسبت به ابن تیمیه بیان می‌کند و می‌گوید: “در جامعه اسلامی (اهل سنت و نه شیعه)، بعضی‌ها می‌گویند که ابن تیمیه مجسم (کسی که خدا را جسمانی می‌داند) است، بعضی‌ها می‌گویند ملحد و زندیق است، بعضی‌ها می‌گویند منافق است.” (فمنهم من نسبه إلی التجسیم، ومنهم من ینسبه إلی الزندقه، ومنهم من ینسبه إلی النفاق)

      ابن حجر عسقلانی در همان می‌نویسد که قضات اهل سنت در زمان ابن تیمیه اعلام کردند:”هر کس معتقد به عقاید «ابن تیمیّه» باشد، خون و مالش حلال است.”(من اعتقد عقیده ابن تیمیّه حلّ دمه و ماله) الدرر الکامنه: ۱/۱۴۷، البدر الطالع: ۱/۶۷، مرآه الجنان للیافعی، ج ۲، ص ۲۴۲. نیز در همان ج۱، ص۱۵۴ می‌گوید:”مردم مسلمانان و علماء اسلام، نظرشان نسبت به ابن تیمیه، بعضی می‌گویند او زندیق و ملحد و بی‌دین و برخی می‌گویند او منافق است؛ چون نسبت به ساحت امیرالمؤمنین علی ابن ابوطالب (علیه السلام) جسارت و حرف‌های بی‌ربط زده است.”

      ۳. ابن حجر مکی، در کتابی که حتی علیه شیعه نوشته است، وقتی به ابن تیمیه می‌رسد می‌گوید: “خدا او را خوار و گمراه و کور و کر کرده است، و پیشوایان اهل سنّت و معاصرین وی از شافعی‌ها، و مالکی‌ها، و حنفی‌ها، بر فساد افکار و اقوال او تصریح دارند.” (الفتاوی الحدیثه: ۸۶. بن تیمیّه عبد خذله اللّه، وأضلّه وأعماه، وأصمّه وأذلّه، وبذلک صرّح الأئمّه الذین بیّنوا فساد أحواله وکذب أقواله… وأهل عصرهم وغیرهم من الشافعیّه والمالکیّه والحنفیّه)

      ۱- بیان التلبیس الجهمیه ج۷ص ۲۹۰
      ۲- اقتضاء الصراط المستقیم لمخالفه أصحاب الجحیم
      کتابش رو هم دارم خواستی بگو برات بفرستم

      اما بر میگردیم به سوال شما آقای یاسر انصاری که همیشه می خوای از سادگی جمعی استفاده کنی

      البته من دارم به سوال ابن تیمیه جواب می دم

      اصل شبهه ابن تیمیه
      اصل شبهه ابن تیمیه به شرح زیر است:
      أن الذی جری یوم الغدیر لم یکن مما أُمر بتبلیغه، کالذی بلَّغه فی حجه الوداع؛ فإن کثیراً من الذین حجُّوا معه – أو أکثرهم – لم یرجعوا معه إلی المدینه، بل رجع أهل مکه إلی مکه، وأهل الطائف إلی الطائف، وأهل الیمن إلی الیمن، وأهل البوادی القریبه من ذاک إلی بوادیهم. وإنما رجع [معه ] أهل المدینه ومن کان قریباً منها …[۱]
      و از مطالبی که می فهماند آن چه در غدیر خم اتفاق افتاد چیزی نبود که پیامبر مأمور به تبلیغ آن باشد این است که بسیاری از مردم که به همراه پیامبر به حج رفته بودند به مدینه باز نمی گشتند؛ بلکه بعضی که اهل شهر مکه بودند در همان شهر می ماندند و بعضی که اهل طائف بودند مستقیما به طائف می رفتند و بعضی دیگر که اهل یمن بوده به یمن می رفتند. [وهیچ کدام مسیر شان از غدیر خم نمی گذشت تا شاهد ابلاغ از جانب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم باشند.]
      پس اگر حضرت قصد این می داشتند که در روز غدیر امامت علی را اعلام کنند باید آن را در حجه الوداع ابلاغ می کردند. پس حال که حضرت این گونه نکردند و سخنی که مربوط به امامت علی بشود نفرمودند و هیچ کس نیز در این رابطه روایتی نه ضعیف و نه صحیح نقل نکرده است و حتی آن حضرت در خطبه خود نامی از علی هم به زبان نیاوردند در حالی که این مجمعی عمومی بود که همه حاجیان در آن حضور داشتند پس معلوم می شود که حضرت مأمور به ابلاغ امامت علی نبوده اند.
      جواب:
      ۱ ـ رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم کاملا تابع وحی است
      رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم کاملاً تابع وحی است، و چون آیه ابلاغ در غدیر نازل شده است او نیز مأمور است تا همان مکان و نه هیچ مکان دیگری به این امر اختصاص یابد. که در ادامه، روایات اهل سنت مبنی بر نزول آیه ابلاغ و اکمال در غدیر خم ذکر می گردد.
      نظیر این مورد:
      نزلت هذه الآیه: «یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک» علی رسول الله صلی الله علیه وسلم یوم غدیر خم فی علی بن أبی طالب.[۲]
      آیه «یا ایها الرسول بلغ …» در غدیر خم بر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم و در شأن [حضرت] علی بن ابی طالب [علیهما السلام ] نازل شده است.
      زمانی که به تأیید منابع اهل سنت شأن نزول آیه ابلاغ در غدیر خم و ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام ثابت شد؛ در این صورت مبتدا و خبر کامل شده و معنا و مفهوم مورد ادعای شیعه نیز ثابت شده و دروغ گو وکاذب نیز مشخص گردیده و در آن صورت است که باید گفت: «فثبت ولایه علی بن ابی طالب»
      ۲ ـ تمام فتنه ها از مدینه برخواهد خاست.
      مشکلی که برای خلافت و امامت امیر المؤمنین علیه السّلام می تواند پیش آید بیش تر می تواند از ناحیه جمعیت مسلمان قریش و ساکنان مدینه ایجاد گردد (همان گونه که بعد از وفات پیامبر تجربه شد) و نه از ناحیه مسلمانان دور دست هم چون یمن و طائف و یا سایر دیار، از این رو خداوند پیامبر خویش را مأمور می سازد تا بیشترین تأکید و توجه مردم را در منطقه ای که تجمع مردم بیشتر به آنها معطوف است عملی سازد.
      بخاری در باره پیش بینی رسول خدا از وقوع فتنه ها بعد از خود در مدینه می گوید:
      حَدَّثَنَا أَبُو نُعَیْم، حَدَّثَنَا ابْنُ عُیَیْنَهَ، عَنِ الزُّهْرِیِّ، عَنْ عُرْوَهَ، عَنْ أُسَامَهَ رضی الله عنه قَالَ أَشْرَفَ النَّبِیُّ صلی الله علیه وسلم عَلَی أُطُم مِنَ الآطَامِ، فَقَالَ هَلْ تَرَوْنَ مَا أَرَی إِنِّی أَرَی الْفِتَنَ تَقَعُ خِلاَلَ بُیُوتِکُمْ مَوَاقِعَ الْقَطْرِ.[۳]
      رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم به روی تلّی از بلند ی های اطراف مدینه رفت و فرمود: آیا شما هم آن چه من می بینم می بینید؟ من می بینم که فتنه ها از لابلای خانه های شما [اهل مدینه] هم چون باران باریدن نماید.
      نووی در شرح این جمله در صحیح بخاری می گوید:
      … والتشبیه بمواقع القطر فی الکثره والعموم أی أنها کثیره وتعم الناس لا تختص بها طائفه وهذا اشاره الی الحروب الجاریه بینهم کوقعه الجمل وصفین والحره ومقتل عثمان ومقتل الحسین رضی الله عنهما وغیر ذلک وفیه معجزه ظاهره له صلی الله علیه وسلم .[۴]
      این تشبیه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم که از معجزات آن حضرت می باشد اختصاص به طایفه ای خاص از اهل مدینه ندارد؛ بلکه این سخن به جنگ هایی بین مردم مدینه اشاره دارد مثل جنگ جمل و صفین و حره و مقتل عثمان و مقتل حسین علیه السلام و غیر این جنگ ها
      ابن حجر در شرح این فقره از سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم می گوید:
      … انی لاری الفتن خلال بیوتکم وکان خطابه ذلک لاهل المدینه.[۵]
      خطاب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم به اهل مدینه است.
      از این رو خدا و رسول او لازم می دانند تا تمام تأکید و عنایت خود را در امر ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام با مردم مدینه داشته باشند.
      ۳ ـ منی و عرفات و یا مکه نا مناسب برای معرفی امیر المؤمنین علیه السّلام
      وعن ابن عباس : لما أمر النبی (صلی اللّه علیه وآله وسلم ) أن یقوم بعلی ابن أبی طالب المقام الذی قام به؛ فانطلق النبی (صلی اللّه علیه وآله وسلم) إلی مکّه، فقال: رأیت الناس حدیثی عهد بکفر- بجاهلیه – ومتی أفعل هذا به، یقولوا: صنع هذا بابن عمّه ثم مضی حتی قضی حجه الوداع.[۶]
      ابن عباس می گوید: چون رسول الله مامور شد که علی علیه السلام را به جانشینی خود نصب کند به مکه رفت(ولی در آنجا اقدام به این کار نکرد) و گفت مردم هنوز در آنها علایق کفر (و جاهلیت) باقی است اگر اقدام به این کار کنم می گویند این کار را بخاطر پسر عمو بودن انجام داده لذا از این کار صرف نظر کرد تا در برگشت از حجه الوداع آن کار را انجام داد.
      همچنین منی و عرفات و یا شهر مکه محلی است که تمام توجه مردم در ایام حضور در آن مکان، به عبادت و تضرع و انقطاع الی الله و اعمال مخصوص به آن مکان و زمان مبذول می گردد و هر گونه برنامه ای دیگر در آن سرزمین، یا توجه مردم به عبادت را متوجه خود می سازد و یا اهمیت ویژه آن امر را از بین می برد.
      ۴ ـ اعلام عمومی در مدینه بر آموزشی بودن حجه الوداع
      از ابتدای امر و قبل از حرکت کاروان حجه الوداع در مدینه ندا داده شده بود که رسول خدا برای آموزش احکام و مناسک حج عازم مراسم حج هستند.
      عن حذیفه: أمر رسول الله صلی الله علیه وآله المؤذنین، فأذنوا فی أهل السافله والعالیه: ألا إن رسول الله صلی الله علیه وآله قد عزم علی الحج فی عامه هذا لیفهم الناس حجهم ویعلمهم مناسکهم ، فیکون سنه لهم إلی آخر الدهر …[۷]
      رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم به مؤذنان امر فرمود تا در تمامی شهرها و دیارها اعلام کنند که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم در این سال (سال آخر عمر پیامبر) قصد حج دارند و منظور و غرض از این حج آموزش و تعلیم مناسک و اعمال حج است تا این مناسک برای همیشه بین مردم بماند …
      از این رو شاید بتوان این گونه گفت: که خدا و رسول او نخواسته اند هر گونه امری که از توجه مردم به آموختن و تعلیم مناسک و اعمال حج می گردد را در ایام حضور در مکه و عرفات و منی مطرح سازند.
      ۵ ـ تایید مناسبت غدیر در معرفی امیر المؤمنین به پیام تبریک دیگران
      شرایط و ظروف زمانی و مکانی در غدیر به حدی مهیّا و مناسب بوده که جمعیت حاضر در غدیر جلو آمده و با امیر المؤمنین علیه السّلام بیعت کرده و با کلماتی همچون «بخ بخ لک یا بن ابی طالب!» تبریک گفته اند و در مرئی و منظر تمام حاضران در غدیر این اتفاق را به عنوان سندی ماند گار در تاریخ ثبت نمودند.

      ________________________________________
      [۱] . منهاج السنه النبویه، ج ۷، ص ۳۱۵ تا ۳۱۷٫
      [۲] .
      [۳] . صحیح بخاری، ج ۴، ص۱۷۶، ح ۳۵۹۷، کتاب المناقب، ب ۲۵ ، باب عَلاَمَاتِ النُّبُوَّهِ فِی الإِسْلاَمِ.
      [۴] . شرح مسلم، نووی، ج ۱۸، ص ۷٫
      [۵] . فتح الباری ج ۱۳، ص ۳۸٫
      [۶] . تاریخ الخلفاء للسیوطی، ص۱۵۸ ؛ کنز العمال ، ج۱۱، ص۶۰۳ ، ح ۳۲۹۱۶ بنقل از امالی محاملی.
      [۷] . إرشاد القلوب، ص ۳۲۸ ـ بحار الانوار،ج ۲۸، ص ۹۵ و ج ۳۷، ص ۱۱۵ و ج ۲۱، ص ۳۷۸، باب ۲۶٫

      اما شما یکسری صحبتهایی در مورد جمعیت کردی و امام خامنه ای شیعه رو مثال زدی

      در خصوص تعداد شرکت کنند در غدیر خم باید بگوییم:
      حلبی که از علمای بزرگ اهل سنت است می‌گوید:
      کان معه جموع لا یعلمها إلا الله تعالى.
      جمعیتی که با پیغمبر در غدیر بوده است، جز خدا کسی از آمارش خبر ندارد.
      بعضی گفته‌اند: ۴۰ هزار و بعضی گفته‌اند: ۷۰ هزار و بعضی گفته‌اند: ۹۰ هزار و بعضی گفته‌اند: ۱۱۴ هزار و بعضی گفته‌اند: ۱۲۰ هزار و بعضی هم گفته‌اند: بیش از ۱۲۰ هزار نفر در حجه الوداع و در غدیر خم بودند و سخنان پیغمبر اکرم صلی الله و علیه و آله را شنیده‌اند.
      دهلوی تعداد را ۱۲۴ هزار نفر می داند:
      ثم خرج إلى الحج وحضر معه نحو من مائه ألف وأربعه وعشرون ألفا .
      الدهلوی ، الإمام أحمد المعروف بشاه ولی الله ابن عبد الرحیم (متوفای ۱۱۷۶هـ) ، حجه الله البالغه ، ج ۱ ، ناشر: دار الجیل ـ بیروت

      آدرس کتب معروف و بزرگ تفسیری اهل سنت که شان نزول آیه را مکان و زمان غدیر بیان کرده اند را خدمتتان عرض می کنم :
      الف ) ابوالقاسم حافظ حاکم حسکانی ( متوفی ۴۹۰ هجری ) در ج ۱ ص ۲۵۵ ح ۲۴۹ از کتاب شواهد التنزیل
      ب) حافظ ابوالقاسم بن عساکر شافعی ( متوفی ۵۷۱ ) در ج ۱۲ ص ۲۳۷ از کتاب تاریخ مدینه دمشق
      پ) ابوعبدالله فخرالدین رازی شافعی ( متوفی ۶۰۶ ) در ج ۱۲ ص ۴۹ از کتاب تفسیر الکبیر
      ت) جلال الدین سیوطی شافعی ( متوفی ۹۱۱ ) در ج ۳ ص ۱۱۶ از کتاب الدر المنثور
      ث) قاضی شوکانی ( متوفی ۱۲۵۰ ) در ج ۲ ص ۶۰ از کتاب فتح القدیر
      ج ) شهاب الدین آلوسی شافعی بغدادی ( متوفی ۱۲۷۰ ) در ج ۶ ص ۱۹۲ از کتاب روح المعانی
      چ) شیخ سلیمان قندوزی حنفی ( متوفی ۱۲۹۳ ) در ج ۱ ص ۱۱۹ از کتاب ینابیع الموده
      ح) شیخ محمد عبده مصری ( متوفی ۱۳۲۳ ) در ص ۴۶۳ از کتاب تفسیر المنار

  48. ابولولو گفت:

    بسم الله القاصم الجبارین
    تقدیم به عزیزان اهل سنت

    فرخنده نموده ست علی ماه رجب را
    از اوج ادب درس بداده ست ادب را
    سنی!ز چه رو روی سوی کعبه نمودی؟
    دانی که علی فخر بود خانه ی رب را
    ذانی که عمر از چه دهد داد خلافت
    دانی که ازو چون و چرا چیست سبب را
    میخواست تلافی احد را بنماید
    بشکسته علی پشت دلیران عرب را
    http://www.valiasr-aj.com

  49. محمد از مشهد گفت:

    امثال این یوسف بیش از یک میلیارد هستند عزیزان، چرا سعی دارید کسی را هدایت و قانع کنید که نمی خواهد هدایت شود. قرآن می فرماید ما راه را نشان دادیم حال می خواهید شاکر باشید یا کافر دیگر خودتان می دانید.

    یوسف راست می گوید خورشید را نمی شود با دو انگشت پوشاند. ۱۵۰۰ سال ظلم و ستم بنی امیه و بنی عباس و آل سعود و غیره نتوانسته چراغ اهل بیت را خاموش کند و هرگز هم نخواهد توانست به برکت خون اباعبدالله (ع). ولی برای انسانهای کور نیازی به دو انگشت هم نیست. هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق (کلمه عشق کنایه از ایمان به خداوند است). در مورد بزرگان علم و ادب هم جواب ساده است: اول اینکه این افراد برای ما حجت نیستند، حتی بزرگترین آنها هم ممکن است در دیدگاه های دینی خود دچار انحراف باشد. ما آنچه از گفته های آنها بدرد می خورد می گیریم و بقیه را دور می ریزیم و کاری به آن نداریم. مگر مولوی که ایشان نام می برد در کتاب خود آیات قرآن را در کنار کلمات رکیک نیاورده؟ این یعنی دینداری؟ این است کتابی که لایمسه الاالمطهرون؟ آیا این ادب است یا بی ادبی محض؟ حالا اینها هی بگویند عمر رضای … و معاویه رضی … و ابوسفیان رضی … و هند جگرخوار رضی ا… و خالدبن ولید رضی …. و طلحه و زبیر رضی …. و عایشه رضی …. و همینطور الی آخر. کسی که تاریخ خوانده می داند که خیلی از اینها که نام بردیم دشمنان رسول خدا (ص) بودند و تا آخر هم دشمن ماندند هرچند در ظاهر اسلام. مگر رسول خدا (ص) ۹ همسر نداشتند، چرا به سراغ حضرت خدیجه یا ام سلمه و دیگر زنان وفادار و فداکار ایشان نمی روند و فقط به عایشه چسبیده اند. جواب واضح است، آنها کسی را نمی خواهند که دین رسول خدا (ص) را برایشان بگوید، آنها کسی را می خواهند که دروغها و تزویرهای ۱۵۰۰ ۰ساله شان را توجیح کند، خوب چه کسی بهتر از عایشه و معاویه و ابوهریره.

    بگذارید اینها به دین خود باشند و ما به دین خود. لکم دینکم و لی الدین برای همین آمده در قرآن. اینها کاری بلند نیستند جز انگ شرک و کفر زدن به هر کسی مخالف آنها باشد. موضوع رسیدن به حق نیست، که اگر بود حق مثل آفتاب است و به قول خود این آقا نمی شود آنرا با دو انگشت پوشاند (من می گویم با هزار انگشت هم نمی شود). کسی که پیرو عمر و ابوبکر باشد خوب باید هم از صحنه های سخت فرار کند، این هم نشانه ایمان و دین راستین آنهاست دیگر! در هیچ مناظره و بحثی که اساس اعتقادات پوچشان را هدف بگیرد حاضر نمی شوند.
    فقط روی مسائلی بحث می کنند که به شرک و کفر شیعیان مربوط می شود ، و تازه وقتی هم می بازند دوباره بحث را از اول شروع میکنند انگار نه انگار که این همه جواب داده شده و آنها هیچ وقت یک پاسخ درست نیاورده اند.
    خود حضرت امیرالمومنین (ع) به عمار یاسر (رضی الله عنه) فرمودند کسانی که را طالب هدایت نیستند بگذار.

    مگر صحابه رسول خدا (ص) فقط عمر و ابوبکر و معاویه بودند؟؟ ای نادانها پس سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد، عمار، جعفر، حمزه، و خیلی های دیگر (رضی الله عنهم اجمعین) که بودند؟ خارجی؟ رومی؟ چینی؟ کدامیک از صحابه شهید شد که خدا به او دو بال اعطاء فرماید؟ برای کدام صحابه ای رسول خدا (ص) بیشتر از حمزه (رضی الله عنه) سوگواری فرمود؟ آیا رسول خدا (ص) حسنین را می بوسید یا عمر و ابوبکر را؟ برای کدامشان گریه می فرمود؟ خاک تربت کدامیک را به ام سلمه داد تا نگهدارد؟ آیا رسول خدا نماز عمر و ابوبکر به مردم یاد داد؟ مثل تسبیحات حضرت زهرا (س) را به کدام همسر خود تعلیم فرمود؟ یا نکند می خواهید بگوید این ذکر هم شرک است. به جز دروغهای عایشه و جعلیات معاویه و قوم یهود چه چیزی در کرامات خلفای سه گانه دارید؟

    اینکه برخی شیعیان کارهایی بکنند که در نظر علمای شیعه هم درست نباشد (مثل قمه زدن و برخی کارهای دیگر) برای شما حجت شده که مذهب تشیع شرک است؟ آیا خود شما سنی ها و وهابی ها هیچ کاری در کوچه و بازار نمیکنید که علمایتان قبول نکنند؟ آیا دیده اید هیچ یک از ائمه ما امر به مسائلی کنند که شما دست روی آنها گذاشته اید؟ ائمه اطهار هر چه می فرمایند به سنت رسول خدا (ص) متصل است. ولی شما در همه چیز خلاف سنت آن حضرت رفتار می کنید.

    اصلا نمی خواهد حقیقت را درک کنید. سنی و وهابی بمانید و پولدار باشید و خوش زندگی کنید. بگذارید ما شیعیان درد بکشیم و خون بدهیم برای ائمه خود. شما با صحابه خوش باشید (البته همان صحابه ای که بدرد امور دنیای شما می خورند، نه بقیه صحابه که از نظرشما یاغی بوده اند).

  50. حسن گفت:

    یا نویسنده این کتاب مطالب ضعیف و نادرستی را نوشته است که در این صورت باید مایه شادی شیعیان باشد زیرا نشان می دهد که آنها دلایل متقنی برای مقابله با شبهای پیشاور ندارند. بنابراین جای خشم و بحث و نزاع نیست. اگر به قدرت عقاید خود و مستدل بودن آنها باور داریم نباید از انتشار چنین کتابهایی بترسیم
    دوستان عزیز با حذف این نوع کتابها این ایده را به ذهن بسیاری القا می کنیم که چون زورمان به پاسخ به این کتابها نرسیده آنها را حذف کرده ایم و به این واسطه ناخواسته آب به آسیاب آنها ریخته ایم
    دین به مدافع قوی نیاز دارد وگرنه داد و بیداد کردن تنها القای ضعف می کند

  51. یاسر گفت:

    الحمد لله رب العالمین والصلوه والسلام علی خیر خلقه محمد وعلی آله وأصحابه الذین بذلوا أنفسهم وأموالهم فی سبیل الله وعلی من تبعهم بإحسان إلی یوم الدین.اللهم اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین أنعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین.
    دین اسلام تنها دینی است که نزد خداوند مقبول می‌باشد و بزرگترین افتخار ما این است که دارای دینی هستیم که جامع همه کمالات است , این دین با تلاش و زحمات و فداکاریهای شبانه روزی رسول الله(صلی الله علیه وسلم) و یاران جان نثار او، به ما رسیده اگر رسول الله(صلى الله علیه وسلم) این همه مشکلات را در راه پیشبرد اسلام تحمل نمی کرد و اگر یاران او از خانه و کاشانه و همه چیز خویش، نمی گذشتند اگر آنها مانند پروانه دور شمع نبوت نمی گشتند و ذوب نمی شدند، امروز ما این چنین سربلند نمی شدیم، امروز تمام مسلمین دنیا مدیون فداکاری رسول الله (صلى الله علیه وسلم) و یاران او می باشند آنها برای نشر دین اسلام در سر تا سر دنیا از جان و مال و آبرو وحیثیت خویش مایه گذاشتند و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت کننده ای نترسیدند.
    «وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَهَ لَائِمٍ». (مائده ۵۴) آنها از ملامت هیچ ملامت کننده ای هراس ندارند.
    «أُولَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا». آنها مومنین واقعی هستند.خداوند ایمان را در قلب پاک آنها قرار داده: «أُولَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ». وبرا ی تمام دنیا آنها را اسوه والگوی ایمان قرارداده:«فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا». (بقره ۱۳۴)
    اما متاسفانه با این همه فداکاری، کسانی را مشاهده می کنیم که یاران رسول الله (صلى الله علیه وسلم) را بعنوان بد ترین اسوه های کفر و ظلم و ستم یاد می کنند.خصوصا در ایران زمین، ایرانی که توسط حضرت عمرفاروق (رضی الله عنه) فتح شد به جای این که از آن ابر مرد تاریخ تشکر شود متاسفانه وی را به دنیا بد جلوه داده و به اصل خود بازگشته اند اما چه کنیم:

    این عربده بر غصب خلافت ز علی نیست با آل عمر کینه قدیم است عجم را.

    این ها غافل از آنند که توهین به یاران رسول الله(صلى الله علیه وسلم) در حقیت توهین به خود رسول است گویا می گویند آنحضرت نتوانست در ظرف ۲۳ سال، شاگردان خوبی را تربیت کند!!
    دشمنان اسلام اعم از یهود و نصارا و مجوس و روافض همواره سعی بر آن دارند که به اسلام ومسلمین ضربه وارد کنند. دشمنان اسلام در آن زمان از بر چسب و حربه وهابیت استفاده می کردند اما امروز آن حربه قدیمی شده و از کار افتاده لذا از راههای دیگر به نام ترور و تروریست, تحجر, تشدد, و تندرو استفاده می‌کند تا جائی که مسلمانان مظلوم و بی دفاع فلسطین را که با سنگ می جنگند؛ تروریست می داند. دشمان اسلام از هر کس که به نام اسلام فعالیت کند و یا از جهاد که حکم الهی است، سخن بگوید؛ با این نام سرکوب می‌کند.
    اما:
    من از بیگانگان هرگز ننالم که با ما هر چه کرد آن آشنا کرد.
    همانطور که مستحضر هستید در شرق کشور در اواخر ماه رجب، همایشهای فارغ التحیصلی بر گزار می شود در این میان بزرگترین همایش، درشهر حافظان قرآن زاهدان در مصلی بزرگ مسجد جامع مکی برگزار می شود که شرکت کننده ها اعم از شیعه و سنی و سایر ارگان های دولتی می باشند (با مجوز رسمی از مسئولین ذیربط) و با سر پرستی شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید (حفظه الله) که چشم و چراغ ملت در این خطه از ایران می‌باشد و اگر حضور به موقع این عالم فرزانه ومنادی وحدت، در صدا و سیمای زاهدان نبود، غائله ودرگیری اخیر که بین اهلسنت و سیستانی ها واقع شد صد برابر غائله تهران می گردید، اما افسوس که آقای قزوینی مدرس حوزه علمیه قم این همایش را که نماد وحدت است، خلاف دین و شریعت و قران می داند و با سخنان پر از حقد و کینه ی خود مسئولین را وادار می‌کند که باید جلوی آن گرفته شده و بر خورد شدید شود.
    قزوینی از سخنان یکی از سخنران ها به شدت به درد آمده و مدعی شده که آقای مولوی گرگیج بی مهابا و بی اساس حرف می زند و مدعی است که سخنان این آقا بر خلاف واقعیت وبیهوده می‌باشد لذا عزم جزم گرفته وسخنان آقای گرگیج را به گمان خودش تردید نموده.
    مثل این که آقای قزوینی در سفر و در هواپیما بوده وچنان بغض وی بالا گرفته وعقده کرده که قبل از این که سفرش تمام بشود و از هواپیما پیاده شود، همان جا شروع به پاسخ دادن کرده و پس از اتمام سفر و بدون تجدید نظر به آنچه سرهم کرده، سخنرانی کرده و در سایت نیز ثبت کرده لذا موجب فضیحت وی گردیده، زیرا شخصا به کتب اهل سنت مراجعه نکرده بلکه به مدارک و سندهای(خلاف واقعیت) که قبلا هیئت تحقیق وی سر هم کرده وبه وی تحویل داده اند، اعتماد نموده اما چه کنیم، جواب دادن در هواپیما بهتر از این نمی شود.
    بنده به عنوان یک طلبه اهل سنت، در دفاع از رسول الله(صلى الله علیه وسلم) و اهل بیت و یاران با وفای آن حضرت (نه به خاطر دفاع از آقای گرگیج) می‌خواهم از تلبیس مرموزانه ی آقای قزوینی، پرده برداری کنم تا سنی و شیعه بدانند که قزوینی چه گفته، همچنین می‌خواهم همه بدانند که قزوینی که تقاضای مناظره دارد، در مناظره های قبلی که در سطح بین المللی داشته، چه دسته گلی به آب داده؟
    لازم به ذکر است که آقای مولوی گرگیج با دلائل قوی ومحکم از قرآن و سنت و نهج البلاغه ثابت نموده که نه تنها حضرت علی با خلفاء هیچ مشکلی نداشته، بلکه آنگونه که در نهج البلاغه آمده به صراحت آنها را تأیید و تمجید کرده و مشاور و همکار و همیار آنها بوده است. لذا ما مسلمانها باید از آن حضرت درس بگیریم و در کنار هم با اخوت زندگی کنیم نه این که به گذشته بر گردیم و یاران رسول الله (صلى الله علیه وسلم) را نا سزا گوییم و اهل سنت را دشمان اهل بیت بدانیم، زیرا اینها منافی با وحدت اسلامی می‌باشد.
    اما متاسفانه قزوینی همه سخنان آقای گرگیج را بی اساس وغیر واقعی دانسته وبه گمان خود ثابت کرده که:
    ۱/ حضرت علی، خودش خلفاء را غاصب دانسته
    ۲/ حضرت عمر به زور با دختر علی ازدواج کرده
    ۳/ حضرت ابو بکر حق فاطمه را غصب کرده
    ۴/حضرت عمر حضرت فاطمه را زده ومنجر به شهادت وی شده است.
    و۵/ یاران محمد مرتد شده اند.

    ۱- قزوینی گفته علی خلفاء را غاصب دانسته و به دلائل قرانی ونهج البلاغه که آقای گرگیج ذکر نموده، هیج توجه نکرده و با بی خیالی از کنارش رد شده و فورا عبارتی از بخاری و مسلم قطع و بریده کرده وگفته که در کتاب شما مسئله غصب خلافت مذکور است اما شما سنی ها خبر ندارید.
    قزوینی چرا به قرآن توجه نمی‌کنید که صراحتا می‌گوید:
    «وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ» (سوره هود۱۱۳): به طرف ستمگران مایل نشوید که به شما آتش (جهنم) می رسد.
    «وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلًا (۷۴) إِذًا لَأَذَقْنَاکَ ضِعْفَ الْحَیَاهِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ».(اسراء ۷۵-۷۴).
    «و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‏ کردیم، نزدیک بود به آنان، تمایل کنی. آنگاه ما دو برابر مجازات دنیا، و دوبرابر مجازات آخرت را به تو می دادیم. »
    ببینید در آیه سوره هود خداوند به عموم می‌گوید به طرف ظالمان تمایل نداشته باشید، اگر علی خلفاء را ظالم و غاصب می دانست هرگز با آنها همکاری نداشت آیا همکاری با ظالمین بر خلاف قران نیست؟
    در آیه دوم خداوند به رسول الله صلی الله علیه وسلم خطاب کرده می‌گوید اگر به طرف ظالمان تمایل داشته باشی دو برابر مجازات دنیا و آخرت به تو می چشانیم.
    قزوینی با وجود این آیات، چگونه ادعا می‌کند که علی آنها را غاصب دانسته و سپس با آنها همکاری نیز داشته. آیا امروز شما حاضرید با آمریکا که شیطان بزرگ و دشمن ایران می دانید، کوچکترین همکاری داشته باشید؟ آیا حاضرید انرژی هسته ای را که حق مسلم خود می دانید به خاطر تهدید ها و تحریم ها ی اقتصادی امریکا، از آن دست بکشید؟؟ شما که حاضر نیستید با آمریکا گفتگو داشته باشید، چگونه امکان دارد علی شیر خدا با ظالمین زمان خود تعامل داشته باشد و به حق مسلم خود که به قول شما خدا به او داده، به خاطر ترس خلفاء، صرف نظر کند آیا این سخن در حق علی منصفانه است؟ قزوینی شاید بگوید چون علی نمی خواست مسلمانها متفرق شوند و اقدام علیه خلفاء را برای مسلمین، مصلحت نمی دانست. اولا باید گفت که: اگر علی بحث خلافت حقه را صلاح نمی دید، (با وجودی که می توانست حق خود را بگیرد) پس چرا شما کاسه داغ تر از آش شده و این مصلحت را برای یک میلیارد و پانصد میلیون مسلمان روا نمی دارید. چرا شما از علی تبعیت نمی‌کنید و از گذشته یاد می‌کنید؟
    به قول علامه آیت الله برقعی رحمه الله کو ابوبکر که از خلافت عزلش کنیم و کو علی که او را بر مسند خلافت بنشانیم. مگر غیر از این است که قرآن گفته شما را با گذشتگان کاری نیست شما مسئول اعمال خود هستید.
    «تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَلَکُمْ مَا کَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ».(بقره ۱۴۱)
    قرآن گفته «فَقَاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ» (توبه ۱۲) با پیشوایان کفر بجنگید.
    اگر علی خلفاء را ظالم وکافر می دانست هیچ وقت بر خلاف قران عمل نمی کرد و مشاور آنها نمی شد.
    ای قزوینی؛ مگر علی همان نیست که بخاطر یک زن زانیه که حامله بود و عمر می خواست او را سنگسار کند در مقابل عمر می ایستاد و نگذاشت که این حکم اجراء شود؟ پس چطور می شود که در مقابل ابوبکر و عمر و عثمان که به قول شما امامت را از وی غصب کردند اقدام نکند؟ آیا این معقول است؟ آیا این مصلحت است؟ مصلحت برای متفرق نشدن کدام مسلمانها؟ به قول شما که غیر از ۳ یا ۴ نفر مسلمان بیشتر نبود.آیا در تاریخ انبیاء سراغ دارید که انبیا به خاطر مصلحت از نبوت خود دست بکشند؟ و بگذارند که ظالمان، امت آنها را به بیراهه ببرند؟؟ امامت که از نظر شما از نبوت بالاتر است.
    حضرت علی در نهج البلاغه به صراحت خلافت خلفای پیش از خود را، عین رضایت خدا گفته:
    “بایعنی الذین بایعوا ابابکر وعمر وعثمان علی ما بایعوهم علیه… وإنما الشوری للمهاجرین والانصار فان اجتمعوا علی رجل و سموه اماما کان لله رضی” (نهج البلاغه نامه ۶) با من کسانی بیعت کردند که با ابوبکر و عمر و عثمان بیعت کردند و شور ومشوره از آن مهاجرین و انصار است اگر آنها بر یک نفری جمع شوند و اورا امام قرار دهند، رضایت خدا در آن است.
    خواندگان عزیز، (سنی و شیعه) آقای گرگیج این مطلب را نیز در همایش خوانده بود اما قزوینی از کنارش گذشته وجوابی نداده.آیا نهج البلاغه (به قول شما) برادر قرآن نیست؟ چطور امکان دارد علی از یک طرف آنها را غاصب و ظالم بداند ولی از طرف دیگر (آن هم بعد از شهادت آنها) خلافت آنها را رضای خدا بداند؟ در این هنگام عمر با شمشیر خود علی را که مجبور نکرده بود پس چرا چنین گفت؟ آیا باز هم مصلحت لازم است؟ آقای قزوینی بیشتر مطالعه کند.
    آقای قزوینی! صاحب البیت ادری بما فی البیت، اگر اهل سنت ماییم که عقیده غصب خلافت از نظر ما مردود است و هیچ یکی از علمای ما آن را تأیید نمی‌کند چطور ما را متهم می‌کنید که شما هم معتقد به غصب هستید؟
    قزوینی از صحیح بخاری جمله (ولکنک استبددت علینا بالامر) را آورده وآن را به(تو درحق ما استبداد کردی) ترجمه نموده واقعا متأسفم برای این آقا که بدون مراجعه به فرهنگ لغت، هر طور که بخواهد ترجمه میکند، آن وقت دیگران را متهم می‌کند که با واژه های عربی آشنا نیست. لذا به وی توصیه می شود به فرهنگ لغت مراجعه کند.
    و «اسْتَبَدَّ فلان بکذا أَی انفرد به»؛ وفـی حدیث علـیّ، رضوان الله علـیه: کنا نُرَى أَن لنا فـی هذا الأَمر حقّاً فاسْتَبْدَدتم علـینا؛ یقال: استبَدَّ بالأَمر یستبدُّ به استبداداً إِذا انفرد به دون غیره. واستبدَّ برأْیه: انفرد به. (لسان العرب)
    اسْتَبَدَّ به: تَفَرَّدَ. (قاموس المحیط)
    و استَبَدَّ فلان [برأیه] أی انفرَدَ بالأمر (العین)
    و استَبَدَّ بکذا تفرد به (مختار الصحاح)
    واستأْثرَ بالشیْءِ: (استبدَّ به) وانفردَ.(تاج العروس)
    هیچ کس استبد را به ظلم و غصب ترجمه نکرده. پس قزوینی چرا می‌گوید در بخاری، علی خلفا را غاصب و ظالم دانسته و سپس همین جمله را آورده و ما قبل و ما بعد حدیث را اصلا مد نظر قرار نداده. در آخر همین حدیث حضرت علی با ابوبکر به طور صمیمی حرف می زند و بعد از آن با او بیعت می‌کند آیا آخرش را هم قبول دارید؟. «أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ» «وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (بقره ۴۲).
    قزوینی در همان صحیح بخاری که در حق ابو بکر و عمر لفظ (کاذبا آثما غادرا و خائنا) استعمال شده، در همان روایت قبل از این الفاظ،حضرت عباس نیز همین جمله ها را درحق حضرت علی استعمال کرده و گفته: (اقض بینی و بین هذا الکاذب الاثم الغادر والخائن) آیا برداشت شما از قول عباس این است که، علی را دروغگو وگنه کار و حیله گر و خائن می دانست؟
    آقای قزوینی گفته چون اسم های عمر و عثمان و ابوبکر نام های رایج آن زمان بود،علی فرزندان خود را به این اسم ها نام گذاری کرد.
    خوانندگان عزیز شما به قزوینی بگویید که اگر واقعا چنین است، پس شما اسم یکی از فرزندان یا نوه و غیره را به اسم عمر یا عثمان یا عائشه نام گذاری کنید به این خاطر که اسم فرزند علی، عمر بوده و نیز از اسمای رائج است و سپس برای وی شناشنامه بگیرید آیا امکان دارد؟

    اهل سنت به هزار بدبختی شناسنامه می گیرند.
    آیا ممکن است یک ایرانی اسم فرزندش را بوش بگذارد؟ ابدا ممکن نیست، با وجودی که نامی است رائج و مشهور و جهانی و سرزبانها!!
    ۲- قزوینی ادعا کرده که عمر دختر شیر خدا حیدر کرار، ام کلثوم را به زور گرفته و با او ازدواج کرده و علی چیزی نگفته بلکه دخترش را آرایش کرده و پیش عمر فرستاده و…
    من نمی دانم قزوینی چطور جرأت کرده و چنین ادعایی نموده؟ آیا حضرت علی را این طور معرفی کردن به نفع شیعه است؟ آیا می توان با این روایات دروغین روی شیعه را سفید کرد؟ شما را به خدا آیا جوانان خود شما حرف شما را قبول دارند که چنین است؟ آیا همین جواب کافی است؟ که به زور بوده و یا این که غصب شده؟ آیا ناموس علی غصب بشود و آن وقت علی سکوت کرده و با آنها همکاری داشته باشد؟ آیا یک مسلمان حاضر است با دخترش چنین شود؟ آیا شما که یک هزارم غیرت و شجاعت علی را ندارید زیر بار چنین خفت و بی حیثیتی می روید؟ پس چطور علی که نماد شجاعت و غیرت است و به قول آقای کافی، علی که دروازه خیبر را روی یک انگشت قرار داد، چنین عاری را قبول کند؟ ما اهل سنت چنین علی و عمری را قبول نداریم. عمر و علی ما غیر این هاست.

    ۳- تلبیس دیگر: قزوینی ادعا کرده که تنها شیعه مسئله غصب فدک را نمی‌گوید بلکه در کتاب های اهل سنت نیز موجود است وی به عنوان دلیل از دو کتاب اهل سنت (تاریخ مدینه والصواعق المحرقه) عبارتی را ذکر می‌کند: ان ابابکر انتزع من فاطمه فدک.
    شیعه و سنی خوب دقت کنید که واقعیت چه بوده و قزوینی چه نوشته. این دلیل قزوینی درست مانند این است که شخصی مدعی شود که نماز خواندن حرام و بر خلاف قران مجید است به دلیل آیه قران:
    «لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاهَ» (نزدیک نماز نروید) . ونیز خدا فرموده: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ» (ماعون) وای برای نماز گزاران!! و از سبب نزدیک نشدن به نماز که همان خوردن شراب باشد، و از وای بر نمازگزارانی که از نماز غافلند (!!) چشم پوشی کند.
    آیا شما به عنوان یک مسلمان که قران را کتاب آسمانی می دانید، قبول دارید که چنین است؟
    علمای اهل سنت در کتب خویش مسئله غصب فدک را تردید نموده اند و گاهی قول مخالفین را ذکر کرده و سپس آن را تردید نموده اند اما کسانی مثل آقای قزوینی سوء استفاده کرده و برای فریب عوام الناس عبارات را سانسور کرده و به نمایش می گذارند اما باید هوشیار باشید و گول چنین افراد را نخورید بلکه به اصل کتاب مراجعه نموده وما قبل و ما بعد آن را در نظر بگیرید. آقای قزوینی فقط جمله (ان ابابکر انتزع من فاطمه فدک) را آورده وفکر کرده چون فروش این کتاب در ایران ممنوع است، اهل سنت نمی توانند به آن دسترسی داشته باشند لذا برای گول زدن خوب است اما این خیال است ومحال و جنون. حالا من کل روایت را ذکر می کنم آن وقت خواهید دانست که گر فرق مراتب نکنی زندیقی…….***
    اصل قضیه چنین است که: اخرج ابن ابی شبه ان زیدا هذا الامام الجلیل قیل له ان ابابکر انتزع من فاطمه فدک فقال انه کان رحیما و کان یکره ان یغیر شیئا ترکه رسول الله (صلى الله علیه وسلم) فاتته فاطمه رضی الله عنها فقالت له ان رسول الله اعطانی فدک فقال هل بینه فشهد لها علی و ام ایمن فقال لها فبرجل و امرأ ه تستحقیها ثم قال زید والله لو رجع الامر فیها الی لقضیت بقضاء ابی بکر. الصواعق المحرقه جلد ۱ صفحه ۵۳ مکتبه القاهره.به زید ابن علی گفته شد (روافض به او گفتند) که ابوبکر فدک را از فاطمه گرفته، زید گفت ابوبکر خیلی مهربان بود و خیلی ناپسند می دانست که تغییر دهد آنچه را که رسول الله صلی الله علیه وسلم ترک کرده…
    و در آخر می‌گوید: بخدا قسم اگر قضیه فدک به من محول می شد مثل ابوبکر فیصله می کردم.
    ببینید زید بن علی ابوبکر را غاصب نگفته بلکه عمل او را تائید نموده، ولی قزوینی قضیه را کاملا وارونه ارائه می دهد. «سُبْحَانَکَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِیمٌ».
    حالا شما از قزوینی بپرسید که چرا چنین کاری می‌کند آیا برای کسی که در حد بین المللی بحث دارد، شایسته است که فقط یک حصه از روایت را ذکر کند وحصه دیگر را ترک کند؟ .
    اگر چنین است پس یک سنی اگر بگوید شیعه ها از جمله مغضوب علیهم می باشند چون که از حضرت موسی بن جعفر(رضی الله عنه) چنین منقول است.آیا قول این امام را قبول دارید؟
    عن أبی الحسن موسی علیه السلام: إن الله عز وجل غضب علی الشیعه. خداوند بر شیعه غضب کرد. .(اصول کافی جلد۱ ص۳۸۶ انتشارات قائم).
    ۴- قزوینی ادعا کرده که شهادت حضرت فاطمه را از کتب اهل سنت با روایات صحیح در مناظره ای که از شبکه المستقله پخش شده، ثابت نموده.
    باید متذکر شوم که ادعای قزوینی برای کسانی که این مناظره را مشاهده نکرده اند شاید باور کردنی باشد اما کسانی که دیده اند هر گز این ادعا را قبول ندارند چون همه دیده اند که قزوینی چگون شکست خورد و لا جواب ماند گرچه او روایات مکذوبه و تلبیسی خویش را بار بار تکرار می کرد اما در مقابل جواب دندان شکن می شنید.
    ای قزوینی چرا این قدر زود شکست خود را فراموش کرده ای و باز هم ادعای مناظره داری؟ مگر غیر از این بود که اهل سنت از شما تقاضا کردند یک روایت صحیح بیاورید ولی شما نمی توانستید دلیل بیاورید پس حالا چطور ادعا دارید که از روایات صحیح ثابت کرده اید ما پاک مانده ایم که: قسم ابوالفضل را قبول کنیم یا دم خروس را.
    قزوینی در مناظره خویش روایات را قطع و بریده کرده و می گفت چنین و چنان است درست مانند همین سخنان خویش که در پاسخ آقای گرگیج گفته، نمی دانم چرا این آقا همیشه دلائل ابتر خویش را تکرار می‌کند مثل این که ترک عادت موجب مرض است.
    وی از الملل والنهل شهرستانی نقل کرده که: «ان عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتی ألقت الجنین من بطنها. جلد ۱ص ۵۷»
    بنده به عنوان یک طلبه از شیعه و سنی می‌خواهم به کتاب الملل و النحل مراجعه کنند و سپس فیصله کنند که حق با کیست؟ قزوینی طوری حرف می‌زند و سند می‌آورد گویا فقط خودش دانای دنیا است و دیگران هیچی سرشان نمی شود.
    خوانندگان عزیز، آقای شهرستانی در این کتاب خویش (که از نامش معلوم است) فقط از اهلسنت بحث نمی‌کند بلکه ملل های مختلف را ذکر کرده و اعتقادات آنها بیان می نماید مثلا وی اعتقادات نظامیه را که گروهی از معتزله می باشند، ذکر کرده که چنین وچنان عقایدی دارند وی می نویسد که نظامیه معتقدند که امامت با نص صریح از قرآن ثابت شده… وی از نظامیه به خشم آمده ومی‌گوید: «وزاد فی الفریه فقال: إن عمر ضرب بطن فاطمه… ». یعنی وی بر عمر افتراء بسته وچنین گفته که عمر فاطمه را زده….
    واقعا که پسته ای بی مغز چون دهان باز کند رسوا شود. قزوینی نظامیه را از اهلسنت دانسته با وجودی که خودش می داند که او سنی نیست اما باز هم به خاطر اثبات مدعای باطل خویش دست به این کف و آن کف می زند غافل از این که: «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً»(الرعد/۱۷)« اما کف، بیرون افتاده از میان مى‌رود»
    قزوینی، مولوی گرگیج را متهم کرده که با واژه های عربی آشنائی ندارد که می‌گوید قبلا وفات بود حالا شهادت می نویسید.
    اولا که آقای گرگیج از مجلس شورای اسلامی و بداء چیزی نگفته بلکه خوتان چنین صغری کبری می‌کنید.
    ثانیا: سخن آقای گرگیج در مورد تقویم ها بود که تا سال ۱۳۷۱ در تقویم ها از شهادت و خط قرمز و تعطیلی خبری نبود از ۷۱ به بعد کاسه داغتر شد و آش ها شور تر و لعن و نفرین بیشتر مگر غیر از این است؟ ما نمی گوئیم که شما اعتقاد به شهادت فاطمه ندارید بلکه بحث این جاست که چرا قبلا دهه فاطمیه نداشتید؟ چرا قبلا تعطیل نمی کردید؟ چرا قبلا این همه هیاهو به راه نمی انداختید؟ مگر غیر از این است که با این مراسم ها قلوب اهلسنت را جریحه دار می‌کنید و شیعه را احساساتی کنید که قاتل حضرت فاطمه عمر است تا او را بیشتر لعن کنند. مگر قوانین خدا و اعتقادات دینی نیاز به تصویب دارد که هر وقت دل ما بخواهد مراسم دینی جدیدی تصویب کنیم؟
    قزوینی می‌گوید: وفات و شهادت مترادف است و سپس چند عبارت عربی ذکر کرده که به شهادت، وفات اطلاق شده،

    همان طور که قبلا گفته شد بحث در مورد تقویم ها بود که قبلا وفات می نوشتند اما حالا شهادت (گرچه در منتهی الامال نوشته: از ولادت تا وفات) ومعلوم است که تقویم های ایران فارسی است نه عربی اما آقای قزوینی را جو گرفته واز عربی سخن می‌گوید که در عربی وفات و شهادت بر یکدیگر اطلاق می شود، دلیل قزوینی درست مثل این ضرب المثل می ماند که: سوال از ریسمان و جواب از آسمان.
    درست است که در عربی اطلاق می شود اما آیا در فارسی نیز استعمال می شود؟ در قرآن به وفات ؛ هلاک نیز اطلاق شده: «فلما هلک…. ».آقای قزوینی آیا می توان گفت: فلان مرجع تقلید به هلاکت رسید و منظور شما وفات باشد به دلیل این که در قران به وفات (هلاک) اطلاق شده!؟.
    آیا به شهدای جنگ تحمیلی لفظ وفات را استعمال می‌کنید؟
    آقای قزوینی شما که دیگران را به بی سوادی متهم می‌کنید که با واژه های عربی آشنائی ندارند اما شما که با واژه‌های فارسی آشنائی ندارید لذا توصیه می شود به فرهنگ‌های فارسی مراجعه نمائید.
    آقای قزوینی گفته اگر زمین به آسمان برود و آسمان به زمین بیاید ما از عزا داری دست بر نمی داریم.
    ما کی میگیم شما عزاداری نکنید خدا کند هر روز عزادار باشید و عزاداری کنید ما را با مراسم شما کاری نیست، بحث ما این است که شما در مراسم های خویش به مقدسات اهل سنت توهین می‌کنید و یاران با وفای رسول الله (صلى الله علیه وسلم) را لعن و نفرین می‌کنید و آن را عبادت می دانید.
    قزوینی شما که بار بار تکرار می‌کنید که (توهین به اهل سنت ذنب لا یغفر است) و می‌گوئید وحدت یعنی این که شیعه نسبت به اهل سنت فحاشی نکند و بالعکس. آیا لعن ونفرین بر خلفاء توهین و فحاشی نیست؟ یا این که منظور شما از فحاشی فحش خواهر و مادر است؟ آیا در زیارت عاشورا که برای حضرت حسین (رضی الله عنه) می خوانید وآن را جزء مراسم دینی می دانید، بر خلفای رسول الله صلی الله علیه وسلم لعن نیست؟ شما اولا خلفای رسول را ظالم دانسته و سپس آنها را لعن می‌کنید چنانچه در زیارت عاشورا مذکور است:
    پس صد مرتبه بگو: اللهم العن أول ظالم ظلم حق محمد ………… پس می گوئی: اللهم خص أنت أول ظالم باللعن منی وابدأ به أولا ثم الثانی والثالث… (زیارت عاشورا) آیا منظور شما از اولین ظالم و دومین و سومین، غیر از ابوبکر و عمر و عثمان است؟ در کدام دین و مذهب فحاشی و لعن و نفرین عبادت است؟؟؟.

    ۵- قزوینی اعتراف دارد که صحابه پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از او مرتد شدند وی می‌گوید اهل سنت نیز معتقد به ارتداد صحابه اند وسپس طبق عادت دائمی خویش یک قسمتی از روایتی را نقل کرده که خود ام المومنین عائشه گفته صحابه مرتد شدند. «ارتدت العرب قاطبه».
    لازم به ذکر است که بحث ما در مورد تهمت به ارتداد صحابه رضی الله عنهم است نه این که اصلا ارتدادی صورت نگرفته چرا که قران اعلان نموده که: «مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ…….» (مائده ۵۴).
    قران گفته کسانی مرتد می شوند و در بخاری نیز پیامبر بیان نموده، اما این مرتدین چه کسانی اند آیا خلفاء و عشره مبشره و دیگر صحابه که سالیان سال در کنار آن حضرت بودند نیز مرتد شدند؟ و آیا اهلسنت مرتدین را هم جزء صحابه می دانند؟ قزوینی بحث مرتدین و منافقین جدا از بحث صحابه است این مرتدینی که شما نام می برید، همان کسانی اند که منکر زکات شدند وبعضی ادعای نبوت کردند و خود ابوبکر صدیق به همراه صحابه با آنها جهاد کرد؛ اهلسنت که مرتدین را صحابه نمی دانند.
    اهلسنت به کسی صحابه می‌گوید که: به پیامبر ایمان آورده و با ایمان از دنیا رفته باشد لذا حساب مرتدین از صحابه جداست.
    لازم است آقای قزوینی در این زمینه مطالعه بکنند و بی باکانه سخن نگوید ؛ وصحابه را منافق نداند همچنین توصیه می شود به ماقبل و ما بعد روایات توجه کند:
    وقال محمد بن إسحاق: ارتدت العرب عند وفاه رسول الله صلى الله علیه وسلم ما خلا أهل المسجدین مکه والمدینه (البدایه والنهایه) در این روایت است که اهل مسجد الحرام و مسجد نبوی مرتد نشدند.
    فلمّا ارتدت العرب ارتد طُلَیحَه وأخوه سَلَمه ابنا أسد فیمن ارتد من أهل الضاحیه وادعى طُلَیحَه النبوه فلقیهم خالد بن الولید (تاریخ دمشق) طلیحه ادعای نبوت کرد و خالد بن ولید به دستور ابوبکر صدیق با او جهاد کرد.
    ارتدّت العرب، فقال بعضهم: نصلّی ولا نزکی، وقال بعضهم: نزکّی ولا نصلّی، (تاریخ دمشق) مرتدین بعضی منکر زکات شدند و بعضی منکر نماز شدند.
    ارتدت العرب قاطبه إلا ثلاثه مساجد المدینه و مکه و البحرین وناساً من نخع و کنده فمنهم من أبى أن یعطی الزکاه و منهم من أنکر الزکاه و منهم من أنکر کفره و ناصب المسلمین. (البدء والتاریخ) مرتدین غیر از مساجد ثلاثه بودند و بعضی منکر زکات شده…
    ولما ارتدت العرب إلا أهل المسجدین، ومَنْ بینهما وأناساً من العرب؛ (مروج الذهب)
    اهل مسجد مکه و مدینه مرتد نشدند.
    ارتدت العرب، إلا ما کان من أهل مکه والمدینه وصنعاء والجند وغالب الیمن وارتد قوم من أهل السَّواد حوالی المدینه، وهم أهل الیمامه وهم الذین قاتلهم الصَّدِّیق (تاریخ یمن)
    مرتدین اهل مکه و مدینه نبودند بلکه اطراف مدینه و اهل یمامه بودند که ابوبکر صدیق رضی الله عنهم با آنها جهاد کرد.
    همچنین آنچه از بخاری نقل کرده اید، منظور همین گونه مرتدین هستند.
    ای قزوینی خوب توجه کن که واقعیت این است نه آن طور که شما قضاوت کرده اید.
    ای قزوینی، بحث اهلسنت این است که شما معتقدید که تمام صحابه اعم از خلفای ثلاثه و عشره مبشره به علت این که با ابوبکر بیعت کردند وبه قول شما علی را کنار زدند، مرتد شدند، تا جائی که ملا باقر مجلسی بیعت با ابوبکر را به عذاب الیم تعبیر کرده و او را کافر و شقی گفته (جلاء العیون جلد ۱ صفحه ۲۱۲) و چون این ادعا باطل و بر خلاف قرآن است هرگز قابل قبول نمی‌باشد .
    اگر خلفاء مرتد شدند پس آن کسی که با آنها جهاد کرد چه کسی بود؟ آیا حضرت علی با خلفای ثلاثه جهادی داشته؟
    قرآن (مائده آیه ۵۴) کسانی را که در برابر مرتدین قیام می کنند چنین تو صیف کرده:
    ۱/ خدا آنها را دوست دارد (یُحِبُّهُمْ)
    ۲/ آنها خدا را دوست دارند (یُحِبُّونَهُ)
    ۳/ با مومنین مهربانند (أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ)
    ۴/ در مقابل کفار سر سخت اند (أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ)
    ۵/ جهادشان در راه خدا است (یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ)
    ۶/ از ملامت ملامت کننده نمی ترسند (وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَهَ لَائِمٍ) تمام این اوصاف در وجود صحابه رسول الله صلی الله علیه وسلم موجود بود که با فرماندهی حضرت ابوبکر صدیق با مدعیان دروغین نبوت و منکرین زکات جنگیدند ومصداق این آیه قرار گرفتند.
    آقای قزوینی توصیه می شود نهج البلاغه را بیشتر مطالعه کنید آنجا که حضرت علی جهاد بامرتدین و مدعیان دروغین و منکرین زکات را از خلافت و امامت مهم تر دانسته لذا خودش هم در کنار ابوبکر صدیق با مرتدین جهاد کرده:
    «فامسکت یدی حتی رأیت راجعه الناس قد رجعت عن الاسلام یدعون الی محق دین محمد صلی الله علیه و سلم فخشیت ان لم انصر الاسلام و اهله ان اری فیه ثلما او هدما تکون المصیبه به علی اعظم من فوت ولایتکم التی انما هی متاع ایام قلائل یزول منها ما کان کما یزول السراب او کما یتقشع السحاب فنهضت فی تلک الاحداث حتی زاح الباطل و زهق، واطمأن الدین و تنهنه» (نهج البلاغه نامه ۶۲ صفحه ۱۰۴۸)
    (از خلافت) دست نگه داشتم تا این که گروهی از مردم را دیدم که مرتد شدند و از اسلام بر گشته می خواستند دین محمد (صلى الله علیه وسلم) را از بین ببرند، ترسیدم اگر به یاری اسلام و مسلمین نپردازم رخنه یا ویرانی در آن ببینم که مصیبت و اندوه آن بر من بزرگتر از فوت ولایت و حکومت بر شما باشد چنان ولایتی که کالای چند روزی است که آنچه از آن حاصل می شود از دست می رود مانند آن که سراب زائل می گردد، یا چون ابر از هم می پاشد پس در میان آن پیش آمدها بر خاستم تا جلوی نادرستی و تباهکاری گرفته شده از بین رفت و دین آرام گرفته و باز ایستاد.
    این نامه حامل دو پیام است:
    ۱- حضرت علی خلفاء را مرتد نمی دانست چرا که تاریخ شاهد است که حضرت علی هیچ گاه با آنها جنگ و جهاد نداشته، بلکه در کنار صحابه و تحت فرماندهی ابوبکر صدیق با مدعیان نبوت و منکرین زکات، جهاد کرده.
    ۲- حضرت علی خلافت و امامت را از جانب الله و رسول الله (صلى الله علیه وسلم) منصوص نمی دانست و برای او زیاد مهم نبود زیرا در این نامه ولایت بر مردم را به (هی متاع أیام قلائل یزول منها ما کان کما یزول السراب او کما یتقشع السحاب) (کالای چند روزی که مانند سرابی زائل می شودومانند ابری که از هم می پاشد) تعبیر می‌کند.
    بنابر این،عقیده آقای قزوینی بر خلاف عقیده حضرت علی می‌باشد.
    آقای قزوینی شما که مدعی هستید شیعه تنها مذهبی است که بر گرفته از متن قرآن است، و بقیه مذاهب را باطل و خلاف قران و شریعت می دانید؛ می‌خواهم به شما بگویم که:
    اولا: همین قرآن در دو جا تمام صحابه رضی الله عنهم را بهشتی گفته:
    ۱/ «لَا یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَهً وَکُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى» (نساء ۹۵) خداوند هر دو گروه (مجاهدین و قاعدین) را وعده بهشت داده.
    ۲/«لَا یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَهً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَکُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى» (حدید ۱۰) خداوند هر دو گروه(کسانی که قبل از فتح مکه انفاق کردند وجهاد نمودند و آنهائی که بعد از فتح مکه انفاق و جهاد کردند) را وعده بهشت داده.
    الحسنی در این دو آیه، بهشت است به دلیل آیا سوره انبیاء: «إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى أُولَئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ».(انبیاء ۱۰۱)
    ما یقین داریم که: «إِنَّ اللَّهَ لاَ یُخْلِفُ الْمِیعَادَ».
    ثانیا: این کدام قرآن است که شما اسمش را می برید؟ اگر قرآنی است که ابوبکر صدیق آن را جمع آوری کرده وتوسط حضرت عثمان و سائر صحابه در دنیا منتشر شده، شما که خلفاء را مرتد کافر و ظالم می دانید پس چگونه به قرآنی که آنها جمع آوری و منتشرکرده اند، اعتماد دارید؟ واگر منظور شما قرآنی است که حضرت علی آن را جمع آوری کرده، وخلفاء در آن سهمی ندارند در این صورت باید به سمع شما برسانم که ملا باقر مجلسی نوشته که حضرت علی بعد از وفات پیامبر قرآن را جمع آوری کرد و به مسجد آمد و گفت: ای گروه مردمان، چون از دفن سید کائنات فارغ گردیدم بامر آن حضرت به جمع قرآن مشغول شدم… چون در آن قرآن چند آیه بود که در کفر و نفاق منافقان آن قوم و خلافت علی بن ابی طالب علیه السلام و فرزندان او صریح بود، عمر آن را قبول نکرد، سید اوصیاء خشمناک گردید و به حجره طاهره مراجعت نمود فرمود این قرآن را دیگر نخواهید دید تا حضرت قائم آل محمد علیه السلام ظهور نماید. (جلاء العیون جلد۱ صفحه ۲۱۳)
    آقای قزوینی، اینها را می‌خواهید چه کنید؟ قرآن اصلی هنوز وجود ندارد؟؟؟؟
    ثالثا: اگر ما امروز اسلام را برای یهود و نصاری وجهان کفر معرفی کنیم و آنها را به اسلام دعوت بدهیم و اسلام را به عنوان تنها دین مقبول معرفی نماییم ولی آنها در جواب ما بگویند اسلامی که شما از آن دم می زنید و رسولی که شما او را منجی عالم بشریت می دانید، شاگردان اوبعد از ۲۳ سال، گاهی ۳ نفرند و گاهی ۵ نفر، کسانی که یاران محمد را غاصب ظالم مرتد وکافر می دانند چه جوابی دارند؟ آیا معلمی که از میان هزارها شاگرد، فقط ۳ یا ۴ نفر قبولی داشته باشد، آیا از طرف آموزش و پرورش تشویق می شود یا توبیخ؟؟
    چگونه امکان دارد حوزه علمیه قم ۹۵ در صد قبولی داشته باشد اما حوزه و مکتب محمد رسول الله (صلى الله علیه وسلم) فقط ۴ یا ۵ درصد قبولی داشته باشد؟ آیا این انصاف است؟ چطور معقول است که رزمندگان دفاع هشت ساله در ایران مصداق: “مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ” (فتح ۲۹) باشند (چنانچه بار بار این آیه را در مورد آنها می خوانید) اما رزمندگان صدر اسلام که مستقیما مخاطبین قرآن بودند ؛ مصداق آن نباشند؟
    آقای قزوینی گفته این قرن را باید قرن تشیع نام گذاشت زیرا در در این دو سه دهه رویکرد جوانان تحصیل کرده و اساتید دانشگاها و علماء و بزرگان اهلسنت نزدیک به ۵ هزار برابر شده.
    اولا:آقای قزوینی مثل این که فراموش کرده اید که در جلسه خصوصی که می گفتید (همه منا هستند وأن المجالس بالأمانه) اعتراف کردید که از ۲۰۰ نفر طلبه طراز اول که به حج رفتند با وجود کلاس های مختلف، ۳۰ نفر از مذهب شیعه رو گردان شدند و شما آن را به (تلفات تعبیر کردید و انالله را خواندید) واز طرف دیگر مدعی هستد که نزدیک به ۴۰ هزار سایت اهلسنت (که شما از حربه انگلیس استفاده کرده و آنها را وهابی تعبیر می‌کنید) بطور شبانه روزی علیه شیعه کار می کنند، حالا شما بگویید که در ظرف یک ماه با وجود کلاس های مختلف ۳۰ نفر رو گردان شد چطور امکان دارد با وجود ۴۰ هزار سایت، قضیه بر عکس شود که سنی ها به طرف شیعه روی بیاورند.؟
    این غیر قابل قبول است لذا با این حرف ها اهلسنت را به تشیع دعوت ندهید چون همه می دانند…
    ثانیا:اگر منظور شما از علماء وبزرگان اهلسنت، تیجانی و امثال او می‌باشد، باید متذکر شوم اینها را شما بزرگ کرده اید ورنه آقای تیجانی که به عنوان علامه و عالم و دانشمند از او یاد می شود، او فردی است که با اسم کتاب های اهلسنت آشنائی ندارد چنانچه در کتاب (آنگاه هدایت شدم) اسم کتاب های اهلسنت را اشتباه نوشته به جای (الإصابه فی تمییز الصحابه، نوشته (الاصابه فی معرفه الصحابه) و به جای، اسد الغابه فی معرفه الصحابه نوشته (اسد الغابه فی تمییز الصحابه) چگونه او را علامه نام می برید. نامبرده تا وقتی که شیعه شده، هنوز کتاب صحیح بخاری را ندیده و در کتابخانه خویش آن را نداشته چنانچه در کتابش نوشته: به پایتخت رفتم و بخاری و مسلم و… را خریدم و در اتوبوس عمومی کتاب بخاری را گشودم … علی رغم میل باطنی روایت را یافتم (صفحه ۱۱۹) جناب قزوینی این آقای مجهول الهویه را که معلوم نیست قبلا چه اعتقادی داشته به رخ نکشید.
    اگر چنین است چرا از آیه الله سید ابوالفضل برقعی آن عالم فقید و مجتهد بزرگ شیعه که به اهلسنت روی آورده (به قول خودش دو بار ترور شده ولی جان سالم بدر برده) و چندین کتاب بر علیه عقیده قبلی خویش نوشته، حرف نمی زنید، می توانید کتاب های این شخصیت بزرگ را مطالعه کنید آن وقت خواهید دانست که صدها تیجانی، ناخن او نمی شود (گر چه شنیدم شما سنی شدن برقعی را تکذیب کرده اید و گفته اید او بخاطر فقر مالی،کتاب مختصر منهاج السنه را ترجمه کرده، اما کتاب های دیگر وی دال بر عدم صحت ادعای جناب عالی است. کتاب های معروف وی عبارتند از: ۱- عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول (نقد کتاب اصول کافی در چهار جلد) ۲- درسی از ولایت ۳- خرافات وفور در زیارت قبور ۴- نقد مفاتیح الجنان ۵- نقد دعای ندبه ۶- ترجمه خلاصه منهاج السنه ۷- زندگی نامه وی به قلم خودش.۷- درسی از ولایت و غیره
    نیز کسانی مثل: حیدر علی قلمداران – شهید دکتر مظفریان – شهید حجه الاسلام مرتضی رادمهر و غیره که نابغه بوده اند ولی باز هم در پی حقیقت.

    مناظره یا مباهله
    قزوینی گفته شما تنها پیش قاضی می روید و من بدون هیچ پیش شرطی برای مناظره با علمای اهلسنت حاضرم…
    اولا: اگر اهلسنت تنها پیش قاضی می روند ولی مثل این که شما هم مدعی هستید و هم قاضی هر طور که بخواهید قضاوت می‌کنید چنانچه برای همه هویدا است.
    ثانیا: این که جناب عالی مثل این که در شبکه المستقله امتحان خویش را پس دادید، آن جا که شکست خورده و لا جواب ماندید و همه بینندگان سنی و شیعه مشاهده کردند (سی دی هایش نیز موجود است می توانید دو باره نگاه کنید) تعجب می کنم چطور دوباره ادعای مناظره دارید ومی گویید که اگر اهلسنت ثابت کردند که ما در اشتباه هستیم، جرأت داریم به اشتباه خود اعتراف کنیم اما آن جا که اعتراف نکردید آیا این بار اعتراف می‌کنید؟؟؟ فکر نکنم، شما که شکست خود را شکست نمی دانید چطور اعتراف می‌کنید؟
    ثالثا: شاید یاد شما باشد که در کردستان، در جلسه ای که برادران کرد داشتند و شما نیز بودید،هنگامی که برادران کرد جواب شما را می دادند، شما آنها را تهدید کرده و از نظام مایه می گذاشتید که ما تذکر می دهیم و… ما در فلان جا چند وهابی را اعدام کردیم واز این حرفها . منظور این که بحث علمی را به دولت و نظام می کشیدید، من فکر نمی کنم دیدگاه شما عوض شده باشد و…
    رابعا: مناظره نکنید بلکه همانطور که شما در چاپ کتاب های خویش (اکثرا بر علیه اهلسنت وتوهین به خلفاء است) آزادی کامل دارید به اهلسنت ایران نیز این اجازه را بدهید و بگذارید این کتابها در ایران پخش شود در این صورت نیازی به مناظره نیست جوانان خودشان می توانند راه را از چاه تشخیص دهند اگر نمی ترسید چرا مجوز نمی دهید، آقای قزوینی چرا اهلسنت را مجبور می‌کنید که باید روی جلد کتابها ی خود جمله (ویژه اهلسنت) را بنویسند و الا مجوز چاپ نمی دهید.
    خامسا: صدا و سیما که رسانه ملی است ومختص شیعه نیست، ۲۴ ساعته در اختیار شما است و هر چی دارید می گویید وبه هر نحوی که بخواهید به اهلسنت و مقدسات آنها خواه به صورت طنز یا فیلم و سخنرانی، توهین می‌کنید و کسی نیست جلوی شما را بگیرد، اگر واقعا می‌خواهید حقایق روشن شود، به یکی از علمای بر جسته اهلسنت (به قول شما،امام جمعه ویا مدرس و مسئول حوزه ای باشد که ارزشش را داشته باشد) وبا اختیارات کامل و بصورت پخش مستقیم و بدون هیچ پیش شرطی، هر ماه فقط یک روز اجازه بدهید تا از عقیده خویش سخن گفته و دفاع کند آن وقت ببینید چه می شود.
    اما این که گاهی کسانی در صدا و سیما آورده می شود(آن هم دست پرورده خود شماست) که حتی عبارات عربی را نمی تواند بخواند و سخنانی می‌گوید که بر خلاف فقه خودش است و شما هم زیر نویس می‌کنید که وی از علمای بر جسته و طراز اول و… است واقعا بی انصافی می‌باشد، چرا علمای واقعی را نمی گذارید تا حرف بزنند و بدون سانسور پخش شود.
    سخن کوتاه: ما حتی برای مباهله حاضریم، جلسه را ترتیب داده از صدا و سیما اعلان نمایید.
    در آخر می‌خواهم بگویم که آقای قزوینی کسانی را که می توانند جواب او را بدهند و از صحابه دفاع کنند و از توحید خدا سخن بگویند و از خرافات باز بدارند، همه آنها را با نام وهابی بد نام می‌کند و مدعی است که وهابی ها دشمنان اسلامند و اصرار دارد که حساب اهلسنت از وهابی ها جدا است اما این بدور از انصاف است که هر کس را دلش بخواهد با این نام طرد کند چنانچه آقای قزوینی وامثال او علمای بلوچستان را در مجالس خصوصی و گاهی علنا ؛ وهابی می نامند، در کردستان بعضی را با نام سلفی و غیره از پیکره اهلسنت جدا می کنند با وجودی که در بلوچستان بعضی از سلفی ها را در مقابل مقلدین، حمایت می کنند . همچنین در مناطق ترکمن نشین بین بلوچ و ترکمن فرق قائل شده بلوچ ها را وهابی ومخالف عقاید ترکمن می دانند و می گویند ترکمن ها اعتقاد به تصوف دارند ولی بلوچ ها منکر تصوف می باشند. اما همه اهلسنت باید هوشیار باشند و دست به دست یکدیگر دهند و به سخنان دشمنان اسلام توجه نکنند زیرا آنها برای هیچ کس دلسوزی ندارند، هدف فقط ایجاد تفرقه است.
    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    اللهم أرنا الحق حقا وارزقنا اتباعه وأرنا الباطل باطلاً وارزقنا اجتنابه. وصلی الله تعالی علی خیر خلقه محمد وآله وصحبه أجمعین.

    یک طلبه اهلسنت که قلبش مملو از محبت و احترام
    به محمد (صلی الله علیه وسلم) و اصحاب و ازواج و اهل بیت اوست.

  52. مرتضي گفت:

    خدا لعنت کند نویسنده کتابی را که نام آن را روزهای پیشاور گذاشته است
    مناظره سلطان الواعظین بسیاری از کسانی را که ناآگاهانه در چاه ضلالت ملاهای بی دین و جهنمیان روزگار ،گرفتار بودند را در مسیر تعالی انسانیت قرار داد همین بس که خود مناظره کننده شما مجلس مناظره را با اشک وندامت از عمری که باعث تباهی بقیه گردیده بود ، ترک کرد
    امیدوارم این کتاب از روی این سایت برداشته شود
    کتابل شبهای پیشاور همچون خورشیدی تابان میماند که باعث مسلمان شدن بسیاری از گهراهان شده و خواهد شد
    مرتضی از شهر زاهدان

  53. حسین عبداللهی گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    اگر میخواهید با شخصیت جناب آقای محمد باقر سجودی آشنا شوید به شبکه های وهابی کلمه و نور مراجعه بفرمایید
    ایشان از شخصیتهای معروف آقایان وهابی هستنند که در عین بی سوادی بسیار ادعای علم هم دارند. لطفا اگر قصد گسترش آگاهی دارید از نویسندگان بی غرض و بی مرض استفاده کنید نه امثال ایشان

  54. سام گفت:

    خنده داره!
    اصلا لحن کتاب لحن یه نویسنده و رسمی نیست!
    خیلی خنده دار نقد کرده! انگار داره بحث و دعوا میکنه!

  55. نويدنوا گفت:

    سلام بر هم دوستان
    چیزی که حقیقت دارد همه میدانند ولی کسانی هستند که میخواهند بین دو مذهب نزاغ بوجود بیاورند و انها نیز خود لادین هستند برادران من چرا وقت خودرا صرف این حرف ها میکنید چرا در باره این فکر نمیکند که امروز جنگ بین کفر و اسلام است چرا با هم متحد نمیشوید

    • سه پیچ گفت:

      سلام
      وهابی+صهیونیزم پیوندتان مبارک!!
      دوست عزیز ما هرگز اهل سنت عزیز را در جرگه وهابیت بی غیرت نمی شماریم…
      شیعه+سنی+دو برادر مانند کوه پشت هم
      شیعه و سنی دو یار با همند

  56. شيخ عبداله گفت:

    لعنت خدا باد برکسانی که اولاد ها علی را در معر که جنگ رها کردن و پابه فرارنهادن انها شیعه ها بی غیرت بودن که فرار کردن

  57. hani گفت:

    نویسنده کتاب در میان انبوه کتب اهل سنت تنها دو کتاب صحیح بخاری و مسلم را از نظر روایات صحیح میداند(از نظر اهل سنت این دو کتاب از کتابهایی هستند که همسنگ قرآنند) و هیچ ایراد و اشکالی بر آن وارد نمیدانند.
    دو نمونه از روایات این کتاب را ببینید:
    ۱- حدیثِ «سنگسار کردن میمون به خاطر ارتکاب زنا»
    از دیگر احادیث بى پایه بخارى حدیث سنگسار کردن میمون است. نعیم بن حماد، از هشیم، از حصین، از عمرو بن میمون چنین نقل مى کند:
    در دوران جاهلیت، میمون زناکارى را دیدم که اطراف او جمع شده بودند و او را سنگسار مى کردند. من نیز به سنگسار او پرداختم. ( صحیح بخارى: ۵ / ۵۶٫– شماره ۳۶۳۶)

    ۲-حدیثِ «زناکار داراى ایمان، در واقع زنا نمى کند»
    یکى دیگر از روایات بى پایه نقل شده از سوى بخارى را در کتاب اشربه از صحیح بخارى مشاهده مى کنیم. وى چنین نقل مى کند:
    احمد بن صالح، از ابن وهب، از یونس، از ابن شهاب، از ابوسلمه، از عبدالرحمان و ابن مسیب نقل مى کنند که ابوهریره مى گوید:
    پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: مؤمن اگر مؤمن باشد، در حال ارتکاب زنا، در واقع زنا نمى کند. (صحیح بخارى: ۷ / ۱۹۰٫–شماره۵۲۵۶)

    (خود علمای اهل سنت اینگونه روایات رو رد کردند، اگر بگردید موارد بسیار عجیب تری رو پیدا میکنید.

  58. یوسف عزیزی گفت:

    http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=226641

    وقتی یک وهابی برای امام حسین(علیه‌السلام) گریه می‌کند!

    بعد از آنان خواستم کتابی به من معرفی کنند تا درباره‌ی شیعه بیشتر تحقیق کنم. آنها کتاب المراجعات و شبهای پیشاور را به من معرفی کردند. آن کتاب ها را تهیه کردم و شروع کردم به خواندنشان .
    مطالب آن دو کتاب را که می خواندم برای اینکه ببینم مطالبی که از کتاب های اهل سنت نقل می کنند صحیح است یا نه، فورا مراجعه می کردم به کتاب‌ های اهل سنت یا به نرم افزار المکتبه الشامله و با کمال تعجب می‌دیدم مثل اینکه این روایات، واقعیت دارد. برای من سوال پیش آمده بود که چرا بعد از این همه سال، این روایات دور از چشم ما بوده و ما ندیدیم؟‌ و اگر هم مواردی از این دست می دیدیم و از علما می پرسیدیم، خیلی راحت از کنار اینها می گذشتند و یا توجیه می‌کردند مثلا می گفتند: این فضیلت است نه رذیلت. در حالی که بر عکس بود .
    این ها را که خواندم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. ۶ ماه دقیق این کتاب ها را مطالعه کردم و با خودم فکر می کردم، شیعیانی که سالهای سال آنان را تکفیر می کردیم آیا با این دلائلی که از کتاب های ما دارند باز هم واقعا کافر و مشرک هستند؟ یعنی ما بیست و چند سال راه را اشتباه می رفتیم؟‌

  59. محمد امین گفت:

    کتاب شبهای پیشاور کاملا حقیقته، که به خود قرآن هم ثابت میشه
    سوال؟!
    وجود آیه تطهیر اگر برای اهل بیت و ائمه اطهار نیست، پس در وصف ابوبکر و عمر و عثمان است، که عثمان بخاطر این همه کثافت کاری می کشنش!
    یا در وصف ابوبکر و عمر هست که خون به دل پیغمبر کردن، که پیغمبر برای صلح مجبور به ازدواج با این قبایل شد!
    دوستان اهل تسنن!
    اگر به حج رفتید، حتما درب خانه علی ع را ببینید که وهتبیون ملعون آن را پوشانده اند تا کسی متوجه نشود تنها دربی که به داخل مسجد باز میشده است درب خانه حضرت علی ع بوده!
    یا روضه الجنه بین منبر پیغمبر تا درب خانه علی ع است!
    یا اگر رفتید بقیع، وهابیون نمیگذارند حتی قبرها را ببینی و میگویند حرکت کن! اما سر قبر عمر خرما پخش می کنند!

    پس آیه اطیعوا الله و اطیعوا رسول و اوللامرمنکم بغیر از علی ع کیست؟!

    بهرحال شما میدانید، پس عوام فریبی نکنید!
    بهر حال شیعه شمارا به مناظره با بزرگان شما دعوت میکند!

    بخدا قسم، دیدم زمانی که شخصی از برادران اهل سنت را که مرده بود، داخل گور می کردند و یکی از بزرگانشان در گوش میت میگفت، حق با علیست!

    اما بنظر من خیلی دیر بود!!!

  60. حسین گفت:

    سلام دوستان اگه کسی به مطالعه کتاب وزین شبهای پیشاورموفق شده باشد میداندکه یکی ازشروط سلطان الواعظین وعلمای اهل سنت استنادبه قران وکتب موردوثوق طرفین است من که به عقل وهوش نویسنده روزهای پیشاورحسرت خوردم که درمجالس بحث علمای اهل سنت باداعی هیچکدامشان متوجه عدم انتساب فلان عالم به خودشان وکیششان نشدندومطالب موردادعای ایشان راذکرنکردندمگرازریشه منکرچنین جلساتی بشویم مطلب دیگرعزیزدل ملاک برای ماتمام اعمال ورفتاریک فرداست درطول حیاتش نه فقط یک برهه یعنی به صرف همسری رسول اکرم ص یاهمراهی درغاروشرکت درغزوات برای ماموجب رجحان وبرتری نمیشود

  61. عبدالله گفت:

    آیه ی تطهیر اصلا آیه نیست و بریده شده. کل آیه را ببینین تا بدونین این آیات در مورد زنان ژیامبره و طبق اینٰ زنان از اهل بیت هستند:
    یا نساء النبی لستن کأحد من النساء إن اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا وقرن فی بیوتکن ولا تبرجن تبرج الجاهلیه الأولى وأقمن الصلاه وآتین الزکاه وأطعن الله ورسوله إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا } .

  62. سلطان گفت:

    اقای یاسر انصاری خوب برای خودت داستان میبافی دوستان گول این اقارو نخورید اولا خیلی از حرفاشو بدون سند گفته یعنی تو کتابها نیست بافته تا با بقیه حرفاش به خورد من وتو بده شما خیلی راحت میتوانید با مراجعه به سایت موسسه تحقیقاتی ولیعصر به جواب باسند ومدرک برسید نه حرف الکی برای ما فقط سند ومدرک مهمه هر حرفی که میزنی باید سند داشته باشه شیعیان عزیز وبرادران اهل سنت خواهشا یکبار به این سایت سر بزنید وبه دنبال سوالات خود باشید فقط ببینید چقدر باسند تمام جوابها را داده واصلا از خودش حرف نزده واز خودش قران را تفسیر نکرده وگول این انصاری رمان نویس را نخورید درضمن باز هم اگر خواستید به من زنگ بزنید تا جواب شبهات رابدهم با سند ومدرک از کتب اهل سنت ۰۹۳۵۷۷۵۶۶۵۱

  63. مهدی گفت:

    مرگبر وهابی های زنا زاده.

  64. وحید گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    آقای عبداالله پاسخ شما در مطلبی که در خصوص آیه تطهیر آوردید در کتاب شبهای پیشاور کامل آورده شده
    کتاب روزهای پیشاور را کمی خواندم باعث شد تا اعتبار شبهای پیشاور نزد من چند برابر بیشتر شود. لازم به ذکر است بنده بتازگی مسلمان شده ام و نظرات شیعه و سنی را مطالعه نموده. اهل سنت را دارای تلقی سطحی و ساده از اسلام یافتم و تشیع به نظرم عمیق تر و به حقیقت نزدیک تر آمد
    اللهم عجل لویک لفرج

  65. abooanwar گفت:

    اگه کسی واقعا دنبال حقیقت باشه کتابی هست بنام مناظره امام جعفر صادق ع بایک رافضی که نسخه خطیشو از کتابخانه دمشق پیدا کردن وبه شکل پی دی اف در آوردن خیلی از چیزها روش ن میشه.کسی خواست به ایمیلم تکست کنه من دارم.براش میفرستم.

  66. اسماعیل گفت:

    نمیدونم چرا شیعه قرآن رو با احادیث تفسیر میکنه درحالی که قانون خود ائمه اهل بیت سنجش حدیث براساس قرآن هست. برای بهتر فهمیدن اینکه شیعه درحال حاضر چقدر پرت و منحرف شده کتاب های علامه برقعی رو بخونین که واقعا فوق العاده هست. از خوندن نظرات مخالف نترسین.. بخونید آقاجان اعتقادات شوخی نیست..
    کتاب عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول. خیلی خوبه تماما کتابای حدیث شیعه رو از درجه اعتبار ساقط میکنه.
    بعدش خرافات وفور در زیارات قبور رو بخونید.
    اگه از اعتقادتون دست نکشیدین واقعا تعصب دارین.
    بخونید آقا بخونید منکه واقعا هدایت شدم.. ومن الله التوفیق

  67. offer گفت:

    با سلام ؛ اگر برادران اهل تسنن نوشته بودند جای بحث داشت اما وهابی ها خارج شده از اسلام و خیلی پست اند حتی علمای اهل تسنن هم ابن تیمیه را لعن کرده و پدر و برادر عبدالوهاب نیز در رد او چه حرفها که نزدند ابن تیمیه کثیفی بود که امام علی (ع) را گناهکار می خواند . سنی و شیعه برادرند و در این شکی نیست اما این نزاع خانوادگی است نه عمومی که هر انسان مشرک و نجسی به خودش اجازه دخالت بدهد بروید فتاوای وهابیان را ببینید . شب های پیشاور باعث نزدیک تر شدن شیعه به سنی می شود نه دور تر شدن .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.