دانلود رایگان در کتابخانه تاریخ ما

دانلود کتاب ناگفته‌هایی از کوروش بزرگ

کاربران به محتوای این کتاب اعتراض دارند.

نام کتاب

ناگفته‌هایی از کوروش بزرگ (‏دانلود+)

نویسنده

بهمن سوشیانت (بهمن انصاری)

درباره کتاب در این کتاب به بررسی رفتارها و وجناتی از کوروش هخامنشی میپردازیم و نکاتی را بازگو میکنیم که اکثر پژوهشگران در قرن اخیر برای استفاده ابزاری از نام کوروش، تعمدا آنها را مخفی نگاه داشته‌اند.

رمز ( پسورد )

www.tarikhema.org

????? حجم دانلود کتاب

۱۸۰ کیلوبایت (KB)

قالب کتاب

PDF – پی دی اف

منبع الکترونیکی

تاریخ ما

به درخواست بیش از حد بازدیدکنندگان، لینک برداشته شد.
مسعود اکبری


95 دیدگاه در “دانلود کتاب ناگفته‌هایی از کوروش بزرگ”

  1. فرزند ایران

    اقای بهمن سوشیانت من مطمئن هستم که اسم واقعی شما ابو زیاد نجف آبادی هستش و کلا شما عرب و عرب نوازی. ولی به این نکته مهم توجه داشته باشید که شاید در مقطعی شما عربها توانستید ماهیت ما را عوض کنید ولی حتما بدونید اصلیت ما قابل عوض شدن نیست ما ایرانی هستیم ما فرزندان کوروش کبیر هستیم پس لطفا کاسه کوزه رمالی و فال گیری و دعانویسی تون از خاک پاک ایران جم کنید برید همون عربستان خودتون که دیس های ملخ سرخ شده و سگ آب پز منتظرتون هستن ایران دیگر هیچ بهایی به شما عربهای بدوی نخواهد داد

    [پاسخ]

    Reply

  2. حدیث

    دوستان واقعا برای همتون متاسفم . همتون سر کارید چه طرفدار های کوروش چه طرفدار های نویسنده . فقط می تونم دعا کنم روزی به راه راست هدایت بشید . بیچاره ها همتون بازیچه غربید که با این کار ها سرگرمتون نگهتون دارند و متاسفانه موفق شده اند …

    [پاسخ]

    Reply

  3. عشق من كورش من

    هرگز نخواب کوروش

    دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد

    بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

    کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست
    حتی دل دماوند، آتش فشان ندارد
    دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت
    رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد

    روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
    زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
    بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
    گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد

    دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
    نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد

    دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت
    بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد

    آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است
    اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد

    سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
    اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد

    کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید
    شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

    هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی
    بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد

    [پاسخ]

    Reply

  4. خشایار

    من از مدیر سایت میخوام که هرچه سریع تر جلوی این مقاله توهین آمیزو بگیرد واقعا نمیدونم چرا مدیرسایت داره با این نویسنده همکاری میکنه . برای همه ما ثابت شده که این نویسنده یک کینه از کورش بزرگ داره . ازتون خواهش میکنم نوشته هایی که از طرف هرکسی ارائه میشه بخونید وبعد در سایت قرارش بدین واقعا نمیدونین وجه سایتتون داره با این مقاله خراب میشه.

    [پاسخ]

    Reply

  5. سروش

    نویسنده این کتاب برای سطر به سزر جملاتش منبع تاریخی اورده بود
    یعنی هیچ چیزیرو از خودش ننوشته بود همه اینا تو تاریخ اومده
    متاسفم که لینک دانلود حذف شد

    کسایی هم که فحش دادن تربیت کوروش رو داشتن نه؟ کوروش گفته فحاشی کنید به منتقد اره ؟

    [پاسخ]

    Reply

  6. مهیار

    .
    ریچارد فرای در دهه ۱۹۷۰ در هنگامی که در دانشگاه پهلوی شیراز به تدریس اشتغال داشت بناگاه تدریس را رها کرد و به شغلی آزاد (مدیریت یک سوپرمارکت) روی آورد و سه سال بعد به اصرار و دعوت دانشگاه هاروارد بار دیگر به تدریس در این دانشگاه پرداخت. دکتر ویلیام پیرویان استاد دانشگاه آزاد اسلامی کرج تعریف می کرد که زمانی در امریکا در جلسه سخنرانی فرای حضور داشتم. پس از سخنرانی ایشان و به هنگام پرسش و پاسخ اجازه خواستم سوالی شخصی از ایشان بپرسم. ایشان اجازه داد و من از علت ترک درس و دانشگاه در آن سالها سوال کردم. ایشان پاسخ داد:

    روزی در یکی از خیابانهای شیراز قدم می زدم. به در مغازه گوشت فروشی رسیدم که در کنار آن آرایشگاهی قرار داشت. دیدم بین صاحب گوشت فروشی و جوان مشتری آرایشگاه دعوایی پیش آمده است. قصاب از آن جوان می خواست که موتورش را از مقابل سلمانی بردارد چون ممکن بود هر آن ماشین گوشت از راه برسد و جوان نیز می گفت بگذار کار من با سلمانی تمام شود بعدا موتور را برمی دارم. دعوا بالا گرفت و قصاب به مغازه رفت ساطور برداشت و در این میان ساطور به سر جوان خورد و جان داد. من تمامی این اتفاقات را شاهد بودم. بسیار متاثر شدم. از آنجا رفتم ، کاری داشتم انجام دادم و بعد از چند ساعت که بازگشتم دیدم هنوز ازدحام مردم وجود دارد. از یکی از حاضران سوال کردم که چه شد؟ آن شخص جواب داد جوانی به همسر این قصاب نظر سوء داشته و قصاب او را کشته است. من که حادثه را از ابتدا تا انتها دیده بودم می دانستم که اینگونه نبود. ناگهان شوکی به من وارد شد. حادثه ای که چند ساعت بیشتراز وقوع آن نمی گذشت چنین تحریف شده بود. من چگونه می خواستم حوادث سه هزار سال قبل را بشناسم. تمام دانسته های من به جهل تبدیل شد. باعث شد تدریس را رها کنم و به مغازه داری روی آورم.

    [پاسخ]

    Reply

  7. کورش

    درود نمیگویم زیرا لایق آن نیستی , نام سوشیانث را بر خود گذاردی که چه بشود؟ آیا این نشانه علاقه تو به فرهنگ پارسی است؟ چرا از نام تازی خود گریزانی؟ گیرم که کورش را در نظر ایرانیان کوچک شمردی , اسطوره جایگزینت کیست برای ای ملت؟
    عمر با لشکر بیشمارش نتوانست فرهنگ ایران را نابود کند ,چنگیز و تیمور و اسکندر نیز همچنین.
    تو و کارفرمایانت که عددی محسوب نمیشوید.

    [پاسخ]

    Reply

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.