دانلود رایگان در کتابخانه تاریخ ما

دانلود کتاب پله پله تا ملاقات خدا، عبدالحسین زرین کوب

نام کتاب

پله پله تا ملاقات خدا (دانلود+)

نویسنده

دکتر عبدالحسین زرین کوب

موضوعات

درباره زندگی، اندیشه و سلوک مولانا جلال الدین رومی + نقد و تفسیر + شعر فارسی + قرن هفتم + تاریخ + عرفان + اسلام + 

رمز ( پسورد )

www.tarikhema.org

تهیه توسط

انی کاظمی

حجم کتاب

۵۱۴۵ کیلوبایت (KB)

قالب کتاب

PDF – پی دی اف

منبع الکترونیکی

تاریخ ما

پله پله تا ملاقات خدا کتابی‌است نوشتهٔ عبدالحسین زرین‌کوب. این کتاب در مورد زندگی، اندیشه و سلوک مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (رومی) می‌باشد. عبدالحسین زرین‌کوب در این کتاب بر خلاف سایر تألیفات خود از دادن مراجع و منابع مختلف و متعدد در داخل کتاب خودداری کرده و همه مطالب را به قلمی بسیار ساده، روان و عامه فهم نوشته‌ است. عنوان کتاب یادآور این بیت دفتر سوم مثنوی معنوی است: از مقامات تبتل تا فنا، پله پله تا ملاقات خدا.

این کتاب دارای ۴۰۰ صفحه و ۱۰۰بخش است. این کتاب در سر فصل های «بهاءولد و خداوندگار» «هجرت یا فرار «لالای پیر در قونیه» «طلوع شمس» «غیبت بی باز گشت» «رقص در بازار» «حسام الدین و قصه مثنوی» «عبور به ما وراء شعر» «از مقامات تبتل تا فنا» و «سال های پایان» منتشر شده است.

گزیده ای از فسمت ۹_از مقامات تبتل تا فنا :   تصوف خود او تصوف رایج در بین اهل خانقاه نبود. شیوه مشایخ صاحب خانقاه را که در ارشاد مرید نو راه خدمتهای سخت چون پاک کردن طهارتجای- فراشی- طبخ طعام صوفیان- دوختن خرقه های پاره آنها-    و اقدام به زنبیل گردانی و گدایی به خاطر اطعام آنها بر وی الزام می کرد نمی پسندید  و آن ها را به شدت انتقاد می کرد .   حتی رسم چله نشینی را هم که  در این خانقاه ها معمول بود و خود او یکچند به اشارت سید بدان تن داده بود    با نظر انکار می نگریست و ظاهرا مثل شمس که چله داران خانقاه ها را پیرو طریقهء موسی می خواند –این رسم را در طریق فقر  محمدی    جایز نمی شمرد .از طریقهء درویشان دوره گرد رفاعی که با نمایش    دادن کارهای   کرامات گونه موجب حیرت و اعجاب خلق می شدند نفرت داشت و یک بار حتی کراخاتون رابه خاطر آنکه به تماشای آنها رفته بود ملامت سخت کرد       .  بیشتر سلوک متوحدانه را توصیه می کرد.احوال مشایخ گذشته و حکمتهای منقول از آن ها را برای سالکان راه سرمشق عملی و مایهء اعتماد      در طی منازل سلوک تلقی می کرد.یاران را به التزام شریعت و به التزام جوع و فقر و   به اجتناب از هرگونه تظاهری که اخلاص عمل را مشوب سازد الزام می نمود . صبغه یی از فکر اهل ملامت و جلوه یی از طریقهء اهل فتوت همه جا در طریقهء او بچشم می خورد تربیت صوفیانهء او از مریدان  سالکان بی ادعا و طالبان راستین راه خدا به وجود می آورد آنها را به تسامح و تواضع که مقدمهءکسر نفس و مرگ قبل از مرگ بود می خواند . خدمت محتاجان  شفاعت مجرمان و سعی در تر بیت و تهذیب کسانی که تغافل جامعه آن ها را از تربیت و کمال محروم داشته بود، در تصوف او مفهوم فتوت را به مرتبه عالی می رساند    شمس و حسام الدین هر دو بیکسان در این تصوف نمونهء کمال محسوب می شدند سلوک مولانا طریقت را از شریعت جدا نمی ساخت و بدون التزام شریعت نیل به حقیقت    را که   هدف    سلوک است ممکن نمی شمرد در عین حال وی شریعت را همچون   شمع می دانست    که    را پر پیچ و خم و تاریک و باریک طریقت را جز به نور آن نمی توان طی کرد اما اگر انسان قدم در این راه   نمی نهاد  به   طی کردنش نمی پرداخت مجرد تحصیل شمع برایش موجب نیل به مقصد نمی شد .مقصد نیز حقیقت بود و وقتی نیل بدان حاصل می آمد طریق و شمع هر دو ضرورت خود را از دست می دادند . شریعت به اعتقاد وی   علم بود و طریقت عمل بود اما حقیقت جز وصول الی الله که متضمن لقای رب است نبود . و چون آدمی از این حیات یعنی حیات جسمانی که شریعت   به آن ناظر بود می مرد و مرگ پیش از مرگ او را حیات دیگر می بخشید آنگاه به قول مولانا در مثنوی ((شریعت و طریقت از او منقطع می شد و حقیقت می ماند)).


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.