دانلود کتاب زندگی ابوبکر صدیق

نام کتاب

ابوبکر (جهت دریافت کلیک کنید)

نویسنده

محمد عبدالرحمن قاسم ترجمه:اسحاق دبیرى

موضوع

اسلام + ابوبکر + خلفا راشدین + اهل سنت

پسورد یا رمز

www.tarikhema.ir

جلد

۱

حجم

۲۸۷۴کیلو بایت

قالب

PDF

لینک تصحیح شد
مسعود اکبری

655 دیدگاه برای «دانلود کتاب زندگی ابوبکر صدیق»

  1. سلام بر تو ای محمد(صلی الله علیک و علی آلک) گواهی میدهم که تو بنده و فرستاده خدایی و پیام خدا را بی کم و کاست به ما ابلاغ کردی و از آنجا که پیامبر خدایی و تمام آنچه پس از خودت رخ داد را پیش بینی میکردی
    برای هدایت امتت و شناساندن مومن از منافق و سره از ناسره امانتی گرانبها به نام فاطمه زهرا(سلام الله علیها)را باقی گذاردی و فرمودی:فاطمه(س) پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده و هرکس مرا بیازارد خدا را آزرده است.
    و بدین گونه تا قیامت به ما شناساندی خوب را از بد و مومن را از کافر
    اما گروهی که دلهاشان مملو از بغض تو و خدایت بود و تو و دینت را تنها دست آویزی برای کسب حمایت مردم میدانستند پس از مرگت حتی تا زمان تدفین پیکر مبارکت نیز صبر نکردند و بدانگونه فاطمه ات را نواختند و سخنانت را ارج نهادند
    و دریغ و حسرت که که هم اکنون نیز گروه کثیری از امتت که خودشان را پیرو تو خوانند همان اشخاص را رهبر و الگوی خود قرار داده سخنانت را به هیچ می انگارند آنهم زمانی که درستی نقل قول هایت به تواتر ثابت شده و کتاب های عالمان خودشان نیز آن را تایید کرده است
    درود بر تو ای مظلوم ترین فرستاده خدا….

    [پاسخ]

  2. آقای متین
    از اونهایی که این همه روایت و حدیث برای نجات اسلام توی سرت کرده اند، و تا دندان برای مبارزه با برادران دینیت مسلحت کرد ه اند ،بپرس اگر غم دین دارند چرا در برابر هتک حرمت اصل دین یعنی توحید بی تفاوتند اما
    برای احترامی که ما برای اصحاب پیامبر قائلیم پرشان سیخ می شود؟
    وگرنه می دانم شما هم یکی مثل خودم و در برابر تندروی کاری نمی توانی بکنی ، فقط گفتم که بدانی دغدغه وحدانیت خداوند برتر از صورت و پهلوی زهراست که روی منبرها بخوانند وشما گریه کنید، وای به حال مکتبی که شجاعت ومنطق و ایثار و تمام آنچه که آنرا جهانی می کند،از آن بگیرند و فحش ولعن و گریه و ناله و شرک به جایش بگذارند.

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱:۵۳ ب.ظ:

    @محمد, عزیز
    اولا درباره درخواستت باید بگم کسانی که منو به قول شما تا دندان مسلح کردن عبارتند از بخاری و مسلم نیشابوری و ترمذی و ابن ابی الحدید و…که تا اونجا که میدونم روات بزرگ اهل سنت هستند…
    دوما یه کم انصاف هم چیز خوبیه برادر من!شما میاید تنها با اتکا به منطق خودتون و ابن تیمیه اساس ایمان ما یعنی توحید ما رو زیر سوال میبرید.این هیچ اشکالی نداره! اما اگر ما بیایم با استناد به کتب ثقه (خود اهل سنت)
    چند سوال رو مطرح کنیم (اونم در جواب خودتون) داد و فریادتون بلند میشه که داری با برادران دینیت مبارزه میکنی؟؟؟؟ آیا این انصافه؟
    سوما درباره گریه برای حضرت زهرا(س) باید بگم عشقه جانم.عشق! خود شما اگر خدای ناکرده دور از جون یه عزیزت رو از دست بدی ناراحت نمیشی و اشک نمیریزی؟
    فکر نمیکنم مسخره کردن کسی که در غم عزیزش داره اشک میریزه کار درستی باشه! ما در غم کسانی اشک میریزیم که بزرگترین معلمان توحید و وحدانیت خدا بودن و اگر دوستشون داریم هم به همین دلیله…
    موفق و موید باشی

    [پاسخ]

  3. جناب آقای متین :
    انگار خداحافظی کرده بودم ،اما ناچارم دوباره بنویسم ببخشید
    درنوشته هایت جایی در مورد آن گفته بودی که امروز هم اگر لازم باشد دوباره مسلمانان متحد می شوند ، کشتن شیعیان در کشورهای سنی مذهب را تند روی گفته بودی اما بگذار من کمی تغییرش دهم و بگویم این القای استعمار پیری است که سالهاست می خواهند این درگیریها باشد و امروزه روز به روز به هدفهای نامردانه شان نزدیک تر می شوند،بعله به آنها می گویند کشتن رافضی ها ثواب دارد و توی گوش ما هم یواشکی می گویند آنها چون ولایت را قبول ندارند نه نمازشان قبول است نه عبادتشان ،اصلا به بهشت نمی روند،به پیشرفته ترش هم می رسند بستگی به پذیرش ما دارد،وما هم پشت قبرستان بقیع می رویم ومقدسات آنها را با چند جمله می کوبیم و نمیدانیم عروسک خیمه شب بازیی شده ایم که گرداننده هایش آنهایی هستند که اینطرف دنیا دعواهای مذهبی راه انداخته اند برای غارت منابعمان،سوریه و بحرین را ببین،
    ببین جای اتحاد باقی میگذارد این دعواهای نا تمام؟ چرا اینقدر اصرار بر اثبات وجود اختلاف در صدر اسلام داری ،شما که به نظر برادری با هوش و با مطالعه هستی،امروز بعضی از افراد شیعه یا سنی با عقاید مسیحیان بهتر کنار می آیند تا مسلمانان و مگر استعمار چه می خواهد؟
    من چند سال میان مردم جزیره قشم زندگی کرده ام که اکثرا سنی هستند ، این جزیره با وجود جمعیت زیاد هنوز یک بیمارستان تخصصی ندارد، اگر زنی نصف شب درد زایمان داشته باشد باید با قایق به بندر عباس برده شود و یا بیماران بد حال دیگر،آشنایی داشتیم ماهیگیر بود ۳۳ ساله .چند ماه پیش روی آب تصادف کرد و دو تا پاش شکست ،۵ ساعت بعد از تصادف زنده بود و توی یک درمانگاه عادی فقط سرم بهش وصل بود،تا مرد،چون گفتند پزشک ارتوپد از بندر داره میاد و نیامد .
    چه ربطی به بحث دارد؟
    الآن توی همین جزیره در یک مساحت زیاد با مصالح عالی ، دارند حوزه علمیه ای می سازند که بیا و ببین؛ جرم او چه بود که محروم ماند از یک کمک پزشکی؟
    به خدا همان خدای ما را می پرستید و همان قرآن را می خواند و رو به همان قبله نماز می خواند،آن هم سر وقت.
    فرقی ندارد ،تبعیض هایی از نوع مخالفش هم در کشور هایی که نوع حاکمیت متفاوت است بر قرار است . آنوقت وقتی یادم میآید وارثان دینی که حقوق غیر مسلمان هم در آن محفوظ است به واسطه کینه های تاریخی هنوز هم از هم انتقام می گیرند می پرسم چرا؟تا کی؟و به نفع کیست؟

    [پاسخ]

  4. در حال حاضر وقت این بحث و جدلها نیست الآن کل اسلام در خطره الآن مشکل بزرگ دنیای اسلام فلسطینه.عدم وجود وحدته.
    صهیونیسم جهانی عاشق این بحث و جدله که خوب سر مسلمونها رو به خودش مشغول کرده.دشمن اصلی ما استکبار جهانیه.
    بیایید دشمن اصلی رو از پیش رو برداریم بعدا راحت بشینیم سر خلافت علی و ابوبکر آیه و حدیث نازل کنیم.از خواب غفلت بیدار شوید.
    الآن زمان بیداری اسلامی است.
    اللهم عجل لولیک الفرج.

    [پاسخ]

  5. علت پیروزی حزب الله در جنگ ۳۳ روزه نه با اسرائیل بلکه با کل دنیا استکبار شهادت سرخ عاشورا و انتظار سبز مهدویت بود. هر حزبی یا هر قومی تا این دو پرچم غرورآفرین را در دست دارد میتواند بر کل دنیای کفر پیروز شود.
    هر کس تفکر حسین(ع) در سر دارد و سربازی فرزندش مهدی را آرزوی خود میداند خواه مسلمان باشد خواه مسیحی همیشه پیروز است.
    طبق فرموده امام خمینی ما مکلف به تکلیفیم و مثل حسین در راه نجات دین خدا چه کشته شویم چه بکشیم در هر دو حال پیروزیم.
    با کدامین سیره ابوبکر و عمر مشود تنها در مقابل تمام دنیا کفر ایستاد؟
    اگر میشد ایستاد ۶۵ ساله که فلسطین مظلوم در چنگال صهیونیسم در اشغال نبود.
    اما در جنوب لبنان نصراله ثابت کرد که میشود مثل حسین با یاران اندک در مقابل کل دنیای کفر ایستاد و سر را بالا گرفت.
    لبیک یا حسین یعنی کاری که حزب الله انجام داد.
    الآن زمان عمل کردن است نه شعار دادن که عمل کردن فقط کار حسینان هست و بس.

    [پاسخ]

  6. با سلام
    در تائید و تکمیل صحبت های خواهر عزیزم باید بگم که بله منم بحث توطئه استعمارگران رو قبول دارم.اما یه نکته ای که شاید ما کمتر بهش توجه میکنیم اینه که چرا استعمارگران(میتونن) ما رو بندازن به جون هم اما خیلی کشورهای دیگه رو نه؟مثلا چرا نمیتونن کاری کنن که هندوها بیوفتن جون هم و همدیگه رو تکفیر کنن و بکشن؟تا حالا به این جنبه از موضوع توجه کردید؟ آیا مشکل از اسلامه؟قطعا نه.به نظر من ریشه این مساله برمیگرده به روحیات و فرهنگ ما و مشکل بزرگی به نام کم طاقتی و عدم سعه صدر.چیزی که اسلام بیچاره این همه به اون سفارش کرده اما ما هیچ توجهی بهش نداریم…
    میدونید کی به وجود این مشکل ÷ی بردم؟وقتی نوجوان بودم یه بار با برادر بزرگم که اون موقع آلمان بود از ایتالیا با کشتی رفتیم مصر.همراه ما دوتا از همکلاسی های برادرم اومده بودن که یکیشون ایرانی بود یکیشونم سوئیسی.وقتی به بندر اسکندریه رسیدیم بعد از ÷یاده شدن از کشتی یه باربر مصری وقتی فهمید ما ایرانی هستیم گفت:کل ایرانیین حمار.دوست برادرم(ایرانیه) هم عصبانی شد و گفت ابوک حمار امک حمار کل مصریون حمار..خلاصه میخواستن با هم دست به یقه شن که از هم جداشون کردن.بعدازاین جریان سوئیسیه که عربی بلد نبود و نمیدونست جریان از چه قراره بهم گفت جریان چی بود؟منم گفتم گفته ایرانیا همه خرن.بعد گفت:خوب نادر(دوست برادرم)چی جواب داد؟منم گفتم اونم گفت بابات خره مادرت خره و…! بعد یه سوال ازم ÷رسید که واقعا جوابی واسش نداشتم.گفت خوب اون یه توهین کرد اینم جوابشو داد.دیگه چرا با هم درگیر شدن؟؟؟؟بعد گفت ببین شما ایرانی هستید اونا هم مصری یعنی وارثین دو تمدن عظیم اما ببین الان کشوراتون چه حال و روزی دارن!من فکر میکنم مشکل بزرگ شما مسلمونا اینه که ((((حرف زدن بلد نیستید)))) و خیلی زود متوسل به خشونت میشید!
    دیدم کاملا راس میگه.مشکل ما کم ظرفیتی و کم طاقتیمونه.
    درباره بحث خودمون شما یه بار دیگه این تا÷یک های اخیر رو مرور کنید.
    بعضی دوستان میان توحبد ما رو زیر سوال میبرن و میگن شما مشرکید ماهم جواب دادیم و گفتیم آقا جان دلایل ما ایناست.یا یه سوالاتی رو مطرح کردیم.مثلا گفتیم این آدم دو تا دشمن(علی(ع)و معاویه)رو همزمان قبول داشته باشه آیا تناقض نیست؟یا این که زهرا خانوم بحث عایشه رو مطرح کردند ماهم یه سری حدبث از کتب ثقه خود اهل سنت رو گذاشتیم وگفتیم علمای خودتون میگن ایشان همچی آدمی بوده و…
    اما به جای اینکه کسی جوابی بده و بگه مثلا شما به این دلایل داری اشتباه میکنی یکی میگه تو احمقی! یکی میگه تو جاهلی!یکی میگه تو مشرکی!یکی میگه چی گیرت میاد!یکی میگه تو وابسته به فلان حزبی!یکی میگه ماحق نداریم یه مسجد بسازیم!یکی میگه چرافلان کس واق واق کرد!!!یکی میگه چرافلان آقا رو منبر اینو گفت!یکیم میگه دهنتو ببند چرا مسلمین رو به جون هم میندازی و تفرقه درست میکنی!در حالی که من هزاربار گفتم بازم میگم هیچ کینه ای با دوستان عزیز اهل سنت ندارم و کوچیک همشونم هستم هرچند خودمو معصوم نمیدونم و قبول دارم ممکنه گاهی تند حرف زده باشم…
    باشه دوستان عزیز.اگه مطرح کردن چندسواله که بین مسلمونا چند دستگی انداخته من دهنمو میبندم…اما بدونید که ما خودمون هستیم که با کم ظرفیتیمون به استعمارگرا اجازه دادیم که بندازنمون به جون هم
    وگرنه ÷اک کردن صورت مساله حل درستی برای اون نیست…
    موفق باشید

    [پاسخ]

  7. ای روافض وشیهه گان بی فرهنگ ودرتاریکی ابلیس مردم گمشده:
    درمورد اصحاب رسول الله قران شاهدی میدهد که .(رضی الله عنهم ورضو عنه) شما به کدام زبان نجس خلیفه ارشد پیامبر اسلام را که بعد ازتمام انبیاء علیهم السلام بهترین وافضلترین شخص درتمام مخلوق خدا پادشاه محبین حضرت سیدنا امیرالمومنین ابوبکر صدیق رضی الله تعالی عنه است سند رضا خدا درقران به او داده شده است خداوند شما دروغ گویان و افترابسته کننده گان براصحاب رسول رب العلمین ص راهدایت اسلام کند و ایمان شمارا تکمیل کند اگر به هدایت نمیشوید رب ذوالجلال شمارا مثل اقوام عاد وثمود هلاک کند . امین

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۴ ب.ظ:

    @دلاور,
    فکر کنم شما با این نحوه صحبت ثابت کردی کی هستی و من نیازی به پاسخ دادن نمیبینم…
    امادوستانی که ما رو متهم به کینه و دشمنی و تفرقه اندازی میکنید بفرمایید مطالعه کنید تا بفهمید کینه یعنی چی…!

    [پاسخ]

  8. برادر گرامی آقای متین با سلام
    اگر نوشته های شریعتی را به عنوان مغز انقلابی آن زمان و البته همین دوره که نوشته هایش عجیب هم هنوز تازه است،قبول دارید پیشنهاد می کنم آری اینچنین بود برادر ایشان را گوش کنید ،بعضی نکات را قشنگ گفته،
    از سعه صدرتان ممنون اما شما که دبیر ریاضی هستید می دانید یک مسئله از چند راه حل می شود و جالب اینکه همه هم به یک جواب می رسند،همان جوابی که دنبالش هستیم ، پس احتیاج به پاک کردن صورت مسئله نیست ،نمیگویم خوشبینانه همه چیز را بخواهیم رفع ورجوع کنیم ولی یادمان باشد از علی (ع) بالاتر نیستیم ،مگر نمی گوییم خلافت او از جانب خدا تعیین شده بود؟آیا شیر خدا به خاطر مصلحت حقیقت و فرمان خدا را زیر پا می گذارد ؟حتی اگر تنها باشد؟مگر پیامبر در هنگام ابلاغ پیامبری خود تنها نبود؟ اما چون دستور از جانب خداوند بود به استقبال همه چیز رفت.
    توی همین منابع شیعه وسنی هم تضاد زیاد است ،مثلا در اصول کافی و بحارالانوار آمده علی دخترش ام کلثوم را به عمر داد،اما ظاهرا دوباره در بعضی منابع گفته اند این دروغ است ،اینها دعوای حکومت های تاریخ است بیشتر، تا دعواهای صدر اسلام ،
    نمی خواهم دوباره بحث های بی نتیجه مطرح شود ولی میگویم از قوه عقلی که خداوند در اختیارمان گذاشته برای تفکر استفاده کنیم ،
    مسئله ما امروز تقویت و شناخت اسلام است ،وقتی منابعی داریم که خدا وکیلی هم در شیعه و هم در سنی احتمال بالای تحریف در طول حکومت هایی که فقط به بقای خودشان به قیمت استحمار مردم بوده اند،در ان زیاد است همه به قرآن چنگ بزنیم و از فرقه فرقه شدن بپرهیزیم هر کسی در مکان خودش تاثیری عمیق بر جامعه اطرافش خواهد داشت ،
    من شخصا دیگر هیچوقت پای روضه هایی که فکر میکنم متنش فقط برای تفرقه تنظیم شده نمی نشینم و معتقدم همه ما و توده مردم موظفیم روی آنچه می شنویم فکر کنیم،این همه مشکل در جامعه امروز ما هست چند در صد مجالس عزاداری که بهترین فرصت برای روشنگری و حل این مسائل است به آگاه کردن مردم می پردازد؟
    اگر خواستید سخنرانی را به میلتان می فرستم.
    خداحافظ

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۴ ق.ظ:

    @زهرا خانم
    اولا میبخشید این چند روزه سرم شلوغ بود الان کامنتتونو دیدم.
    عرض شود خدمت شما که…درباره آقای شریعتی باید بگم که من ایشون رو بعنوان یه نویسنده بزرگ و توانا قبول دارم اما بعنوان یه الگوی موثق اعتقادی خیر.کتاباشونم خوندم اما سخنرانیهاشو زیادنشنیدم.کتابهای ایشون ترکیبی است از یک قلم فوق العاده قوی و بسیار زیبا+جریانات و مطالب تاریخی واحادیث بعضا ضعیف(ازنظرسند)+برداشتهای شخصی ایشون طبق نگاهی که به دنیا داشتن.البته قبول دارم مطالب قابل تامل در گفته هاش زیاد هست اما فکر میکنم بکار بردن لقب(مغز متفکر) یکم زیادیشون باشه.من که اگر بخوام این لقب رو به کسی بدم فکر میکنم برای کسی مثل علامه جعفری برازنده تر باشه با اون جریانات مربوط به مناظراتشون با برتراند راسل و …در واقع شریعتی رو میشه با جلال آل احمد مقایسه ش کرد.
    ازین بحث که بگذریم دیدم شما بحثی راجع به چنگ زدن به قران رو مطرح کردید که من هم کاملا موافقم اما…
    ببینید الان ۷ملیارد انسان رو زمین زندگی میکنه که دارای ده ها دین و اعتقاد مختلف هستند.یکی میگه الله رو میپرسته یکی یهوه یکی اصلا خدا رو قبول نداره یکی گاو میپرسته یکی بت و…حالا نکته اینجاست که همه ما انسانها هم عقل داریم هم شعور پس این اختلافات سر چیه؟میخوام اینو بگم که عقل برای رستگار شدن لازم هست اما کافی نیست(قبول دارین؟)
    واما در باره قرآن باید بگم که بله من هم قبول دارم که قرآن کتابی هست که خدا اونو فرستاده و تمام اونچه بشر نیاز داره درش هست.اما نکته اینجاست که آیا ما میتونیم بگیم ما هم قرآن داریم هم عقل پس بار خودمونو بستیم و رستگار شدیم؟(اونم با عقلی که همه ما قبول داریم کامل نیست و خیلی راحت میتونه با تعصب لجاجت شهوت و… آمیخته بشه)اینجاست که خود قرآن جواب میده و میگه (…و یضل بهی کثیرا…)
    بعنوان مثال نقض عملیش میشه به خوارج اشاره کرد.حتما میدونید که شعار خوارج آیه(ان الحکم الا لله…یوسف۶۷)بوده.پس خوارج به قرآن چنگ زدن و در نهایت به این نتیجه رسیدن که باید علی(ع)رو در محراب نمازش به قتل برسونن…
    پس قبول بفرمایید که همین قرآن گردنه های خطرناکی داره که اگر حواسمونو جمع نکنیم ممکنه هلاکمون کنه(قبول دارین؟)
    پس چی شد؟شما فرمودید همه به قرآن چنگ بزنیم.منم گفتم قبول دارم اما این مشکل وجود داره که خیلی آیات رو میشه به nطریق تفسیر و تاویل کرد واینکه اگر ما منظور قرآن رو درست نفهمیم ممکنه به همون راهی بریم که خوارج و امثال اونا رفتن.
    حالا میخوام بدونم راه حل شما برای این مشکل چیه؟
    ضمنا این سخنرانیها رو هم اگه بفرستید ممنون میشم
    matin_518@yahoo.com
    موفق باشید

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۱ ب.ظ:

    @متین,
    اگر من چند مطلب را در مورد عقاید شما بدانم ، آنوقت میتوانم پیش بینی کنم این بحثها به قول خودتان یک اپسیلون به ایمان ما اضافه می کند یا نه؟
    اول اینکه آیا شما معتقدید ۱- آنچه امروزه ما به عنوان شیعه قبول داریم و انجام می دهیم کاملا منطبق بر اصول اسلام است؟
    ۲-آیا هیچ ابداعی و انحرافی از تشیع اولیه که معترضان به غصب خلافت علی(ع) پیروش بودند، پس از گذشت سالها به خصوص پادشاهی صفویه امروزه در مذهب ما دیده نمی شود؟
    ۳-آیا ما موظفیم به صرف آنکه از قرآن کریم تعابیر گوناگون می شود ، و عقل ما خیلی جاها دچار اشکال است از تفکر در مورد انچه می شنویم
    صرفنظر کنیم و نحوه تفکر و استنتاجمان را در بست بسپاریم به دست افرادی که به انان اطمینان داریم؟ اگر در مورد علم و تقوای حداقل بعضی از آنها با همین عقل ناقصمان دچار اشتباه شده باشیم چه؟
    ۴-و در نهایت آیا قرآن کریم بر فردی امی یعنی بیسواد نازل نشده که بندگان عادی خدا جرات کنند طرفش بروند و کسی نگوید قرآن کتابی نیست که مردم عادی بتوانند روی آیاتش تفکر کنند ، وکسی نگوید قرآن را فقط علما می فهمند.
    ۵-و آخر اینکه آیا شما برادر قرآن خوان قبول دارید که چون چند بار دین
    خداوند در همین کتاب موافق با فطرت انسان معرفی شده پس کتاب خدا نیز موافق با طبیعت انسان است و البته پرتگاهی نخواهد داشت ؟

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۲ ب.ظ:

    @محمدجان
    اولا باید یه تشکر کنم بخاطر لحن صحبت منطقی و دوستانه شما و همین طور رعایت ادب و احترام در صحبت هاتون.من خودم درباره اصل مباحثه اعتقاد دارم که همه ما تا یه سنی اعتقاداتمون یه ک÷ی از اعتقادات والدینمون هستش که طوطی وار تکرارش میکنیم.اما آدم عاقل اونه که وقتی به سنی رسید که خودش صاحب قدرت تفکر شد این اعتقاداتش رو خودش به چالش بکشه تا اون قسمتهایی که درسته بهش ایمان بیاره و بیشتر قدرشو بدونه و اگر احیانا در جاهایی میبینه اشکالی هست اونا رو برطرف کنه.و از نظر من یکی از بهترین روشهای به چالش کشیدن اعتقادات مباحثه هست.البته تا جایی که طرفین از دایره ادب و احترام خارج نشن.
    اما درباره سوال اولتون باید عرض کنم قبلا جواب دادم و گفتم خیر.من کسی رو میشناختم که اسما شیعه بود امانماز نمیخوند بعد میومد درباره شیعه و سنی بحث میکرد.من بهش گفتم همون کسانی که تو سنگشونو به سینه میزنی یعنی اهل بیت گفتن فاصله ایمان و کفر ترک نماز است یعنی طبق گفته اونا در اصل ایمان تو تردید هست! دیگه بحث چی میکنی؟؟؟
    قبلا گفتم بازم میگم صحبت من درباره ارزشها و اصول هست نه اشخاص.
    درباره سوال دومتون باید بگم که در طول تاریخ حکام مسلمان سعی داشتن برای مشروعیت بخشیدن به حکومتشون احکام دین رو به نفع خودشون تفسیر کنن و این مساله کلیه و مختص شیعه یا سنی نیست. اما معتقدم اصول و ارزشها ثابت هست.مثلا درباره عزاداری عاشورا این مساله از زمان امام زین العابدین(ع)وجود داشته تا الان(هرچند منکر برخی افراط و تفریط ها نمیشم).یا همین بحث توسل نه تنها شیعیان بلکه بسیاری از بزرگان اهل سنت مثل امام غزالی به اون اعتقاد داشتن.
    درباره سوال سومتون باید بگم فکر میکنم نتونستم منظورمو درست بیان کنم.من عرض کردم عقل برای رستگاری(لازم)هست اما (کافی)نیست. یعنی چی؟ ببین بعضی آیات قرآن واضح و سرراسته.مثلا در قرآن اومده شراب نخورید.زنا نکنید دزدی نکنید و …خوب منظور این آیات مشخصه چیه و ما با عقلمون میفهمیم یعنی چی و اختلافی هم در این باره نداریم.اما یه سری آیات هست که دو نفر دوتا تفسیر مختلف ازش میکنن که۱۸۰ درجه متفاوته و هر کدوم هم در تایید حرفاشون دلایلی میارن و هرکدوم دلیل خودشونو منطقی و دلیل طرف رو بی اساس میدونن.سوال من این بود که در اینگونه موارد چکار باید کرد؟ وگرنه من کی گفتم ما عقلمونو تعطیل کنیم فقط ببینیم علما چی میگن!بعنوان مثال درباره آیاتی که درباره دعوت مردم به ÷رستش خدا نازل شده عده ای به اونا استدلال میکنن و میگن سوگند دادن خدا به رسولش یعنی شرک و دلیلشون هم فقط منطق و عقل خودشونه عده دیگه ای هم میگن اینطور نیست.(کاری به این موضوع ندارم و دارم کلی بحث میکنم)
    حالا این وسط تکلیف چیه؟
    جواب سوال چهارم هم که فکر کنم گفتم.
    اما درباره سوال آخرتون باید بگم قرآن مثل دارو هست.مگر دارو برای سلامتی انسان ساخته نشده؟اما قبول بفرمایید مصرف نابجا و بیش از حد دارو نه تنها مفید نیست بلکه میتونه کشنده باشه.اگر ما یه آیه رو در جای نادرستش بکار ببریم میتونه خطرناک باشه.قبلا مثال خوارج رو زدم.همین چند وقت قبل بود که یک عالم مسلمان اومد با استناد به آیه (والجبال اوتادا.نبا۷) گفت هر کی بگه زمین میگرده کافره!!!
    مگر خود خدا در قرآنش نفرموده این قرآن خیلی ها رو هدایت میکنه و خیلی ها رو هم گمراه! آیا قرآن گمراه کننده ست؟؟
    اینه مفهوم ÷رتگاه که اگر آدم یه راهنما و یه بلد نداشته باشه ممکنه در اونا سقوط کنه.قبول دارید؟
    موفق باشی

    [پاسخ]

  9. …ابوبکر در لحظات پایانی زندگی پر از زیباییِ درد و رنج محمد می گرید و محمد گریه اشک آلود و بلند ابوبکر را بر بالین خود می بینید و می فرماید : ” آرام باش ابوبکر ، این درهائی را که به مسجد باز میشوند بنگرید . جز درِ خانه ابوبکر ، همه را ببندید ” این سخن محمد رسول الله از دیدگاه من به خاطر احساس خالص ابوبکر هست ، ابوبکری که میگوید : سوگند که به آنکه مرا آفریده است هر آنچه را که محمد فرموده است بجای خواهم آورد ، مرد نرمخوی و آرام مسلمانان در برابر سخن عمر که می گفت اسامه برای سرلشگری مناسب نیست و حوان است… – و در حالی که محمد گفته بود اسامه برای سرلشگر سپاه مناسب است – ، سخت برآشفته می شود و بر روی عمر می پرد و عمر از اینکه ابوبکر چنین خشمگین میشود شگفت زده میشود ، ابوبکر به عمر از کلماتی مانند : “مادرت به غزایت بنشیند” ، “نیستت را ببیند ” این است که این مرد می خواهد سنت محمد را به جای آورد و ادامه دهنده راه وی باشد. اگر چه توانست یا نتوانست (من حقی بر اینکه چنین نظری دهم بر خود نمی دهم.) اما به هر حال وی چنین چیزی را می طلبید. عمر جانشین وی نیز که فقتوحات بسیاری کرد نیز در قلب چنین دیدگاهی را دارد.

    اکنون همه انسانهای طلایی آن نسل مرده اند و سخنی از محمد پیام آور برای تشکر از زحمات تمامی آنان برای آنان می فرستیم ، اسانهایی همچون : سمیه ، یاسر ، عمیر بن حمام ، عوف بن حارث ، بلال ، معاذ بن عمرو ، ابوحذیفه و … هزاران شخصیتی که باید آنان را مقدس بنامیم زیرا که نامشان در سینه ها نماند و ” داغ و درد مرگ آنان را مزارع متروک آنان ” و رنج و سختی آن برای زنان و مادرانشان بود. که در راه اسلام کم نگذاشتند و برای آنکه محمد نمیرد خود را در جلوی تیر مرگ گذاشتند ، چنین است که آنان در بهشت جاودانند.سخن خود محمد را برای تشکری از زحمات بزرگ امثال ابوبکر ها و شهید ها نقل می کنیم :

    ” آفرین بر شما ، خدا شما را رحمت کند ، پناهتان دهد ، نگاهتان دارد ، بلندتان دارد ، سودتان بخشد ، توفیقتان دهد ، یاریتان کند ، سلامتان دارد ، رحمتتان کند ، شما را بپذیرد ، من شما را به تقوی سفارش می کنم ، خدا نیز شما را بدان سفارش می کند… . “
    اسلام شناسی و ابوذر غفاری دکتر شریعتی

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۰ ب.ظ:

    @محمدجان ایکاش سند مطالبی که نوشتی رو هم میگذاشتی.البته منظورم از سند کتب ثقه شیعه یا اهل سنت هستش نه گفته های آقای شریعتی که کتبشون بیشتر ارزش ادبی داره تا سندی.مثلا تا اونجا که میدونم این علی(ع) و فاطمه زهرا(س)بودن که به دستور پیامبر(ص) درب خونشون تو مسجد باز موند(مسند احمدبن حنبل ج۱ص۱۷۵٫ج۲ص۲۶٫ ج۴ص۳۶۹+سنن نسایی ص۱۳-۱۵+مستدرک ابن جوزی ج۳ص۲۴-۲۵و…) ونه جناب ابوبکر
    موفق باشی دوست خوبم

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۶ ب.ظ:

    @متین,
    عبدالحمید جوده السحار – اباذر غفاری : صفحه ۱۲۸

    گزیده ای از : دکتر جواد عباسی – مسعود جوادیان – محمد علی علوی کیا – دکتر عبدالرسول خیر اندیش کتاب تاریخ ایران صفحات :۱۰۵ – ۱۱۸

    تاریخ ایران و جهان – دکترحسین مفتخری – بخش سوم ظهور اسلام و حرکتی تازه

    ابن هشام جلد اول صفحه ۲۵۲

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۷ ب.ظ:

    @متین, عبدالحمید جوده السحار – اباذر غفاری : صفحه ۱۲۸

    گزیده ای از : دکتر جواد عباسی – مسعود جوادیان – محمد علی علوی کیا – دکتر عبدالرسول خیر اندیش کتاب تاریخ ایران صفحات :۱۰۵ – ۱۱۸

    تاریخ ایران و جهان – دکترحسین مفتخری – بخش سوم ظهور اسلام و حرکتی تازه

    ابن هشام جلد اول صفحه ۲۵۲

    [پاسخ]

    متین پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۷ ب.ظ:

    @محمدمیبخشید اما کدوم یک از این منابع از کتی ثقه شیعه یا اهل سنت هست؟(منظور از کتب ثقه کتب صحاح سته اهل سنت و کتب اربعه شیعه هست)

    [پاسخ]

    بنیامین پاسخ در تاريخ مهر ۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۰۳ ق.ظ:

    جزا ک الله

    [پاسخ]

  10. تا وقتی این اطلاعات تلنبار شده از گذشته توی مغزامون پر شده باشه بهمون اجازه فکر کردن در مورد چیزی رو نمیده اگرهم بخوایم فکر کنیم فکرمون از روی اون اطلاعات بدرد نخور بلند نمیشه مثل مگسی که دور شیرینی یا چیزای دیگه میگرده و دورتر نمیره. در هر صورت برای اینکه به اصل قضیه پی ببریم باید چیزای اضافی رو از ذهنمون پاک کنیم در غیر این صورت در جهل مرکب ابد الدهر میمونیم.

    [پاسخ]

  11. سلام برادران وخواهران پیرو خدا ومحمد (ص) . چرا میخواید با رو کردن گذشته ای که هیچ ربطی به من وشما نداره حال وآیندتون رو به سخره بگیرید . مگه شما چکاره ی خدا وپیغمبرید . نه به اون نماز خوندنتون ونه به …. . اگه واقعا مسلمونید واجباتتون رو انجام بدید حالا تو هر مذهبی که هستید باشید مهم خدا ورسول اکروه . خیالتون راحت باشه که خدا نیک وبد رو تفکیک میکنه . نه ما و امثال ما . به امید آینده ای به دور از خود خواهی ویکدندگی ///

    [پاسخ]

  12. دوستان من حضرت ابوبکرصدیق از میان مردان اولین فردی بودکه به پیامبر ایمان آورد….ودرین راه از جان ومال خودش چیزی کم نگذاشت.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ مهر ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۲:۳۸ ق.ظ:

    @بنیامین, خالی بند

    [پاسخ]

  13. یکی از بی شرفان درتبصره های فوق گفته است که ابوبکر رض قبل از اسلام کافر بود وچرا به او لقب صدیق را میدهید تو اگر انسان باشی و خداشناس باشی باید بدانی که این لقب بر ابوبکر رض از طرف لسان نبوی ص داده شده وخود پیامبر خدا بریش این لقب را داده است ومسلمان باید ایمان داشته باشد که حرف را کی نبی ص از لسان خود کشیده ان وحی از طرف خداوند متعال است حالا قضاوت بدست شما که وحی خدا دردغ میدانید یا راست ولی ما شکر الحمد لله ایمان داریم که صدیقیت ابوبکر صدیق رض الله تعالی عزوجل عنه این لقب را از لسان نبوی گرفته است نی از لسان ماوشما

    [پاسخ]

  14. به خدای رسول الله قسم که اگر عمر و ابوبکر بدمی بودن رسول الله دختراشان را به ازدواج خود نمی گرفت دوما خوده حضرت علی رض گفت هر کس ابوبکر وعمر را از من بلندتر ترجیح بدهد به حق خود ظلم کرده است و اگر به دست من بیفتد گردنش راقلم می کنم ولی روزی کسانیکه به ابوبکر عمر عثمان … توهین می کنند پشیمان می شوند که فایده را نخواهد داشت پس بهتر است همین حالا به خود بی آیید

    [پاسخ]

  15. نمی فهمم از کجا دانلود می شود اگر رهنمایی کنید خیلی خوب می شود… تشکــــــــــر

    [پاسخ]

    مسعود اکبری پاسخ در تاريخ آبان ۶ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۵ ب.ظ:

    درود @نعمان صالح نجرابی,
    روی “ابوبکر (جهت دریافت کلیک کنید)” کلیک کنید یا از این لینک استفاده کنید:
    tarikhema.ir/books/religion/aboobakr-seddiq.zip

    [پاسخ]

  16. من اهل سنتم!
    اولا میخوام بدویند که دو تا از بزرگان ما ، شاگرد حضرت صادق(ر.ض) بودند و این یکی از افتخارات ماست!
    ..
    همین میتواند دلیلی باشد بر کذب بودن ، اهل تشیع(با عرض معذرت)
    این دو تا شاگردی که بنده عرض کردم، هر چه که یاد گرفته اند، را از حضرت صادق یاد گرفته اند و همه آنجه که از آن بزرگ یاد گرفته اند، به مایی که اهل سنت هستیم ، از طریف کتابشان ، به ما یاد داده اند!

    این متن مخصوص کسانی است که ذره ای، عقل و اندیشه داشته باشند و حرف حق را بفهمند

    [پاسخ]

  17. سلام علیکم
    به شیعیه یان میګم که آیا ۱۲ امامان تان را در باره سه خلیفه راشدین چیزه ګفته است که نعوذ باالله به کفریت و یا منافقت آنها د لالت بکند پس چرا شما این طور مزخرفات میګویند آخر از خدا بترسیند، شما که این چیزهای را میګویند پس از کافرها چی ګیله است

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۵ ب.ظ:

    @داود,
    خوب بود شما سنی ها گاهی اوقات به کتب خودتون رجوع میکردید البته اگه به کتب خودتون اعتماد دارید.
    ۱- نیز به روایت ابن سعد آمده: عمر گفت:

    ((لیتنی لم اک شیئا قط لیتنی کنت نسیا منسیا. قال: ثم اخذ کالتبنه او کالعود عن ثوبه. فقال:لیتنی کنت مثل هذا))یعنی: ای کاش من چیزی نبودم. ای کاش فراموش شده بودم. آنگاه خورده آشغالی که همانند کاه یا چوب بود از لباسش برگرفت و گفت ای کاش من مثل این بودم.

    ۲- و نیز گفت:

    ((یا لیتنی کنت کبش اهلی یسمنوننی ما بدالهم. حتی اذا کنت اسمن ما اکون زارهم بعض من یحبون فجعلوا بعضی شواء و بعضی قدیدا. ثم اکلونی و اخرجونی عذره و لم اکن بشرا))یعنی: ای کاش من قوچ خانواده بودم و آن قدر مرا می پروراندند که چاق ترین قوچان می نمودم آنگاه هرکس را دوست می داشتند به دیدار آنها می آمد و بر آنها وارد می شد. پس مرا می کشتند و مقداری از گوشتم را می پختند و مقدار دیگرش را سرخ می کردند پس مرا میخوردند و در حال…بودن مرا خارج می نمودند و من آدم نبودم.
    ۱)طبقات ابن سعد ۳/۲۶۲
    ۲)حلیه الاولیاء: ابونعیم ۱/۵۲– منهاج السنه: ابن تیمیه به شرح فوق و اعتراف به صحت آن

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۶ ب.ظ:

    @داود,
    شخصیت عمـربن خطاب لعنت الله علیه از زبان خودش

    درکنزالعمال(ج۶ ص۶۱۹ چاپ حیدرآبادهند سال ۱۳۱۲)نقل شده که عمر بن خطاب(لعنت الله علیه) فرموده:ای کاش گوسفندی بودم وبخشی ازبدن مراکباب وبخشی دیگر را قلیه می کردند ومی خوردند و مراهمانند نجاست (مدفوع) ازبدن بیرون می انداختندو بشر نبودم..!!

    وهمچنین بازدرهمین کتاب(ج۴ ص۳۶۱) از ابوبکر نقل شده که روزی ابوبکر (لعنت الله علیه)مرغی رابرشاخه درختی دید وگفت:خوشا به حال تودوست داشتم که مانندتوباشم زیراتوخرما های درختان را می خوری وپرواز می کنی وحساب وعذابی برای کارهایت نداری به خداقسم دوست می داشتم که درختی می بودم درکنار راه وشتری برگ مرامی خوردند ومراچون پشکل ازشکم خارج می کرد وبشر نمی بودم.

    [پاسخ]

  18. بسم الله الرحمان الرحیم. باسلام اول از برادر و خواهرای عزیز شیعه برای دفاع از حریم مذهبمان تشکر می کنم.دوم نیازی نیست به احادیث رجوع کنیم تمامی ما قران را قبول داریم .خداوند در قران کریم می فرماید.قطعا خدا و پیامبر و آنکه در رکوع انگشتر را زکات داد ولی(سرپرست)شما هستند
    سوال اینجاست :سرپرست اول و دوم مشخص است .اما خداوند در زمان پیامبر طبق فرموده خود سرپرست سومی نیز قرار دارد.طبق احادیث شیعه و اهل تسنن نفر سوم که در قران ذکر شده حضرت علی (ع)هستند که انگشتر خود را در رکوع به فقیر بخشیدند.این هم مدرکی از قران.اما طبق حدیث بخاری و مسلم حضرت علی با حق است و حق با او پس ایشان کذب نخواهند گفت:در صحیح مسلم جلد پنج از اعترافات عمر در نزد مولا علی و عباس عموی پیامبر افشای حقیقت است که نظر مولا علی در مورد ابوبکر و عمر کاذب و حیله گر و خیانت کار بوده اما درمورد اینکه جاهلی نوشت ایمان ابوبکر ارزشمندتر از ایمان مولا علی بوده باید گفت همه ما(شیعه و اهل سنت)ماجرا ضربه حضرت علی و ارزشش را میدانیم پیامبر اسلام می فرمایند ضربه علی در جنگ خندق بالا تر از عبادت جن و انس است یعنی اگر عبادت عمر و ابوبکر و عثمان و معاویه و عایشه و …را روی هم بگذاریم به همین یک ضربه هم نمیرسد …اینم شماره من برای برادران و خواهران خوبم خوشحال میشم شبهه ها یا سوالای خودتونو بفرستید ۰۹۳۵۲۸۴۷۶۱۸ محمدم (به لطف خدا و برکت اولیا الله)نویسنده و گرد آورنده کتاب اثر انگشت البته اگر جواب سوالی را پیدا نکردید با من تماس بگیرید قبل تمام سعی خودتونو بکنید

    [پاسخ]

  19. با سلام
    آقا داوود از زبان خلفای شما میگویم
    ۱ریاض النظره. محب طبری:۱/۱۳۴–تاریخ الخلفاء سیوطی ص ۱۴۲ اواخر شرح حال عمر نیز جامع الاحادیث سیوطی به شرح: کنز العمال ۱۲/۵۲۸ با اسناد متعدد و مضامین مختلف به نقل ابن ابی شبیه و حاکم هناد سری:
    حافظ ابن ابی شبیه و دیگران روایت کرده اند:

    ابوبکر نگاهش بر پرنده ای بر فراز درختی افتاد. پس گفت:
    ((طوبی لک یا طائر تاکل الثمر و تقع علی الشجر و ما من حساب و لاعقاب علیک لوددت انی شجره علی جانب الطریق مر علی جمل فاکلنی و اخرجنی فی بعره و لم اکن من البشر))یعنی: خوشا به حالت ای پرنده بر درخت می نشینی و میوه اش را میخوری در حالی که نه حسابی بر تو باشد و نه عذاب وگرفتاری من دوست دارم درختی در کنار راه بودم و شتر راهگذار مرا میخورد ودر لابلای سرگین خود مرا بیرون می انداخت و من هرگز بشر نبودم

    همچنین:منهاج السنه ۳/۱۲۰ و ابن شبه در تاریخ مدینه ص ۹۲۱-۹۲۲ کلمه یا لیتنی کنت تبنه را به عمر نسبت داده اند.
    و در روایت ابن تیمیه آمده که گفت:

    ((لیت امی لم تلدنی لیتنی کنت تبنه فی لبنه))ای کاش مادرم مرا نزائیده بود. ای کاش من کاهی بودم در خشتی.
    منهاج السنه ۳/۱۲۰ و ابن شبه در تاریخ مدینه ص ۹۲۱-۹۲۲ کلمه یا لیتنی کنت تبنه را به عمر نسبت داده اند.

    [پاسخ]

  20. با سلام می خواهم از شما برادران مسلمان بپرسم که ما مسلمین چرا به خاطر موضوعاتی که هیچ کدام قانع نمی شویم اینقدر جر و بحث می کنیم .در یکی از نوشته های فوق مشاهده کردم که یک نامسلمان هم به عقاید شیعه وهم عقاید سنی وپیامبر اسلام وامامان و خلفا فحاشی کرده بود.باید بر من وتوی مسلمان گریست که طعمه ی استکباریم.خداوند انس وشفقت را جایگزین لعن کردن ما مسلمانان کند.

    [پاسخ]

  21. سلام به همه.یه لحظه به من گوش بدید.این کتاب فقط برای دانلود و استفاده همه اینجا گذاشته شده.نه اینکه شما بیاید زیرش با کامنتهاتون مناظره راه بیاندازید.اینجا جای مناظره نیست عزیزان!!!مرسی از همه

    [پاسخ]

  22. خیلی خیلی خیلی ممنون که این مطالب رو گزاشتین خیلی دنبال منبع میگشتم که به دوستای شیعه م که همیشه از من سوال میکردند وب نظر خودشون من رو به راه راست هدایت میکنند میتونم جواب بدم شاید نتونم که قانعشون کنم ولی میفهمن که ما هم میتونیم از اعتقاداتمون دفاع کنیم
    بازم ممنون

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>