نام کتاب

دانلود مثنوی(جهت دریافت کلیک کنید)

نویسنده

ایرج میرزا

موضوع

شعر + دیوان + ایران

پسورد یا رمز

www.tarikhema.org

جلد

۱

حجم

503کیلو بایت

قالب

PDF

ناشر

تاریخ ما

مثنوی زهره و منوچهر شعر بلندی از ایرج میرزا است این شعر که با مطلعِ «صبح نتابیده هنوز آفتاب / وا نشده دیدهٔ نرگس ز خواب» آغاز می‌شود، محصول آخرین سال های زندگی ایرج میرزا بود و نتوانست تا زنده است آنرا کامل کند.

داستان زهره و منوچهر برگرفته از ماجرای عشق «ونوس و آدونیس» از اساطیر یونانی است. در طول تاریخ شاعران و نویسندگان بزرگی آثار مهمی را مورد این عشق نافرجام و تلخ خلق کرده‌اند از جمله منظومه ونوس و آدونیس اثر ویلیام شکسپیر که شعر ایرج میرزا نیز برداشت آزادی از شکسپیر است. البته ایرج تغییرات زیادی در داستان داده و به هیچ وجه نمی‌توان این اثر را ترجمه اثر شکسپیر دانست. پس این اثر ترجمه اثر شکسپیر نیست. ایرج چنان استادانه به نقل این داستان به زبان فارسی پرداخته و آن را با فضای ایرانی درآمیخته که خواننده اثر احساس نمی‌کند که موضوع داستان و شخصیت‌ها از یک اثر خارجی اقتباس شده‌اند.

Image result for ‫کتاب مثنوی زهره و منوچهر‬‎

بررسی ادبیات داستان زهره و منوچهر

برخي مؤلفان ترجمه احوال و محققان آثار ايرج نقائصي را كه از نظر ادبي بر سروده‌هاي وي وارد اسشت برشمرده‌اند من‌جمله آنكه ايرج در پاره‌اي موارد، حرف عين را به جاي همزه وصل بكار برده درنتيجه تلفظ آنرا ساقط و به عبارت ديگر ترك اولي كرده است. يا آنكه برخي كلمات فارسي را به سياق جمع تكسير عربي آورده يا الفاظي نظير «فقط» را كه از نظر مرحوم بهار، استعمال آنها در كلام منظوم، نارواست بكار بسته يا الفاظ زائد نظير «مرورا» و «مرمرا» را كه توللي آنان را ساروج ادبي ناميده به شعر خود راه داده است.
با توجه به اينگونه مسائل كه ناظر بر جنبه‌هاي فني، بديعي و صناعي شعر است در سراسر منظومه زهره و منوچهر، تنها دو نكته به نظر نگارنده رسيد كه طبعاً در مقابل دنيايي ذوق و هنر كه در بافت مثنوي زهره و منوچهر به كار رفته بس ناچيز و معدم است. نخست آنكه در بيت: «هر رطبي را كه نچيني بوقت – حيف شود بر سر شاخ درخت» وقت با درخت نمي‌تواند قافيه باشد. بيت مزبور در تمام منابع مورد جستجو و مطالعه من – كه از چهل و چهار سال پيش تا كنون تأليف يافته به همان شكل آمده است و من هرچه فكر كردم براي كلمه وقت (يا وقه) نتوانستم قافيه مناسبي پيدا كنم مگر آنكه بگوييم ايرج در منظومه جذاب زهره و منوچهر، آنچنان در بكار بردن زبان عوام و صناعت سهل و ممتنع خود را غرق و كحو كرده كه وقت را «رخت» آورده است. دوم آنكه در بيت: «ماچ‌كن از گونه سيمين من – گاز بگير از لب شيرين من» سيمين و شيرين قافيه قرار گرفته است در حالي كه پس از حذف ياء و نون نسبت، سيم و شير نمي‌توانند قافيه باشد و جاي ترديد نيست كه «شيرين» معادل حلاوت بر اثر غلبه استعمال، نقش اصلي خود را از دست داده است كما اينكه در فارسي، بار ديگر آن را با ياء نسبي درآورند و «شيريني» خوانند.